X
تبلیغات
جاذبه های گردشگری ایران | جهانگردی - جاذبه های گردشگری استان مازندران

جاذبه های گردشگری ایران | جهانگردی

جاذبه های ایرانگردی | جاذبه های جهانگردی | شیوار کوهستان

 

شهرستان ساری دارای اماكن ديدنی و جاذبه‌های مختلف تاريخی و طبيعی است.

برج رسكت
در چهل كيلومتري جنوب غرب شهر ساري قرار دارد و مسير دست رسي به آن از ساري آغاز و پس از عبور از دو راهي كياسر و سد سليمان تنگه به جانب غرب منحرف مي‌شود كه بيشتر قسمتهاي آن آسفالته مي‌باشد. اين بنا در مجاورت روستاي رسکت در بخش دودانگه ساري قرار دارد و باآجر ساخته شده و تزئينات آن شامل مقرنس كاري دو كتيبه آجري به خط كو في و پهلوي ساسا ني است. احتمالاً مقبره يكي از شهرياران آ‌ل باوند بوده و مربوط به قرن نجم هجري قمري است.وجود خط پهلوی در این بنا به این دلیل است که خط رایج در مازندران تا قرنها پس از حمله ی اعراب به ایران همچنان خط پهلوی بود.

مجموعه تاريخي فرح‌آباد
در 28 كيلوماري شمال شهر ساري و در ورودي خزر آباد و در 3 كيلومتري ساحل درياي مازندران قرار دارد . اين مجموعه شامل مسجد، پل، ديوار‌هاي بر جاي مانده از يك كاخ سلطنتي است كه به ستور شاه عباس صفوي ساخته شده و تفرج‌گاه ساحلي صفوی بود. مسجد ‌با ايوانهاي رفيع، شبستانها . حجره هاو مناره‌ها از مهمترين بنا‌هاي تاريخي استان مازندران به شمار می‌رود.

مسجد جامع ساری
مسجد جامع ساری از بناهای زیبای این شهر است. قدمت این مسجد را به بیش از هزار سال تخمین می زنند.این مسجد در مرکز شهر و در مجاورت بازار نرگسیه قرار دارد.

خانه قديمي كلبادي
اين مكان زيبا و قديمي در مركز شهر ساري و در مجاورت خیابان انقلاب واقع شده است و در حال حاضر به عنوان اداره ميراث فرهنگي مورد بهره‌برداري قرار گرفته و قدمت آن حدوداً يه 200 سال قبل باز مي‌‌گردد. ويژگيهاي اجزاي معماري آن نظير اتاق‌‌ها ، حجره‌ها ، شاه‌ نشين، حمام اصطبل، حياط و هنر بكار‌رفته بر روي پنجره‌ها و ارسي‌ها و تزئين آنها با شيشه رنگي در نوع خود بي‌نظير است.

حمام وزيري
اين بنا نيز در مركز شهر ساري و در مجاورت خانه كلبادي قرار دارد و از لحاظ نوع معماري ، مصالح و ويژگيهاي ساختماني از ابنيه ديدني و مشهور مازندران به شمار مي‌ر‌ود. این بنا نيز متعلق به دوران قاجاريه است.

ساحل خزر آباد(فرح آباد)
در 35 كيلومتري شمال شهر ساري در ساحل درياي خزر واقع شده كه بوسيله بلوار و جاده زيباي فرح‌آباد كه زيبايي خاص دارد به ساحل ارتباط پيدا مي‌كند و مكان مناسب و امن براي شنا بالاخص براي استفاده خانمها از دريا مي‌باشد.

امام‌زاده عباس
در حاشيه شمالي ورودي شرقي شهر ساري واقع شده و از نظر شيوه معماري، گنبد هرمي شكل و صندوق چوبي نفيس، يكي از بناهاي معروف استان مازندران است.
تاريخ ساخت آن 897 هجري قمري است و سه امامزاده بنامهاي عباس و محمد و حسن در آن مدفون مي باشند.

برج‌سلطان‌زين‌العابدين
با گنبد مخروطي هشت‌ترك از لحاظ نوع معماري و تزئينات كاشي كاري و درب و صندوق چوبي نفيس، جز مهمترين ابنيه تاريخي ساري به شمار مي‌رود. كتيبه ها و كاشي‌ كاري‌هاي آن زيبا بوده و يك مرقد ديگر در داخل بنام سلطان‌امير شمس‌الدين مي باشد.این برج در نزدیکی امامزاده یحیی قرار دارد.

امامزاده یحیی
در مركز شهر و در نزدیکی بازار روز ساری قرار دارد و برج آجري آن به خاطر دارا بودن صندوق و درب چوبي نفيس داراي اهميت است. ارتفاع بنا 20 متر و تاريخ ساخت آن سال 849 هجري قمري مي باشد. امام‌زاده يحيي از فرزندان امام موسي‌كاظم (ع) است.

آب‌ انبار ميرزا مهدي
اين بنا در مركز شهر ساري واقع شده و مربوط به دوران افشاريه يا زنديه مي‌باشد، منبع اصلي به وسيله پلكاني به پاي شير و انبار آب دس ترسي دارد. پلان آن مدور و با گنبد هلالي است كه همه آن با آجر و ملاط ساخته شده و در قسمت دوگاني گنبد دريچه‌هايي براي تاميت روشنائي داخل آب انبار تعبيه گرديده است.

آب انبار نو
اين آب انبار نيز در مركز شهر ساري و در محله ی آب انبار نو در مجاورت خيابان ۱۸دی قرار دارد و به لحاظ نوع كار‌بري شبيه آب انبار ميرزا مهدي است.

پناهگاه حيات وحش
ان محوطه زيبا 55 هكتار در 35 كيلو‌متري شمال شرق ساري قرار دارد و مسير دسترسي آسفالته آن در 12 كيلومتري ساري به بهشهر در سه را هي اسلام‌اباد از جاده اصلي جدا شده و پس از طي مسافت 23 كيلومتر به مكان مذكور مي‌رسد.
فضاي جنگل جلگه‌اي آن از سال 1346 بصورت محل تكثير گوزن زرد خالد‌ار‌ ايراني در آمده است. دشت ناز براي علاقمندان به طبيعت و حيات وحش صرفا با مجوز سازمان محيط زيست مي توانند به تماشاي گوزن و پرندگان زيبا نظير قرقاول و كبوتران بپردازند.

پناهگاه حيات وحش سمسكنده
اين منطقه با 1000 هكتار مساحت در 10 كيلومتري جنوب شرق ساري واقع شده و مسير دسترسي آن از ساري تا سمسكنده بوده و در ادامه با يك جاده روستايي به داخل محوطه راه مي‌يابد.پوشش گياهي آن گونه‌هاي جنگلي و جلگه‌اي بوده و قسمتي از آن مانند دشت‌ناز به عنوان زيستگاه گوزن زرد ايراني مورد بهره‌برداري قرار گرفته است.

سد سليمان تنگه
در 45 كيلومتري جنوب غربي ساري در منطقه كوهستاني واقع شده است. اين سد در سال 1379 براي بازديد مسافرين و گردشگران آماده شده و از نظر اقامتي مخصوصاً براي افراد تور بسيار مناسب است.
اقامت شبانه در كنار رود‌خانه زلال با صدا و آهنگ دلنواز اوقات خوشي را فراهم مي‌كند، باز‌ديد از تاج سد يا گرفتن بليط در روز‌ ها ممكن بوده و در اين سد امكانات قايقراني، اسكي روی آب و... براي استفاده گردشگران آماده شده است. در مجموعه سد سليمان تنگه بوسيله بخش خصوصي امكانات تفريحي مناسبي براي اقامت و گردش روي آب ايجاد شده است كه با توجه به عظمت سد، زيبائي‌درياچه و فضاي دلپذير اطراف آن در حال حاضر يكي از زيبا ترين چشم‌انداز‌‌هاي مازندران محسوب مي‌شود كه ظرفيت و قابليت فوق‌العاده براي تور گرداني داراست.


پارك جنگلي شهيد زارع
پارك زيبا و ديدني شهيد زار ع در 3 كيلومتري شرق شهر ساري و در جانب جاده ساري به بهشهر قرار دارد و بعلت مجاورت با تپه‌هاي جنگلي كم ارتفاع در دامنه البرز، بسيار زيبا و چشمگير است براي استفاده گردشگران نيز داراي امكاناتي براي اقامت كوتاه مدت مي‌باشد. مخصوصاً بهترين مكان براي كساني است كه مي خواهند به صورت رايگان شب اقامت داشته باشند.

برگرفته از سايت e-Gasht

 

 
 
( عکس زیر لینک ورود برای عضویت در گروپ تعطیلات می باشد روی عکس کلیک کنید )
 

براي عضويت در اين گروپ روي اين عكس كليك كنيد

  

 

برای مشاهده بهترین تورهای اکوتور ، جامع ترين تورهاي ماجراجويانه ايرانگردي و شهر گردي 

 

براي ديدن بهترين و مناسبترين پكيجهاي تورهاي خارجي

 

براي رزرو آنلاين بليط چهار هواپيمايي كشور

 

براي رزرو آنلاين بليط قطار و اتوبوس

 

براي رزرو آنلاين هتلهاي ايران و جهان

 

براي سفارش تورهاي سفارشي خود و سازمان و شركت و  موسسه خود

 

براي در جريان قرار گرفتن تورهاي ثابت يكروزه هفتگي ما

 

براي اطلاع داشتن از تورهاي كيش و قشم   روي گزينه زير كليك كنيد

 

براي مشاهده صفحه نخست كليك كنيد

  

 

 


 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 17:22  توسط موسسه گردشگری شیوار کوهستان  | 

 

 

کاعون ۴۰۷۵ متر

مختصات جفرافیایی: ۳۶.۰۶۱۹۰ شمالی ۵۱.۹۸۲۹۰ شرقی

 

                                                    

برای دیدن عکسهای بیشتر اینجا را کلیک کنید

برای دیدن نقشه اینجا را کلیک کنید

 

 

قله کاعون در غرب دره هراز و شمالغرب قله دماوند سربرافراشته. در حوالی کاعون چند قله کوتاهتر به شرح زیر مشاهده میشوند:

--قله فرعی کاعون ۳۹۵۶ متر (به روی یال غربی کاعون)

--دو قله مخروطی شکل بی نام در غرب به ارتفاعهای ۳۸۹۸ و ۳۸۹۰ متر

--دو قله در شمال به نام سیارو هر دو به ارتفاغ ۳۷۸۳ متر

دامنه های شمالی و شرقی این قلل به شاخه های رودخانه دریوک (پنیری) منتهی میشوند و دامنه های جنوبی آنها به دره رودخانه سه سنگ مشرف میباشند. در جنوب رودخانه سه سنگ چندین قله ۴۰۰۰ متری که بلندترین آنها دوخواهران (۴۳۳۸ متر) و چپکرو (۴۲۶۰ متر) میباشند به چشم میخورند. بر خلاف قلل جنوب رودخانه سه سنگ که شیبهای تند و بعضا صخره ای دارند اکثر دامنه های کاعون شیبهای نسبتا ملایمی دارند. به همین لحاظ کوهنوردانی که در فصل تابستان به کاعون صعود میکنند احتمالا با هیجگونه مشکل فنی روبرو نمیشوند.

 دامنه های کاعون پوشیده از سنگریزه هایی به رنگ سبز مایل به خاکستری میباشند. به روی بعضی از قلل اطراف کاعون سنگریزه ها صورتی رنگ مینمایند. این رنگها همراه با لکه های سفید برف غلفهای سبز و آسمان آبی زیبایی توصیف ناپذیری به منطقه میبخشند.

اگر قصد صعود به کاعون و بازگشت به نقطه مبدا در یک روز را دارید بهتر است خود را برای یک راهپیمایی ۳۳ کیلومتری آماده کنید (رفت و برگشت). نزدیکترین آبادی به قله کاعون روستای نمار (نمارستاق) به ارتفاع ۲۱۵۰ متر در شرق کاعون میباشد. کاعون معمولا در یک برنامه چند روزه به همراه قلل دیگر منطقه دوخواهران صعود میشود.

نشانی نقطه مبدا

از تهران به جاده هراز بروید و به سمت آمل حرکت کنید. پس از عبور از روستاهای بایجان و کهرود به تابلوی "آمل ۵۵ کیلومتر" میرسید. پس از گذشت چند کیلومتر در طرف شمال تابلو یک جاده خاکی در سمت چپ (غرب) جاده هراز نمایان میشود (ممکن است تابلوی کوچکی در سر این جاده برای روستای پنجاب یا نمار به چشم بخورد). پس از تقریبا ۲۵ کیلومتر جاده به روستای نمار ختم میشود.

 

 

 

مسیر صعود

محل ارتفاع m فاصله Km
نمار ۲۱۵۰ صفر
گردنه لهرا ۳۶۵۰ ۱۴/۵
کاعون ۴۰۷۵ ۱/۷۵
۱۶/۲۵

 

 

 

 

 

در روستای نمار رودخانه به دو شاخه تقسیم می شود: غربی و جنوبغربی. شاخه مورد نظر ما در جنوبغربی است و رودخانه دریوک نامیده می شود. جاده ناهمواری که رانندگی در آن بهتر است فقط با وسایل نقلیه سنگین انجام شود ۵/۳ کیئومتر در شمالغرب رودخانه امتداد می یابد و به یک پل پیاده رو ختم میگردد. از روی پل عبور کرده و مسیر پاکوب در سمت جنوبشرق رودخانه را ۲ کیلومتر ادامه می دهیم تا به دشت کوچکی به نام "دشت دریوک" (۲۳۵۰ متر) می رسیم. در این دشت رودخانه به چند شاخه تقسیم می شود. شاخه غربی به قله شکر لقاس می رود. شاخه جنوبی را انتخاب کرده و بلافاصله به سمت غرب آن عبور می کنیم. تا کمر خیس خواهیم شد. بدیهی است که در مواقع پر آبی رودخانه عبور از آن ممکن است با اشکال روبرو گردد.

مسیر پاکوب را به بالا ادامه می رهیم تا در ارتفاع ۲۸۰۰ متری به مکانی به نام "چهل چشمه" می رسیم.

پس از استراحتی کوتاه مسیر را ادامه می دهیم تا در ارتفاع ۲۹۵۰ متری به دشت کوچکی میرسیم. قله کاعون روبروی ما پدیدار میگردد و یکی از قله های لهرا در سمت چپ (جنوب) آن به چشم می خورد. گردنه لهرا در میان این دو قله مشخص می شود.

ادامه پاکوب ما را به گردنه ۳۶۵۰ متری لهرا می رساند. دوخواهران و دیگر قلل ۴۰۰۰ متری اطراف آن در سمت جنوب خودنمایی می کنند. از یال جنوبشرقی کاعون صعود کرده و به قله می رسیم.

برگرفته از آدرس :  http://koohayealborz.blogfa.com/post-2.aspx   وبلاگ ارزشمند البرز 

جا دارد از كار بزرگ و بي نهايت ارزشمند آقاي نادر هنرخواه و دوستان و همكارنشان در اين وبلاگ بي نهايت تشكر كنم و البته نقل مطالب اين دوستان در اين پايگاه در جهت هم معرفي بيشتر اين وبلاگ و اين عزيزان و هم استفاده علاقمندان بيشتري از اين مطالب ارزشمند است

با آرزوي موفقيت و سر بلندي براي ايشان و ساير همكارانشان

 

 

 

تورهای غیر انتفاعی موسسه را با کلیک بر روی لینک زیر ببینید :

 

 تورهای ارزان قیمت

  تورهای کلاس B

 

 

براي عضويت رايگان در خبرنامه موسسه شيوار كوهستان بر روي لينك زير كليك نماييد

 

 

  در گروپ باشگاه تعطیلات عضو شوید     

عضویت در این گروپ برای همه آزاد میباشد  

برای مشاهده بهترین تورهای اکوتور ، جامع ترين تورهاي ماجراجويانه ايرانگردي و شهر گردي 

 

براي ديدن بهترين و مناسبترين پكيجهاي تورهاي خارجي

 

براي رزرو آنلاين بليط چهار هواپيمايي كشور

 

براي رزرو آنلاين بليط قطار و اتوبوس

 

براي رزرو آنلاين هتلهاي ايران و جهان

 

براي سفارش تورهاي سفارشي خود و سازمان و شركت و  موسسه خود

 

براي در جريان قرار گرفتن تورهاي ثابت يكروزه هفتگي ما

 

براي اطلاع داشتن از تورهاي كيش و قشم   روي گزينه زير كليك كنيد

 

براي مشاهده صفحه نخست كليك كنيد

  

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 0:7  توسط موسسه گردشگری شیوار کوهستان  | 

 

 

سیالان ۴۱۹۰ متر

مختصات جغرافیایی:

۳۶.۵۱۲۹۲ شمالی ۵۰.۶۹۸۴۶ شرقی                                                                                                

برای دیدن عکسهای بیشتر اینجا و اینجا را کلیک کنید.

برای دیدن اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید

 

 

 

نکته مهم در مورد ارتفاع: تجربه به من ثابت کرده است که نقشه های سازمان جغرافیایی برای کوههای البرز عموما بسیار دقیق میباشند. ارنفاعات نشان داده شده در این نقشه ها با انداره گیری های GPS من مطابقت داشته اند. متاسفانه برای منطقه سیالان نقشه سازمان جغرافیایی خطاهای عمده ای دارد. این نقشه ارتفاع قله سیالان را ۴۱۲۳ متر نشان میدهد. GPS من ۴۱۹۴ متر اندازه گرفت. (نقشه روسی که خیلی هم قدیمی میباشد ۴۱۷۸ متر نشان میدهد). این نقشه همچنین هیچ اثری از قله برجسته کندیگان و قلل فرعی بین سیالان و کندیگان را ثبت نکرده است.

                                     دامنه های شمالی سیالان از دشت دریاسر-قله دیده نمیشود

سیالان قله عظیمی است که در جنوب دریای مازندران در حوالی شهر تنکابن سر بر اقراشه است. دامنه های شمالی سیالان با شیبی تند به کف دره دوهزار میرسند. در مسافت کوتاهی این دره به دریای مازندران واریز میگردد.

فاصله قله سیالان تا دریای مارندران (که ۲۵ متر پایینتر از سطح  دریاهای آزاد میباشد) فقط ۳۶ کیلومتر است. فاصله قله سیالان با نقطه ای در کف دره دوهزار به ارتفاع ۱۰۰۰ متر تنها ۱۲ کیلومتر است. یال شمالی سیالان قله ای فرعی با ارتفاع تقریبی ۴۰۵۰ متر درست میکند.                                                                            

 

 

 

سیالان و قلل اطراف آن سدی غیر قابل نفوذ در برابر رطوبت دریای مازندران ایجاد میکنند. دامنه ها و دره های شمالی سیالان غالبا مه گرفته میباشند. این دامنه ها تا ارتفاع ۲۲۰۰ متری از جنگلهای انبوه پوشیده شده اند. بالاتر از جنگلها-علفزارهای سرسبز و توندرای کوهستانی به دریاجه های زیبای فصلی در ارتفاع ۳۵۰۰ متر میرسند. این دریاچه ها در فصل ذوب برفها در زیر برفچالهای دامنه های شمالی قله ها بوجود می آیند.

دامنه های جنوبی سیالان به دره الموت مشرف میشوند. درختان سرو کوهی بطور پراکنده ای بر روی این دامنه ها تا ارتقاع ۲۷۰۰ متری به چشم میخورند.

به دلیل کوتاهتر بودن مسیر و ارتفاع بیشتر نقطه مبدا-سیالان معمولا از سمت جنوب صعود میگردد. نقطه شروع روستای "هنیز" (ارتفاع ۲۱۵۰ متر) میباشد. اکثر کوهنوردان ار دامنه های ریبای شمالی به دره دوهزار فرود می آیند. نقطه پایان راهپیمایی روستای "عسل محله" (ارتفاع ۱۲۵۰ متر) است.

نشانی روستاهای مبدا:

هنیز: اتوبان تهران-قزوین را به سمت قزوین دنبال میکنیم. قبل از رسیدن به قزوین از خروجی جاده "معلم کلایه/رجایی دشت" خارج میشویم. جاده به سمت شمال رقته و از تپه ها بالا میرود تا به گردنه ای ۲۳۵۰ متری میرسد و سپس با پیچهای پی در پی به کف دره شاهرود قرود می آید. از روی پل رودخانه عبور میکنیم و به رجایی دشت میرسیم. بطرف شرق پیچیده و جاده را تا معلم کلایه دنبال میکنیم. ۱۰ کیلومتر پس از معلم کلایه (پس از گذشتن از جاده ای که به قلعه حسن صباح میرود) در حوالی روستای هرانک جاده ای ای قرعی در طرف چپ (شمال) پدیدار میگردد. در این جاده پیچیده و ۱۰ تا ۱۵ کیلومتر ادامه میدهیم تا به هنیر میرسیم (در خرداد ۱۳۸۵ این جاده فقط تا روستای آتان اسفالت بود).

عسل محله: از شهر تنکابن جاده دوهزار را دنبال میکنیم تا جایی به نام "کلیشم". از اینجا جاده ای خاکی را (در سمت چپ) ۷ کیلومتر رانندگی میکنیم تا به عسل محله میرسیم.

مسیر صعود از جنوب و فرود از شمال:

مکان ارتفاع m فاصله Km
هنیز ۲۱۵۰ صفر
پناهگاه ۳۲۰۰
گردنه ۳۸۷۰ ۱۰/۸
سیالان ۴۱۹۰ ۲/۳
گزدنه ۳۸۷۰ ۲/۳
دریاچه ها ۳۵۵۰ ۱/۵
بالای مارپیچها ۲۶۵۰
ابتدای تنگه ۱۸۵۰
پل ۱۸۰۰ ۱۰/۸
تپه شمال دریاسر ۱۷۰۰ ۲/۵
عسل محله ۱۲۵۰ ۲/۷
۳۲/۶

روستای هنیز در دامنه های غربی دره آتان رود و حدود ۲۰۰ متر بالای کف دره قرار گرفته است. از هنیز راه پاکوبی را به سمت شمال دنبال میکنیم. این مسیر کمی ارتفاع کم میکند و به جویبار کوچکی میرسد. پس از عبور از جویبار-مسیر دوری ۱۸۰ درجه میزند و به سمت جنوب ادامه می یابد و سپس به تدریج دوباره به سمت شمال برمیگردد و موازی با رودخانه آتان رود و حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ متر بالاتر از آن تداوم میابد. بهتر است کوهنوردان آب آشامیدنی همراه خود داشته باشند چون دسترسی به رودخانه از این مسیر دشوار میباشد. درختان پراکنده تا ارتفاع ۲۷۰۰ متری در اطراف مسیر دیده میشوند.

در ارتفاع ۲۸۵۰ متری به دره جانبی بزرگی میرسیم که در دامنه های شرقی قله منار چم قرار گرفته است. از جویبار و برفجال (اوایل تابستان) کف این دره عبور میکنیم تا به دامنه ای پوشیده از بوته های سبز رنگ (اوایل تابستان) میرسیم. پاکوب به حالتی مار پیچ وار از این دامنه بالا میرود و در ارتقاع ۳۲۰۰ متری به پناهگاه میرسد.

                                                          

پس از پناهگاه -پاکوب از شیبی تند بالا میرود تا به گردنه ۳۸۷۰ متری بین قله سیالان در شرق و کندیگان در غرب میرسد. اینجا مکان خوبی برای برپایی کمپ میباشد. قلل سیالان و کندیگان به راحتی از این گردنه قابل دسترسی میباشند. بین گردنه و قله سیالان چند قله فرعی کوچک وجود دارند.

 

از قله سیالان به گردنه ۳۸۷۰ متری برمیگردیم و شروع به پایین رفتن از دامنه های شمالی میکنیم. پاکوب ممکن است زیر برفچالهای منطقه پنهان باشد. اگر کمی به سمت راست برویم در ارتفاع ۳۵۵۰ متری به مکان مسطحی میرسیم که دریاچه های کوچکی در ان به چشم میخورند.

 

ادامه مسیر به سمت پایین ما را به دامنه هایی که پوشیده از توندرای زیبای کوهستانی و رده های برف هستند میرساند.

                                                           

اگر در بالاترها پاکوب را گم کرده باشیم-در ارتفاع ۲۹۰۰ متری مسیر را حتما در سمت راست دره (و ۱۰۰-۱۵۰ متر بالاتر از رودخانه) خواهیم یافت. ادامه مسیر ما را از میان علقزارهای بسیار سرسبزی عبور خواهد داد تا در ارتفاع حدود ۲۶۵۰ متری به جایی میرسیم که پاکوب ناگهان (از شمال) به سمت شرق تغییر جهت میدهد. در زیر پایمان پاکوب مسیر مارپیچ بسیار درازی را به پایین ادامه میدهد. از این مارپیچها پایین میرویم و در ارتفاع جدود ۲۲۰۰ متری وارد جنگل میشویم.

                                                           

در پایین مارپیجها به رودخانه دریاسر میرسیم (ارتفاع ۱۸۵۰ متر). پاکوب در سمت راست (شرق) رودخانه امتداد میابد و وارد تنگه زیبایی میشود. پس از مدتی راهپیمایی تنگه کمی فراختر میشود. در ارتفاع ۱۸۰۰ متری به پلی میرسیم که ما را به سمت چپ (غرب) رودخانه هدایت میکند.

هرچه جلوتر میرویم تنگه فراختر میشود تا بالاخره به دشت دریاسر منتهی میشود. در منتهی الیه شمال این دشت تپه کوچکی دیده میشود. کف دشت ممکن است باتلاقی باشد. از حاشیه سمت چپ (غرب) دشت بطرف شمال پیش میرویم تا به تپه میرسیم. پاکوب را پیدا کرده و از دامنه جنوبی تپه بطرف شرق میرویم. از این مکان دامنه های شمالی سیالان کندیگان و دشت دریاسر بوضوح دیده میشوند (به عکس بزرگ بالای صفحه رجوع شود).

پاکوب به زودی بطرف شمال پیچیده و پایین میرود تا یه عسل محله میرسد.

 برگرفته از آدرس :  http://koohayealborz.blogfa.com/page/siyalan.aspx

 

 

 

 

تورهای غیر انتفاعی موسسه را با کلیک بر روی لینک زیر ببینید :

 

 تورهای ارزان قیمت

  تورهای کلاس B

 

 

براي عضويت رايگان در خبرنامه موسسه شيوار كوهستان بر روي لينك زير كليك نماييد

 

 

  در گروپ باشگاه تعطیلات عضو شوید     

عضویت در این گروپ برای همه آزاد میباشد  

برای مشاهده بهترین تورهای اکوتور ، جامع ترين تورهاي ماجراجويانه ايرانگردي و شهر گردي 

 

براي ديدن بهترين و مناسبترين پكيجهاي تورهاي خارجي

 

براي رزرو آنلاين بليط چهار هواپيمايي كشور

 

براي رزرو آنلاين بليط قطار و اتوبوس

 

براي رزرو آنلاين هتلهاي ايران و جهان

 

براي سفارش تورهاي سفارشي خود و سازمان و شركت و  موسسه خود

 

براي در جريان قرار گرفتن تورهاي ثابت يكروزه هفتگي ما

 

براي اطلاع داشتن از تورهاي كيش و قشم   روي گزينه زير كليك كنيد

 

براي مشاهده صفحه نخست كليك كنيد

  

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 23:35  توسط موسسه گردشگری شیوار کوهستان  | 

 

 

کندیگان ۴۰۱۵ متر

مختصات جغرافیایی:                                                                                                              

۳۶.۵۲۰۵۰ شمالی ۵۰.۶۸۰۳۷ شرقی

برای دیدن عکسهای بیشتر اینجا و اینجا را کلیک کنید.

 

 

 

 

نکته مهم در مورد ارتفاع: تجربه به من ثابت کرده است که نقشه های سازمان جغرافیایی برای کوههای البرز عموما بسیار دقیق میباشند. ارنفاعات نشان داده شده در این نقشه ها با انداره گیری های GPS من مطابقت داشته اند. متاسفانه برای منطقه کندیگان و سیالان نقشه سازمان جغرافیایی خطاهای عمده ای دارد. این نقشه ارتفاع قله سیالان را ۴۱۲۳ متر نشان میدهد. GPS من ۴۱۹۴ متر اندازه گرفت. (نقشه روسی که خیلی هم قدیمی میباشد ۴۱۷۸ متر نشان میدهد). این نقشه همچنین هیچ اثری از قله برجسته کندیگان و قلل فرعی بین سیالان و کندیگان را ثبت نکرده است. GPS من ارتفاع کندیگان را ۴۰۱۴ متر برآورد کرد.

                      قله کندیگان در راست-دامنه های سیالان در میان و دشت دریاسر در جلوی تصویر

در سمت جنوب شهر تنکابن رودخانه سه هزار دره بسیار عمیقی را در کوههای البرز حفر کرده است. ارتفاعات این منطقه بطور حادی بر سواحل دریای مازندران قد علم میکنند. اگر رودخانه سه هزار و شاخه هایش را دنبال کنیم ظرف ۳۰ تا ۳۵ کیلومتر میتوانیم از ساحل دریا به ارتفاع بالاتر از ۴۰۰۰ متر برسیم. اکثر قله های ۴۰۰۰ متری این منطقه متعلق به کوههای تخت سلیمان در سمت شرق دره سه هزار میباشند. در طرف غرب دره قله هایی با ارتفاع بیش ار ۳۵۰۰ متر به چشم میخورند. از این میان ارتفاع فقط سه قله از ۴۰۰۰ متر تجاوز میکند. این سه قله عبارتند از:

۱) سیالان ۴۱۹۰ متر                                                                                                               

۲) قله فرعی سیالان (تقریبا) ۴۰۵۰ متر

۳) کندیگان ۴۰۱۵ متر

 

 

 

قله کندیگان در غرب قله سیالان قرار گرفته است و توسط گردنه ای به ارتفاع ۳۸۷۰ متر به سیالان پیوند میخورد. دامنه های شمالی این قلل بزرگ به کف دره دوهزار (شاخه ای از سه هزار) مشرف میشوند. سیالان کندیگان و قلل اطراف آنها سدی غیر قابل نفوذ در برابر رطوبت دریای مازندران ایجاد میکنند. دامنه ها و دره های شمالی این کوهها غالبا مه گرفته میباشند. این دامنه ها تا ارتفاع ۲۲۰۰ متری از جنگلهای انبوه پوشیده شده اند. بالاتر از جنگلها-علفزارهای سرسبز و توندرای کوهستانی به دریاجه های زیبای فصلی در ارتفاع ۳۵۰۰ متر میرسند. این دریاچه ها در فصل ذوب برفها در زیر برفچالهای دامنه های شمالی قله ها بوجود می آیند.

 

 

دامنه های جنوبی کندیگان و سیالان به دره الموت میرسند. با وجود آنکه دامنه های جنوبی نسبت به دامنه های شمالی از رطوبت بسیار کمتری بهره مند هستند درختان سرو کوهی بطور پراکنده ای تا ارتفاع ۲۷۰۰ متری به روی این دامنه ها یافت میشوند.

 کندیگان اکثرا به همراه سیالان در یک برنامه چند روزه صعود میشود. به دلیل کوتاهتر بودن مسیر و ارتفاع بیشتر نقطه مبدا-این دو قله معمولا از سمت جنوب صعود میگردند. نقطه شروع روستای "هنیز" (ارتفاع ۲۱۵۰ متر) میباشد. اکثر کوهنوردان ار دامنه های ریبای شمالی به دره دوهزار فرود می آیند. نقطه پایان راهپیمایی روستای "عسل محله" (ارتفاع ۱۲۵۰ متر) است.

  

                                  

بر خلاف قله سیالان که از مسیر شمالی قابل رویت نمیباشد-قله کندیگان بصورت غولی پر ابهت از دریاچه ها علفزارها و دشت ریبای دریاسر دیده میشود.

 

 

 

 

نشانی روستاهای نامبرده شده:

لطفا به صفحه قله سیالان مراجعه کنید.

مسیر صعود از جنوب و فرود از شمال:

لطفا به صفحه قله سیالان مراجعه کنید. فاصله از گردنه ۳۸۷۰ متری تا قله کندیگان فقط ۶/۰ کیلومتر میباشد.

 برگرفته از آدرس :  http://koohayealborz.blogfa.com/page/kandigan.aspx

 

 

 

تورهای غیر انتفاعی موسسه را با کلیک بر روی لینک زیر ببینید :

 

 تورهای ارزان قیمت

  تورهای کلاس B

 

 

براي عضويت رايگان در خبرنامه موسسه شيوار كوهستان بر روي لينك زير كليك نماييد

 

 

  در گروپ باشگاه تعطیلات عضو شوید     

عضویت در این گروپ برای همه آزاد میباشد  

برای مشاهده بهترین تورهای اکوتور ، جامع ترين تورهاي ماجراجويانه ايرانگردي و شهر گردي 

 

براي ديدن بهترين و مناسبترين پكيجهاي تورهاي خارجي

 

براي رزرو آنلاين بليط چهار هواپيمايي كشور

 

براي رزرو آنلاين بليط قطار و اتوبوس

 

براي رزرو آنلاين هتلهاي ايران و جهان

 

براي سفارش تورهاي سفارشي خود و سازمان و شركت و  موسسه خود

 

براي در جريان قرار گرفتن تورهاي ثابت يكروزه هفتگي ما

 

براي اطلاع داشتن از تورهاي كيش و قشم   روي گزينه زير كليك كنيد

 

براي مشاهده صفحه نخست كليك كنيد

  

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 20:43  توسط موسسه گردشگری شیوار کوهستان  | 

 

کوه بلور (شا سفيد کوه)

مقدمه:
واکاوی نام‌واژه کوه بلور (شاه سفيد کوه) و نقش عوامل جغرافيای طبيعی و زمين‌شناسی در شکل‌گيری اين نام‌واژه، هدف اصلی نگارش اين مقاله می‌باشد و در کنار آن سعی شده تا يکی از قله‌ها و مناطق بکر و ديدنی غرب مازندران (رامسر-تنکابن) در حد توان به خوانندگان معرفی گردد.

موقعیت:
کوه بلور با ارتفاع 3431 متر در انتهای دره رودخانه پل‌رود (دره اشکور) که به جؤر اشکور (جؤر ولايت) معروف است قرار گرفته که از نظر تقسيمات اداری-سياسی جزء شهرستان رامسر می‌باشد. اين کوه، که کوهی مرزی ميان رامسر و تنکابن می‌باشد، در مرز دو حوضه‌ی رودخانه‌ی لاکتراشان از زيرحوضه‌های رودخانه‌ی چالِکرودِ رامسر و سرشاخه‌های حوضه‌ی رودخانه‌ی پُل‌رود [پولؤرود] واقع شده است. و آخرين روستای دره‌ی اشکور که در پای اين کوه آرميده روستای ميج و در دره چالکرودِ رامسر، روستای ييلاقی لاکتراشان می‌باشد. لازم به ذکر است که شاه سفيدکوه به وسيله‌ی کوه‌های اِرِسوج، لاکِرِه، تَنوره کَش، ميان دشت، پيلارتبار، ناشمين و اِريِه احاطه شده است.


وجه تسميه
در منطقه‌ی اشکورات، جنت رودبار(جن ده رودبار) و دوهزار، اين کوه به کوه بلور (شاه سفيدکوه) خوانده می‌شود که از نقاط مختلفی قابل رويت است.
اما دليل اين نام‌گذاری چيست؟
دليل اطلاق اين اسم به کوه، رنگ بسيار روشن آن می‌باشد که به راحتی از نواحی اطراف هم‌چون کوه‌های خشه‌چال، بُزابُن، پلهم دشت و روستاهای ميج و لاکتراشان به شکل خاص و زيبايی نمايان می‌باشد. به طوری که حتا توجه هر ناظرِ ناآشنايی را در ميان قله‌ها و کوه‌های اطراف به خود جلب می‌کند.
برای تبيين علمی و چگونگی تأثير عامل جغرافيای طبيعی در اين نام‌واژه، لازم است توضيحات مختصری در رابطه با زمين‌شناسی منطقه ارائه گردد. کوه بلور (شاه سفيدکوه) از نظر ساختمان زمين‌شناسی و اشکال ريخت‌شناسی، يک ناوديس برگشته (معلق) می‌باشد. همان‌طور که می‌دانيم طاقديس‌ها و ناوديس‌ها حاصل چين‌خوردگی می‌باشند. در چين‌خوردگی، اصولاً کوه‌ها منطبق بر طاقديس و دره‌ها منطبق بر ناوديس هستند. در سری‌های رسوبی با تناوب سنگ‌های سخت و سست فرسايشی، اشکال معکوسی به وجود می‌آورد که مغاير شکل اوليه‌ی ساختمانی آن‌ها می‌باشد.
ناو معلق ناهمواری معکوسی است که در محل ناوديس و منطبق بر سنگ مقاوم و به دنبال عميق شدن محل ميان طاق‌ها در طاقديس‌های مجاورآن به وجود می‌آيد. به دليل برافراشتگی حاشيه‌ی ناوديس در طبقه‌ی سخت، اغلب شکل آن شبيه کف قايق است (محمودی،1379). به عبارت ساده، يعنی به جای اين‌که ناوديس در دره با ارتفاع پايين‌تر باشد در ارتفاع بالاتر نسبت به زمين‌های اطراف قرار می‌گيرد. اين ناوديس (کوه بلور) به وسيله‌ی چند گسل به صورت بريده بريده شده درآمده و همين گسل‌ها باعث بالا آمدن اين ناوديس و تشکيل کوه بلور شده‌اند. جنس سازندها و سنگ‌های تشکيل دهنده‌ی اين کوه از سنگ آهک و آهک گلی، خوب لايه‌بندی شده با رنگ خاکستری روشن است که متعلق به دوره‌ی زمين‌شناسی کرتاسه بالايی می‌باشد. و جنس زمين‌های اطراف و بدنه اين کوه از سازندها و سنگ‌های گدازه‌ای و آذرآواری خاکستری تيره تا سياه‌رنگ مربوط به دوره‌ی کرتاسه‌ی پايينی و بالايی است.
باتوجه به فرسايش سازندها و سنگ‌های کوه بلور در طول زمان و قرار گرفتن آن تحت تأثير شرايط اقليم کوهستان سرد و کم باران و صخره‌ای بودن (خاک کم) و کمبود آب به علت آهکی بودن کوه (چشمه‌ها در ارتفاع پايين‌تر ظاهر می‌شوند) و ارتفاع (شيب زياد آن)، پوشش گياهی اندکی در دامنه‌ها و يال‌های کوه بلور مشاهده می‌شود. کمبود پوشش گياهی، عدم تشکيل و تکامل خاک و در معرض فرسايش فيزيکی بودن سنگ‌های تشکيل‌دهنده، باعث عريان بودن چهره‌ی قله‌ی اين کوه شده است. اين عامل به همراه دو عامل مهم ديگر:
الف: رنگ سازندها و سنگ‌های کوه که آهک با رنگ خاکستری روشن، که در اثر فرسايش لايه‌های سطحی به صورت کِرِم رنگ هم مشاهده می‌شود.
ب: و جنس زمين‌های اطراف بدنه‌ی کوه که از سنگ‌های آذرينِ تيره تا سياه رنگ می‌باشد، موجب شده اين قله با رنگ روشن در پس‌زمينه‌ای از سنگ‌های تيره و سياه رنگ به شکلی متمايز با چشم‌انداز سفيدگون به ويژه در بعضی از ساعات روز درآید. به علت همين رنگ روشن متمايز، مردم بومی به آن بلور يا سفيدکوه (اسپه کو) می‌گويند و به احتمال زياد بعد از دفن شخص مورد احترامی بر بالای قله، به آن شاه سفيدکوه می گويند. بايد توجه داشته باشيم که در زبان گيلکی به چيزهای روشن بلور می‌گويند. حتا نام برخی از دختران با پوست و چهره‌ی روشن را بلور می‌گذارند(همچون کاس برای افراد چشم سبزو آبی).

توضيح تصوير: تفاوت سازند های زمین شناسی کوه بلور و زمین های اطراف (پیکانها و نقطه چین ها مرز تقریبی بین دو سازند را نشان می دهد.

شاه سفيدکوه
در بالای قله‌ی کوه بلور، ضريح آهنی سبز رنگی خودنمايي می‌کند. اين ضريح که در بلندترين نقطه‌ی ارتفاعی قرار گرفته، بدون هيچ گونه بنا و حتی نام و نشانی می‌باشد. نگارنده در پرس‌وجوی ميدانی و در جستجوی کتابخانه‌ای، اثری از نام و اطلاعاتی از شخص مدفون و تاريخ زندگی او نيافت. در کنار ضريح و در فاصله‌ی چند متری، مسجدی داروجين وجود دارد که به عنوان پناه‌گاهی برای کوهنوردان و زائران نيز مورد استفاده قرار می‌گيرد.

توضيح تصوير: کوه بلور و شاه سفید کوه (دو نقطه‌ی سیاه روی قله‌ی بقعه و مسجد می‌باشند)

«اين بقعه، مورد احترام مردم مناطق اشکور، لاکتراشان، دوهزار و. . . می‌باشد. اين امام‌زاده که به شاه سفيد کوه مشهور است، در نظر معتقدان شفادهنده‌ی بيماری و از بين برنده‌ی نازايی زنان و دارای معجزات ديگر است. از اين رو آنان که خواسته و حاجتی دارند، نذر می‌کنند که گوسفند يا گاو‌نری و اگر توانش را ندارند چيزهای کم‌بهاتر در راه شاه سفيد کوه قربانی می‌کنند. و پس از برآورده شدن نيازشان، گوسفند يا گاو را به همان‌جا برده قربانی می‌کنند. و يا معادل آن را به بيماران می‌پردازند. رسم ديگر جاری در اين امام‌زاده چيدن کل يا نهادن سنگ‌ها روی هم است. بدين معنی که شخص نذرکننده پس از رسيدن به مطلوب، به شاه سفيدکوه آمده و چند سنگ را بر روی هم قرار می‌دهد.» (مشايخی،1380) البته نگارنده روايتی ديگر را نيز در رابطه با همين چيدن سنگ که توسط راهنمای محلی ما انجام شد، مشاهده نمود: اين‌که زائران برای نزديکان و آشنايان و کسانی که دوست‌شان دارند، به وسيله‌ی چيدن چند سنگ برروی هم، خانه برای دنيای آخرت که به آن خانه‌ی آخرت می‌گويند، می‌سازند.

«گفته می‌شود که بنای اين بقعه حدود هشتصد سال است که ساخته شده و مردم در روزهای جمعه و به ويژه عيد قربان برای زيارت در آن‌جا جمع می‌شوند و گاو و گوسفند قربانی می‌کنند» (يگانه چاکلی،1381). از جاذبه‌های اين محل‌، تماشای مناظر بکر و موقعيت جغرافیایی ويژه اين کوه می‌باشد. در سمت شمال دره رودخانه لاکتراشان و جنگل‌های انبوه و کرانه‌های دريای کاسپين و در دامنه‌ی جنوبی، دره پُل‌رود (پولؤرود) و مناظر بسيار زيبایی به ويژه در مواقع مه‌گرفتگی نمايان می‌سازد. در سمت شمال غربی، قله‌های بُزابُن، سماموس در جنوب شرقی و در جنوب، پهلم دشت و خَشه‌چال در شمال، کوه‌های تنوره کش، لاکره و... مشاهده می‌شود. چشمه «شادخومبار» در پايين بقعه و درياچه‌ای معروف به درياچه‌ی بلور و تونل بزرگی در حدود يکصد متری شمال غربی بقعه، از مناطق بسيار معروف و تاريخی قله‌ی شاه سفيدکوه به شمار می روند» (يگانه چاکلی،1381_با اصلاحات).

توضيح تصوير: بالا سمت راست بقعه شاه سفیدکوه، مسجد، و در انتها کوهی که بر آن علامت + است بزابن و × سماموس بالا چپ، لاکره، تنوره کش. پائین راست کوه خشه چال و پائین چپ ارسوج.

راه‌های دسترسی به شاه سفيدکوه:
برای رسيدن به کوه بلور (شاه سفيدکوه) از چندين راه می‌توان استفاده کرد که البته راه اول به علت بيش‌ترين مسير ماشين‌رو و به همين علت کم‌ترين ميزان کوهنوردی و پياده‌روی، بهترين و راحت‌ترين راه می‌باشد.
1- کلاچای
کلاچای، رحيم آباد، جاده اشکور(سفيدآب)، گرمابدشت، دوراهی زياز (و انتخاب مسير سمت چپ به طرف تونل زياز)، کاکرود، بارگاه دشت، آسمان رود، لات محله، درگاه، سنگ سر رود، پرندان، دوراهی و انتخاب مسير خاکی واقع در سمت چپ، دوگل، محمودلات، کِت، تُمل، نِداک، کِلايه اشکور، دوراهی لج و ميج و انتخاب راه سمت چپ، روستای ميج و ازآنجا راه مال‌رو تا شاه سفيدکوه.
2- رامسر
راه رامسر، تنکابن، جاده هريس (چالکرود)، گانگسر، پيازکش، جارجيلو، دالاخانی، ليماک ده، ايژگی، اِکراسر، جنت رودبار(جن ده رودبار)، ميشاروک، جيرحيات، چورته، سورمشک، آرمو، پلهم جان، لاکتراشان، شاه سفيدکوه.
3- راه‌های تنکابن- راه های تنکابن
(راه های تنکابن که به شاه سفيدکوه منتهی می شونداقتباس از کتاب ارزشمند «نگاهی همه سويه به تنکابن» می‌باشد که در اين‌جا به طور بسيار خلاصه ارائه شده است):
3-1- راه فرعی از راه َلشتو
جاده رامسر-تنکابن، شيرود، لشتو، تودارک، گل محمد لنگه، پيشه شار، کُچه سر، سُورگُلی، عمران، بالابندحاجته، گَرمِن، جَلستان، ليجکوه، جيرکريم، جورکريم، ازارچال، هلوستان، گاوزيره کش، جَعَک، لاکتراشان، جِيرموت، کوره سر، ميان دشت، کوه بلور.
3-2- راه فرعی از چالکش
از لشتو به سمت شرق، شب خوس کول، درويش سرا، گورا، چالکش، آهک چال، لنگه دشت، دِنيوش، عرق کش، بالانبر، در اینجا به يک دو راهی که از سمت راست(غرب) بعد از عبور از محلهای مير عمران و لوزه سرا به بالانبد و ادامه راه قبل می رسد. اما در ادامه مسير به سمت چپ(شرق) به محلهای پيازپشته، گل چشمه، لاپشته، سوته سر، تاشه سرا، سياه دمرده، آغوزچال، پيرزن گورسر، رشيه آب، نارستان، هرسه نفرچال، وَلگ سَر، خش تَله و گاو زيره کش و در ادامه هم‌چون مسير قبلی به شاه سفيدکوه می‌رسد.
3-3- جاده‌ی فرعی کشکو به سيب کلايه
تنکابن، کسکو، پلطان، گرده پشته، غرب منطقه نسيه کوه، منبرسنگ،لپرپلت، شمشير بَزِه سنگ، گلزاربُن، هندرچال، قهوه‌خانه سردابی، انبارسر. از اين بخش راه به دو مسير تقسيم می شود:
3-3- الف – جاده‌ی مال‌رو کوهستانی غرب: کِنسه، ديمرون، ديگه سرا و کوه هزارچم، لاکتراشان، شاه سفيدکوه.
3-3- ب - راه جنوب: روستای سيب کلايه، دره مهی دره، انحراف به سمت شرق، آبادی پيشکوه، بندسر، سرای تابستانی راور، منطقه‌ی کوهستانی پالوکا گردن، شاه سفيدکوه.
3-4- راه تنکابن- دوهزار
تنکابن، خرم آباد، قلعه گردن، جاده دوهزار، لتاک، درازلات، چال دره، توبُن، ميان کوه، ادامه‌ی راه اصلی به سمت غرب، پس پشته، گلستان محله، برسه، شانه تراش، پايان جاده‌ی ماشين‌رو و راه مال‌رو، چشمه‌ور، گُل چال، بندبن، گردکوه، پليچه، زردسر، نرکش، دشتک سرا، راور، پالوکاگردن، شيرکوه، کُردين، کل گردن، گُچه، شاه سفيدکوه.
هر کدام از اين مسيرهای مورد اشاره به ويژه مسيرهای جنگلی-مرتعی رامسر و تنکابن تجربه‌ای فرح‌بخش تا صعود به شاه سفيدکوه را برای مسافران و زائران فراهم می‌نمايد.

تشکر و قدردانی:
از دوست عزيزم آقای رسول احمد پور که در مطالعه‌ی حاضر مرا همراهی نموده و همچنین از آقای علی گلچين دوست گرامی‌ام که با کمک‌هايش در منطقه‌ی اشکورات هميشه همراه و پشتيبان من بوده، تشکر و قدردانی می‌نمایم.

منابع :
1-مشايخی،حبيب ا... ، نگاهی همه سويه به تنکابن ، انجمن آثار و مناظر فرهنگی، تهران، 1380
2-يگانه چالکی، حسن، جغرافياي تاريخی اشکور- نگاهی گذرا به جواهردشت، تابان ، 1381
3-سازمان جغرافيايي نيروهای مسلح،1383، نقشه های توپوگرافی 1:50000 ،
هير II 6063،لاکتراشان6163 III ، رامسر IV6163،جواهرده I 6063
4-سازمان زمين شناسی ، نقشه زمين شناسی 100000 جواهرده و رامسر .
5-سازمان نقشه برداری کشور،نقشه های توپوگرافی1:2500، تمل lll NE 6063 و جواهرده I SE 6063


نیما فرید مجتهدی
nima_mojtahedi[at]yahoo.com
از نيما فريد مجتهدی در ورگ:
عکس‌های نوروزبل 1581
عکس‌های شب گيله‌وا
سماموس، ديو سپيد پای‌دربند گيلان
جؤردشت آری؛ جواهردشت نه!

برگرفته از آدرس : http://www.varg.ir/archives/2007/10/post_112.php

 

 

تورهای غیر انتفاعی موسسه را با کلیک بر روی لینک زیر ببینید :

 

 تورهای ارزان قیمت

  تورهای کلاس B

 

 

براي عضويت رايگان در خبرنامه موسسه شيوار كوهستان بر روي لينك زير كليك نماييد

 

 

  در گروپ باشگاه تعطیلات عضو شوید     

عضویت در این گروپ برای همه آزاد میباشد  

برای مشاهده بهترین تورهای اکوتور ، جامع ترين تورهاي ماجراجويانه ايرانگردي و شهر گردي 

 

براي ديدن بهترين و مناسبترين پكيجهاي تورهاي خارجي

 

براي رزرو آنلاين بليط چهار هواپيمايي كشور

 

براي رزرو آنلاين بليط قطار و اتوبوس

 

براي رزرو آنلاين هتلهاي ايران و جهان

 

براي سفارش تورهاي سفارشي خود و سازمان و شركت و  موسسه خود

 

براي در جريان قرار گرفتن تورهاي ثابت يكروزه هفتگي ما

 

براي اطلاع داشتن از تورهاي كيش و قشم   روي گزينه زير كليك كنيد

 

براي مشاهده صفحه نخست كليك كنيد

  

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 20:41  توسط موسسه گردشگری شیوار کوهستان  | 

 

 

عَسَل محله یا اِسِل محله

پژوهشی در رابطه با نام‌واژه‌های اِسِل محله (عسل محله)، دریاسر و دریاآب منطقه‌ی دوهزار تنکابن

نیما فرید مجتهدی
nima.mojtahedi[at]gmail.com


مقدمه
«بازیابی معانی و چگونگی نام‌گذاری واژه‌های جغرافیایی کار پیچیده و دشواری‌ست. بسیاری از این نام‌واژه‌ها یا در بستر دگرگونی‌های زبانی رنگ باخته‌اند یا در گذرگاه‌های گفتاری گوناگون شده‌اند و با گذشت سده‌ها و هزاره‌ها، بن‌مایه‌های خود را از دست داده‌اند. با این همه تنها راه پیش روی ما سفر به دنیای درون این نام‌واژه‌ها و رسیدن به سرچشمه‌های نخستین آن‌هاست. در این سفر می‌توانیم به برش‌‌های زیبای فرهنگ پیشینیان دست یابیم و از چگونگی نگاه و نگرش آن‌ها به طبیعت، تاریخ، اسطوره، باورهای دینی و پیوندهای گونه‌گون فرهنگی آشنا شویم». (شجاعی فرد،1371)

شکل1- نقشه‌ی توپوگرافی دره‌ی دریاسر و روستای اِسِل محله


شاید گریزی از این تطور و تحول نام‌واژه‌ها در گذر زمان نباشد. اما متاسفانه به دلیل اهمال برخی افراد و نویسندگان، بعضی از نام‌واژه‌های گیلکی دچار تغییراتی شده اند که حتا برای خیلی از اهالی، این نام‌ها جا افتاده است، همانند جواهرده (جؤرده) و کیکاوس (کلکاموس) و... این امر جدا شدن از باورها و تجارب گذشتگان می‌باشد. در این پژوهش نگارنده سعی نموده ریشه‌ی نام‌واژه‌های اِسِل محله (عسل محله)، دریاسر و دریاآب و دلیل نام‌گذاری و نقش عوامل جغرافیایی طبیعی را (به ویژه فرسایش یخچالی) در این رابطه نشان دهد. اما با توجه به طیف خوانندگان، نگارنده ابتدا لازم می‌داند درباره‌ی مبنای نظری علمی این مقوله به ارائه‌ی توضیحات مختصری پرداخته و سپس نام‌واژه‌ها را واکاوی نماید.


مبانی نظری پژوهش
اشکال ناهمواری‌های سطح زمین حاصل عملکرد سیستم‌های فرسایشی مختلفی هم‌چون آبی، بادی و یخچالی می‌باشند که یافتن نحوه‌ی پیدایش این اشکال، به شناسایی سازوکارهای پدیدآورنده‌ی این اشکال نیازمند است. یکی از عوامل مهم انتقال رسوب‌ها، یخچال‌ها هستند. چون تشکیل یخچال‌ها به شرایط خاصی بستگی دارد، بنابراین فقط در نواحی ویژه‌ای از سطح کره‌ی زمین وجود دارند. به طور اصولی تشکیل یخچال‌ها حاصل تغییر شکل برف است. بدین ترتیب که در شرایط مساعد (پایین آمدن دما در حد کمتر از صفر)، بر اثر تراکم سالیانه‌ی برف، انباشتگی‌هایی به وجود می‌آیند. عمل توأمان فشار لایه‌های فوقانی برف و ذوب جزئی برف در تابستان‌ها موجب تبدیل تدریجی برف زیرین به یخ برفی می‌شود. ادامه‌ی این فرايند با افزایش فشار لایه‌های فوقانی برف، یخ برفی را ابتدا به یخ حباب‌دار و سپس بر اثر افزایش فشار و خروج کامل هوا به یخ بلوری تبدیل می‌کند. به طور کلی یخچال‌ها بر دو نوع‌اند: یخچال‌های قاره‌ای (یخچال‌های قطب‌های شمالی و جنوبی زمین) و یخچال‌های مناطق کوهستانی.

شکل2- نقشه‌ی توپوگرافی قله‌ی سیالان و دریاچه‌ی دریاآب


چون یخچال‌های قاره‌ای، ويژه‌ی مناطق قطبی می‌باشند و شامل منطقه‌ی مورد مطالعه نمی شود، از بحث پیرامون آن خودداری می‌شود.
کانون تمرکز یخ یخچال‌ها در مرتفع‌ترین قسمت دره و در مجاور قله‌ی کوه‌ها قرار دارد. پس از تراکم یخ در حفره (سیرک)، به تدریج مازاد آن به شکل بازو یا زبانه‌ای در امتداد دره کشیده می‌شود. این بازو بخش ناشر را تشکیل می‌دهد. فرسایش یخچالی، اشکال ویژه‌ای را که مختص یخچال می‌باشند به وجود می‌آورد. به طور مثال، سیرک‌های یخچالی، دره‌های یخچالی، اشکال حاصل از یخ‌رفت و...
مجموعه رسوب‌هایی که به وسیله‌ی توده‌‌ی عظیم یخ و یا زبانه‌های یخی از بستر یخچال‌های کوهستانی کنده می‌شوند و بر اثر فشار یخ جابه‌جا می‌گردند و روی هم انباشته می‌شوند، «یخرفت» نامیده می‌شود. به این مرحله از فرایند یخچالی، مرحله انباشتی یا تراکمی می‌گویند. اما گاهی ترکیب کانی‌شناسی سنگ‌ها در برابر عوامل فرسایش از چنان اهمیتی برخوردار است که نقش مقاومت و ساختمان زمین ساخت را در درجه‌ی دوم اهمیت قرار می‌دهد. سنگ آهک سمبل چنین شرایطی‌ست. حساسیت سنگ‌های آهک در برابر انحلال و اهمیت آن در ویژگی ناهمواری‌ها موجب پیدایش اشکال خاصی‌ست که در اصطلاح به نام کارست موسوم است. مهم‌ترین اشکال کارستی عبارت است از: 1- لاپیه‌ها 2- چاله‌های بسته 3- حفره‌های زیرزمینی
چاله‌های بسته، خود اشکال گوناگونی را همچون پولیه‌ها شامل می‌شوند. پولیه، چاله‌ی بسته‌ای با کف هموار و ابعاد کیلومتری‌ست که دامنه‌های پرشیب و بریده‌ای دارد. وسیع‌ترین آن‌ها با ابعاد
چندین ده کیلومتر و گودی چندین صد متر در آهک‌های ضخیم لایه تشکیل می‌شوند. کف پولیه‌ها به نسبت هموار و از رسوب‌های رس آهک‌زدایی شده یا آب‌رفت و یا اغلب رسوب‌های دریاچه‌ای انباشته می‌شود. مازاد آب‌ها از طریق چاه‌هایی تخلیه می‌شوند که پورنور نام دارند. این چاه‌ها در ارتباط با شبکه‌ی آب‌های زیرزمینی هستند. در رابطه با حجم آب‌ها و ظرفیت تخلیه‌ی چاه، اغلب در کف پولیه‌ها دریاچه‌های فصلی یا دایمی به وجود می آیند.[1]

شکل3- روستای اِسِل محله


شکل4- نمایی از دره‌ی دریاسر و کوه «خانه‌بن» (خانی‌بُن)


دلایل نام‌گذاری اِسِل محله، دریاسر و دریاآب از دیدگاه جغرافیای طبیعی
اِسِل محله نام روستایی از توابع دهستان دوهزار بخش مرکزی تنکابن است که آخرین روستا در دره‌ی رودخانه‌ی هلوکله (از شاخه‌های رودخانه‌ی دوهزار) است. (شکل‌1‌و‌3) دریاسر نيز نام دره‌ای ییلاقی در 2.5 کیلومتری ارتفاعات جنوبی این روستای کوهستانی، در دامنه‌ی کوه‌های سیالان و خانه‌بن می‌باشد. و دریاآب نام دریاچه‌ای فصلی در پای قله‌ی سیالان است. (شکل4و7).

عَسَل محله یا اِسِل محله؟
در واکاوی معنای نام‌واژه‌ی اِسِل محله (عسل محله) از دو روش میدانی و کتابخانه‌ای استفاده گردید. در پژوهش میدانی از طریق گفت‌وگو با ریش‌سفیدان و معتمدان محلی، نگارنده متوجه شد برخلاف تلفظ و نوشتار نادرست امروزی عسل محله، آن را اِسِل محله می خوانند. در مطالعه‌ی کتابخانه‌ای در کتاب «از آستارا تا استارباد»، در بخش راه‌های قدیمی منطقه‌ی دوهزار تنکابن از واژه «اسل محله» (به کسر الف و سین)، به معنای استخر استفاده شده است (ستوده، 1371). هم‌چنین در کتاب «نگاهی همه‌سویه به تنکابن» این مساله تایید می‌شود (مشایخی، 1381). کوه سیالان با توجه به ارتفاع 4127متری و عرض جغرافیایی‌اش، در طول دوران چهارم زمین‌شناسی قدیم دارای یخچا‌ل‌های کوهستانی بوده است (مطالعات میدانی نگارنده در بهار و تابستان 1386). با توجه به مطالب اشاره شده در مبانی نظری، در دوران چهارم زمین‌شناسی، زبانه‌ی یخچالی کوه سیالان که از سیرک‌های زیر قله انشعاب یافته بود و با عبور از دره‌ی رودخانه‌ی هلوکله تا جنوب روستای اِسِل محله کشیده شده بود. طبق مطالعات میدانی و شواهد زمین‌شناسی و ریخت‌شناسی، این فرضیه از سوی نگارنده مطرح شده است که در محل فعلی دره‌ی هلوکله، در شمال آن، قبل از تپه‌ی دریاسر که مشرف به روستای اِسِل‌محله است، در دوره‌های بعد از یخچالی، یعنی از ده هزار سال قبل (گرم شدن زمین و آب شدن یخچال) دریاچه‌ای وجود داشته است.
در دوره‌ی بعد یخچالی، آب این دریاچه‌ی دایمی به مرور زمان با فرسایش و ایجاد یک کانال سرریز در دیواره‌ی تپه‌ی دریاسر، آب آن تخلیه گشته و در حال حاضر به صورت دریاچه‌های اتفاقی یا فصلی درآمده است. اما اگر فرضیه‌ی دریاچه‌ی دایمی بعد از یخچالی را کنار بگذاریم.[2] درحال حاضر نیز هر ساله در این مکان دریاچه ای کم عمق و فصلی پدید می‌آید (شکل 5) که علت آن را این‌گونه می‌توان توجیه نمود.
طبق مطالعات میدانی، دره‌ی دریاسر یک پولیه (چاله‌ی آهکی وسیع) تشخیص داده شده است و از ویژگی‌های پولیه‌ها تشکیل دریاچه‌های فصلی و گاه دایمی‌ست که اين به علت چاه و چشمه‌های آهکی کف آن می‌باشد. (شکل6) بنابراین «شکل خاص دره‌ی دریاسر»، «نوع سازندهای زمین‌شناسی آن» و «تپه‌ای که در خارج از دره‌ی دریاسر هم‌چون سدی می‌باشد» (ارتفاع 76متر) از یک سو و زه‌کشی آب زیرزمینی از ارتفاعات مشرف به دره‌ به همراه حجم بالای دبی و سیلاب‌هایی که در موقع ذوب برف (اواخر زمستان و اوایل بهار) به منطقه سرازیر می‌شود، به همراه بالا آمدن سطح آب زیر‌زمینی و به تبع آن تراوش فراوان آب از چشمه‌های موجود در دریاسر، این دریاچه‌ی فصلی شکل می‌گیرد.
با توجه به موارد ذکر شده می‌توان نتیجه گرفت که وجود دریاچه‌ای دایمی در دوره‌ی بعد یخچالی که به احتمال زياد تا چند هزار سال پیش وجود داشته و هم‌چنین دریاچه‌ای فصلی که هرساله در اواخر اسفند و اوایل بهار در محل پولیه (چاله‌ی آهکی) تشکیل می‌شود، سبب شده که روستای اِسِل محله به علت قرارگیری‌اش در نزدیکی این دریاچه به این نام خوانده شود. یعنی اسل محله = سِل محله = استخر محله = محله ای که کنار دریاچه قراردارد. این نوع نام‌واژه در نقاطی دیگر در مناطق کوهستانی غرب مازندران و شرق گیلان با تفاوتی در تلفظ مشاهده می‌شود. استل‌کنار (استخرکنار)، اِسِل‌پشته (عسل پشته) و اِسِل‌کو (کوه اِستَل) از توابع دهستان سخت‌سر رامسر (سجادی، 1383) و سیا اِسِل سر (کسگرچال) (مشایخی، 1381) و هم‌چنین سل‌سر (استلخ سر) (ستوده، 1374 ).
اما در مورد دره‌ی ییلاقی دریاسر که در نزدیکی همین روستا قرارگرفته، به اين دليل که محل تشکیل دریاچه می‌باشد، به خاطر وجود همین دریاچه، با پسوند «سر» و «سرا» مشهور گشته است. این پسوند در زبان گیلکی به فراوانی در نام مکان‌ها به کار برده می‌شود. هم‌چون بیجار‌سر (محل مزرعه‌ی برنج) و دریاسر (محل دریا، دریاچه) که به عنوان نمونه می‌توان از روستای دریاسر لنگرود نام برد. در پای قله‌ی سیالان در انتهای دره‌ی هلوکله دریاچه دیگری‌ست که گالش‌های تنکابنی و دام‌داران هنیزی الموتی به آن دریاآب می‌گویند (شکل7) که دلیل نام‌گذاری آن را می‌توان ناشی از اثر حرکت و فعالیت کاوشی و انباشتی یخچال کوه سیالان در سیرک زیر قله سیالان دانست که پستی و بلندی‌هایی در کف سیرک شکل داده‌اند که در فصل تابستان، موجب ذوب برف و جاری شدن چشمه در آن می‌شود.

شکل5- محل تشکیل دریاچه‌ی فصلی در کف پولیه‌ی دریاسر.


شکل6- یکی از چشمه‌های موجود کف پولیه در دره‌ی دریاسر


نتیجه‌گیری
در طول دوران چهارم زمین‌شناسی و دوره پلئیستوسن (از دو میلیون تا 10هزار سال پیش) آب‌و‌هوای سرد این منطقه، همراه با بارش برف بیش‌تر، یخچال‌های کوهستانی را در این محدوده به وجود آورده است. فرسایش یخچالی کوه سیالان موجب به وجود آمدن اشکال خاص یخچالی در طول دره‌ی هلوکله (شاخه ای از رودخانه‌ی دوهزار) گشته است.
الف- مواد کاوشی از کف و دیواره‌های سیرک (حفره) سیالان موجب ایجاد پستی و بلندی در درون سیرک و مسیر دره‌ی یخچالی شده است. این پستی و بلندی‌ها در ایجاد دریاچه‌ها نقش اصلی را ایفا کرده‌اند که یکی از این دریاچه‌ها دریاآبی خوانده می شود.
ب- در طول دره، شکل خاص فرسایش یخچالی (به همراه دیگر عوامل زمین‌شناسی مثل گسل‌ها) در جنوب روستای اسل محله موجب تشکیل دریاچه‌ی دایمی یخچالی در گذشته شده است. هم‌چنین به علت جنس آهکی بستر دره‌ی هلوکله اشکال ویژه‌ی فرسایش انحلالی آهکی در محل ایجاد شده است. یکی از این اشکال آهکی پولیه می‌باشد. یکی از ویژگی‌های پولیه‌ها شکل‌گیری دریاچه‌های فصلی و دایمی به دلیل تغذیه از چاه‌ها و چشمه‌های کف آن می‌باشد. به این دلیل با توجه به فرضیه‌ی تشکیل دریاچه‌ی دایمی پس از دوران یخچالی و هم‌چنین دریاچه‌ی فصلی که در زمان حاضر در کف پولیه آهکی تشکیل می شود به این محل دریاسر گفته می شود.
پ- روستای اسل محله در ارتباط با همین دریاچه به روستای اسل محله (محل کنار دریاچه) مشهور شده است. البته این‌که چرا این دو دریاچه را در محل به نام دریا می‌خوانند در خور توجه و پژوهش جداگانه‌ای‌ست.

شکل7- دریاچه‌ی دریاآب در پای قله‌ی سیالان


تشکر و قدردانی
از خانواده‌ی محترم حنفیه و ناجی و به ویژه دوستان عزیزم، مهران و بهنام حنفیه که زمینه‌ی اقامت را برای پژوهش درباره‌ی منطقه‌ی دوهزار و کوه سیالان فراهم نمودند کمال تشکر را دارم.

نیما فرید مجتهدی
nima.mojtahedi[at]gmail.com

[1] مبانی نظری پژوهشی با کمی تغییر عیناً از کتاب های ((ژئومورفولوژی ساختمانی)) و ((ژئومورفولوژی دینامیک)) دکتر فرج الله محمودی ذکر شده است.
[2] بعلت نیاز به مطالعه دقیق تر و با ابزار علمی و بیرون بودن از مقوله این نوشتار، مساله مذکور را در حد این فرضیه باقی می گذاریم.

منابع:
1-مشایخی،حبیب ا... ،(1381 )، " نگاهی همه سویه به تنکابن " ، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، تهران .
2. سجادی ، سید محمد تقی ،( 1383 )، " تاریخ و جغرافیای تاریخی رامسر " ، انتشارات معین ، تهران .
3. ستوده ، منوچهر ،( 1374 )، " از آستارا تا اِستارباد ، جلد سوم ، آثار و بنا های تاریخی مازندران غربی "، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ، تهران .
4. سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح ،( 1383 )، نقشه توپوگرافی 1:50000، لاکتراشان 6163 III .
5. سازمان زمین شناسی ، نقشه زمین شناسی 100000 رامسر .
6. سازمان نقشه برداری کشور،نقشه توپوگرافی1:25000 هلوکله .
7. محمودی ، فرج الله ،(1379) ، " ژئومورفولوژی ساختمانی " ، انتشارات دانشگاه پیام نور ، تهران .
8 . محمودی ، فرج الله ، ( 1377 ) ، " ژئومورفولوژی دینامیک " ، انتشارات دانشگاه پیام نور ، تهران .

برگرفته از آدرس :  http://www.varg.ir/archives/2008/05/eselmahalle.php

 

تورهای غیر انتفاعی موسسه را با کلیک بر روی لینک زیر ببینید :

 

 تورهای ارزان قیمت

  تورهای کلاس B

 

براي عضويت رايگان در خبرنامه موسسه شيوار كوهستان بر روي لينك زير كليك نماييد

  

  در گروپ باشگاه تعطیلات عضو شوید     

عضویت در این گروپ برای همه آزاد میباشد

برای مشاهده بهترین تورهای اکوتور ، جامع ترين تورهاي ماجراجويانه ايرانگردي و شهر گردي 

 

براي ديدن بهترين و مناسبترين پكيجهاي تورهاي خارجي

 

براي رزرو آنلاين بليط چهار هواپيمايي كشور

 

براي رزرو آنلاين بليط قطار و اتوبوس

 

براي رزرو آنلاين هتلهاي ايران و جهان

 

براي سفارش تورهاي سفارشي خود و سازمان و شركت و  موسسه خود

 

براي در جريان قرار گرفتن تورهاي ثابت يكروزه هفتگي ما

 

براي اطلاع داشتن از تورهاي كيش و قشم   روي گزينه زير كليك كنيد

 

براي مشاهده صفحه نخست كليك كنيد

  

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 20:39  توسط موسسه گردشگری شیوار کوهستان  | 

 

سد مخزنی شهید رجایی و شبکه آبیاری و زهکشی تجن

 

وما همه چیز را از آب زنده گردانیدیم. قرآ ن کریم

تاریخچه

تاریخچه مطا لعات حوضه رودخانه تجن به سالهای1336توسط شرکت الکساندر گیپ بر

می گردد.اما به علت عدم تحقق طرحهای پیشنهادی مطالعات مجدد آن در سالهای 1360 به شرکت مهندسی مشاور مهاب قدس واگذار شد .عملیات اجرای سد ازشهریور70شروع ودرسال75خاتمه یافت وبه موازات آن سد انحرافی وشبکه آبیاری وزهکشی نیز آغازگردید.

سد مخزنی شهید رجایی

موقعیت

40کیلومتری جنوب شهر ساری بر روی رودخانه تجن

اهداف کلی طرح

تامین وتنظیم آب کشاورزی اراضی دشت تجن

تامین آب آشامیدنی جمعیت ساکن درمحدوده طرح

تامین آب صنعتی محدوده طرح

تولید برق

کنترل طغیان وجلوگیری ازخسارا ت ناشی ازسیل

مشخصات اصلی سد

نوع سد: بتنی دوقوسی با سرریزآزاد

طول تاج سد: 427متر

ارتفاع سد از پی :138متر

ضخامت سد در پی : 27متر

ضخامت سد در تاج: 7متر

سطح دریاچه سد :520 هکتار

طول دریاچه :8500متر

حجم مخزن : 160میلیون متر مکعب

سر ریز

جهت تخلیه طغیان به میزان 2000متر مکعب در ثانیه تعداد5دهانه سرریز آزاد

احداث شده است که مجهز به پل سرویس سراسری است.

سیستم آبگیر نیروگاه

این مجموعه شامل واحد های آشغالگیر دریچه اضطراری رأ س(استا پلاک) لوله تحت

فشار فلزی مستغرق دربتن بدنه به قطر2متروبه طول 40متر(پنستاک)می باشد که ظرفیت

تخلیه آن برابر18مترمکعب در ثانیه است وبرای تغذیه3واحدتوربین فرانسیس بامحور

عمودی پیش بینی شده است.

شبکه آبیاری و زهکشی تجن

محدوده این طرحاز پایاب سدشهید رجایی تا کرانه دریای خزر گسترده است وبین دو رودخانه

سیاهرود ونکا رود قرار دارد

اهداف طرح

توزیع متناسب آب ذخیره شدهبا ظرقیت قابل تنظیم316 میلیون مترمکعب واستفاده بهینه از

آب قابل دسترسی اعم ازآبهای سطحی و زیرزمینی آبهای برگشتی وآب بندانهاوتامین کمبود

آب قسمتی از دشتهای مجاورمی باشد.

اجزا طرح

اجزا طرح شامل سد انحرافی کانال اصلی وسیفون معلم کلا واحد عمرانی شماره یک دو سه

چهار می باشد

سدانحرافی تجن وکانال اصلی وسیفون معلم کلا

-نوع سد: بتنی یاسر ریزآزاد

طول سر ریز:264متر

ارتفاع سد از پی:5/7متر

ظر فیت کانال: 38متر مکعب در ثانیه

طول کانال:3390متر

طول سیفون: 203متر

ظر فیت سیفون:15مترمکعب درثانیه

مشخصات شبکه مدرن

وسعت اراضی تحت پوشش بالغ بر 46000هکتارمی باشد علاوه برآن آب مطمئنی را

برای4500هکتار که سطح در حدود9500 هکتار آب بندان راتحت آبیاری دارند بوسیله

انهار سنتی کار آمد تامین آب می نماید 0

 

منبع :وزارت نیرو شرکت سهامی آب منطقه ای مازندران وگلستان

 

 

 

 

 

سد وجاذبه گردشگری

سد ها ونیروگاهها ی وابسته به آنهاعلاوه بر اینکه یکی از منابع مهم تامین آب وانرژی

برق آبی هستند ظرفیت ها ی بزرگی برای رشدو توسعه صنعت گردشگری نیزمحسوب

می شوند مناظر طبیعی حاشیه دریاچه ورودخانه ها از یک سووسازه های عظیم عمرانی

از سو دیگرجاذبه های فراوانی را برای گردشگران وتوریست های داخلی وخارجی

ایجاد می کند در بسیاری از کشور های دنیا نیز سدهاودریاچه ها ی آنان از مهم ترین

قطب های گردشگری آن کشور محسوب می شوند وسالانه هزاران مسافررابه خود جذب

می کنند سد های«هور»در آمریکاو«آسوان»درمصراز این جمله اندوحتی در برخی از کشورها

 سعی شده است تا درساخت این سازه ها از ابزار هنری استفاده شده تا جاذ به بیشتری

داشته باشد.

هم اکنون سد های بزرگی نظیر:سدکرخه کارون3 مسجد سلیمان شهید رجایی کوثر دوستی

 و....دریاچه ها ی بزرگ را پشت خود تشکیل داده اندوجود این دریاچه ها در آب وهوای متنوع

 وتاسیسات عظیم ونیروگاهها سرمایه گرانقدربرای توسعه گردشگری در استان تحت پوشش

 محسوب می شود این سدها می توانندبه عنوان مناطق ویژه گردشگری توسط سازمان میراث

 فرهنگی شناخته شده وبه ثبت برسند.این سدها در موارد زیر قادر به جذب گردشگران هستند.

راه اندازی فعالیت ورزش های آبی

ایجاد مجتمع های گردشگری وتوریستی وفعالیت های جانبی از جمله هتل داری درحاشیه سد

بهره گیری از سازه های اصلی سد ونیروگاه به عنوان مرکزبازدید شهروندان داخلی وخارجی

نزدیکی این سدها با سازه های تاریخی وآثارباستانی حاشیه رود خانه هاوسدها امکان

بهره گیری توریستی همزمان ازاین دو ظرفیت را می دهد .

برگزاری تورهای علمی وفنی در زمینه های برق عمران مکانیک آب محیط زیست

وغیره برای کارشناسان متخصصان اساتید دانشگاه ودانشجویان.

آمار بازدید کننده نوروزی از سدهای کرخه کارون3 مسجد سلیمان گتوند سیمره وکوهرنگ در

 سال83 و84قریب به چهارصدهزارنفربوده است که نشان ازجاذبه های بی بدیل این سد ها

 می دهد به یقین با سرمایه گذاری بیشتر دراین راستا می توان شاهد رشد چشمگیرگردشگران

 بود.

منبع: ویژه نامه مدیریت منابع آب ایران

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 2:24  توسط موسسه گردشگری شیوار کوهستان  | 

 

شبه جزیره ی میانکاله

 

شبه جزیرهء میانکاله درشمال وشمال شرقی شهرستان بهشهر قرار گرفته وازشمال به دریای مازندران ازمشرق به تنگه آشوراده ازجنوب به خلیج گرگان واز مغرب به اراضی زاغمرز وامیرآباد محدود می باشد طول این شبه جزیره نزدیک به65 کیلو متروعرض آن از5/2تا6/5کیلومتر متغیر است.

وضعیت توپوگرافی:

تپه های شنی کم ارتفاع ازغرب به شرق شبه جزیره ی میانکا له امتداد دارد ارتفاع تپه های شنی به سوی شرق کاهش یافته ودر قسمت انتهایی شرق اثری ازتپه های شنی مشاهد ه نمی شود.

 

وضعیت آب و منابع آن:

سطح آب های زیرزمینی منطقه بسیار بالا است وبطورمتوسط2تا3مترمی باشد.

عمق برخورد به سفره ی آزاد در جلگه ازصفرتا 10متر متغیر است.اغلب آب چاه های سطحی شورولب شور است.دامداران باحفرچاه های کم عمق آب مورد نیاز رابرای شرب دام تامین می نمایند.در بعضی از نقاط شبه جزیره رگه های آب شیرین وجود دارد که میزان محدودی آب می باشد.

وضعیت آب وهوا

در میانکاله ایستگاه هوا شناسی وجود نداردوارزیابی داده های آب وهوایی سه ایستگاه هواشناسی نزدیک منطقه در تیر تاش بهشهر وبابلسر تشابه چندانی با شرایط آب وهوایی میانکاله ندارد.بارندگی منطقه بسیارکم ودوره ی خشکی آن طولانی است.

وضعیت حیات وحش

پناهگاه حیات وحش وتالاب میانکاله که یکی ازمناطق حفاظت شده ی بین المللی است علاوه بر اینکه زیستگاه دائمی بسیارمناسبی برای پرندگان بومی نظیر قرقاول ودراج است به علت دارا بودن شرایط خاص اقلیمی همه ساله در فصل زمستان زیستگاه وپناهگاه مناسبی برای زمستان گذرانی پرندگان مهاجر است که از سیبری به این مناطق گرمسیری مهاجرت می کنند.

در این منطقه نمونه ای از پرندگان مهاجر شامل فلا مینگو غاز خاکستری ،غازپیشانی سفید کوچک، پلیکان، لک لک سیاه، نوعی کبک ، انواع مرغابی. و.......به سر می  برند.

پستانداران  موجود شامل خوک وحشی ،شغال،جوج تیغی،خرگوش،روباه،و.....می باشند.

وضعیت پوشش گیاهی

قسمت وسیعی از شبه جزیره ی میانکاله مرتع می باشد که منحصراٌ جهت چرای دام مورد استفاده بوده وپوشش این اراضی را نباتات مخصوص مرتعی و چمنی تشکیل داده اند.

درقسمتی از اراضی شوره زار منطقه زمین دارای پوشش ضعیفی بوده وشامل گیاهان مقاوم به شوری است. اراضی شوره زار ساحلی دریا عمو ما از انواع گیاهان پوشیده می با شند

ldhk ;hgi

 

شبه جزیره میانکاله با ریکه ای خشکی است که پهنه ای آ بی سه طرف آن را احاطه کرده و فرودگاهی نسبتا امن را برای پرند گان مهاجر فراهم آورده است. 

 

 

تالاب واکوسیستم های آبی با ارزش مجموعه ای کم نظیر و منحصر به فرد طبیعی را به وجودآورده که با توجه به قابلیت های اکو لوژیک آن توجه بسیاری از سازمان هاومحققان جهانی را به خود جلب کرده است . میانکاله یکی از مهمترین مخارن نگهداری وحفظ ژن های گیاهی وجانوری در بیوسفر(زیست کره) می باشد.که تدابیر بین ا لمللی وعلمی مناسبی را می طلبد. شبه جز یره وخلیج میا نکاله درکنارآن به عنوان پناهگاه پرندگان مهاجریکی از مناطق

پنجاه ونه گانه بین المللی ذخایر طبیعی بیوسفری زمین شناخته شد ه است.تالاب میانکاله به وسعت 68هزارو800هکتار دراستان مازندران ازحساسیت ویژه ای برخوردار می باشد.

ونقش موثری در گردش انرژی دارد.جانوران وگیاهان دراین محیط آبی به هم وابسته اند ونقش اکولوژی هریک ا ز آنها ادامه حیات را در این اکو سیستم تنظیم می کند. میانکاله امروزه متشکل ازاکوسیستم های مختلف چون شنزارهای ساحلی تپه های کم وبیش متحرک شنی  شورزار ا نارستان وجوامعی با گیاهان غالبی چون سازیل تمشک وانارمی باشد.درگذ شته های نه چندان دورمنطقه بسیار متفاوت ازآ نچه امروزه به چشم می اید معرفی شده است

میانکاله شبه جزیره ای است که ازنظراقتصادی دارای اهمیت بسیار است و50درصد خاویار ایران دراین مکان به دست می اید.خلیج میانکاله ازمناطق بزرگ تخم ریزی ازدریا ی خزراست با گرم شدن آب وهوادربهارماهیان کپور برای تخم ریزی ازدریای خزربه این منطقه مهاجرت می کنندوپس ازتخم ریزی دراواخربهاربه دریا می روند   ماهیان کفال جایگزین آنها می شوند.

میانکاله هر چند باریکه ای بیش نیست اما ژرفایش بسیار است ذخیره گاه بیوسفری میانکاله با هوای معتدل وطبیعتی بکر جذاب ومنحصربه فرد,همراه بابقایای بنا های تاریخی ازبیشترین مولفه های جذب اکوتوریسم می باشد مواهب طبیعی وهمراهی زندگی سنتی درتاریخ پرفرازو نشیب وآ ثاربه جای مانده رزم های تاریخی انگیزه ای برای جذب گردشگرداخلی وخارجی است .

 

این مجموعه (تالاب وشبه جزیره میانکاله) درفهرست اماکن زیست محیطی جهانی ثبت شده

است. واز زیباترین تالاب های جهان به شمار می رود. درصورت هماهنگی با سازمان محیط

زیست مازندران می توان با قایق به گشت وگذار درتالاب پرداخت

 

برگرفته از آدرس : geographic1sari.blogfa.com/post-29.aspx

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 2:21  توسط موسسه گردشگری شیوار کوهستان  | 

 

برج رسکت:

 

            

 

در چهل کیلو متری جنوب غربی ساری قرار دارد و مسیر دسترسی به آن از ساری آغاز و پس از عبور از دو راهی کیاسر و سد سلیمان تنگه  به جانب غرب منحرف می شود که بیشتر قسمتهای آن آسفالته می باشد ، این بنا در مجاورت روستای رسکت در بخش دودانگه ساری قراردارد و با آجر ساخته شده و تزئینات آن شامل مقرنس کاری و دو کتیبه آجری به خط کوفی و پهلوی ساسانی است. احتمالا مقبره یکی از شهریاران آل باوند بوده و مربوط به قرن پنجم هجری قمری است. بازدید از این برج نیازبه هماهنگی ندارد

 

 


مجموعه فرح آباد :

 

فرح آباد ساری

 

 

در 28 کیلومتری شمال شهر ساری و در ورودی خزرآباد و در3 کیلومتری ساحل دریای مازندران قرار دارد این مجموعه شامل مسجد پل دیوارهای برجای مانده از یک کاخ سلطنتی است که به دستور شاه عباس صفوی ساخته  شده و تفرجگاه ساحلی شاهان صفوی بود مسجد با ایوان های رفیع شبستانها حجره ها و مناره از مهمترین بنا های تاریخی استان مازندران به شمار می رود.

 

 

 


 

امام زاده عباس:

 

.

در حاشیه شمالی ورودی شرقی شهر ساری واقع شده و از نظر شیوه معماری گنبد هرمی شکل و صندوق چوبی نفیس یکی از بناهای معروف استان مازندران است تاریخ ساخت آن سال 897 هجری قمری است و چهار امامزاده بنامهای محمد و حسن وعباس درآن مدفون می با شند . این مکان زیارتگاه مسلمین است

 

 

      

 

         


بقعه امامزاده یحیی:

 

در مرکز شهر ساری قرار دارد و برج آجری آن به خاطر دارا بودن صندوق و درب چوبی نفیس دارای اهمیت است ارتفاع بنا 20 متر و تاریخ ساخت آن سال 849 هجری قمری می باشد.

 

امامزاده یحیی از فرزاندان امام موسی کاظم(ع) است.

 

 


برج سلطان زین العابدین:

 

با گنبد مخروطی هشت ترک از لحاظ نوع معماری و تزئینات کاشی کاری ودرب و صندوق چوبی نفیس جزء مهمترین ابنیه تاریخی ساری به شمار می رود. کتیبه ها وکاشی کاری های آن زیبا بوده و یک مرقد دیگر در داخل بنام سلطان امیر شمس الدین می باشد.

 

 


آب انبار میرزا مهدی:

 

 

 

این بنا در مرکز شهر ساری واقع شده و مربوط به دوران افشاریه یا زندیه می باشد.

 

منبع اصلی به وسیله پلکانی به پای شیر و انبار آب دسترسی دارد . پلان آن مدور و با

 

گنبد هلالی است. که همه آن با آجر و ملاط ساروج ساخته شده و در قسمت دو گانه گنبد دریچه هایی برای تامین روشنایی داخل آب انبار تعبیه گردیده است.

 

 


 

خانه قدیمی کلبادی:

 

 

 

این مکان زیبا و قدیمی در مرکز شهر ساری و در مجاورت میدان اصلی واقع شده است و در حال حاضر به عنوان اداره میراث فرهنگی مورد بهره برداری قرار گرفته وقدمت آن حدوداً به 200 سال قبل باز می گردد، ویژگیها و اجزای معماری آن نظیر اتاق ها حجره ها شاه نشین حمام، ا صطبل، حیاط  و هنر بکار رفته بر روی پنجره ها وارسی ها و تزئین آنها با شیشه های رنگی در نوع خود بی نظیر است.

 


  

حمام وزیری:

 

حمام وزیری

 

این بنا در مر کز شهر ساری و در مجاورت خانه کلبادی قرار دارد و از لحاظ  نوع معماری، مصالح و ویژگیهای ساختمانی از ابنیه دیدنی و مشهور مازندران به شمار می رود . این بنا متعلق به دوران قاجاریه است.

 

  


 پناهگاه حیات وحش دشت ناز

 

این محوطه زیبا با 55 هکتار در  35  کیلومتری شمال شرق ساری قرار دارد . و مسیر دسترسی آسفالته آن در12 کیلومتری ساری به بهشهر در سه راهی اسلام آباد از جاده اصلی جدا شده و پس از طی مسافت 23 کیلومتر به مکان مذکور می رسد.

 

               

 

 


پناهگاه حیات وحش سمسکنده

 

این منطقه با 1000 هکتار مساحت در 10  کیلومتری جنوب شرق ساری واقع شده است مسیر دسترسی آن از ساری تا سمسکنده آسفالت بوده و در ادامه با یک جاده روستایی (اسبو کلا) به داخل محوطه راه می یابد . پوشش گیاهی آن گونه های جنگلی و جلگه ای بوده و قسمتی از آن مانند دشت ناز به عنوان زیستگاه  گوزن زرد ایرانی مورد بهره برداری قرار گرفته است. 

 

 

  

 

 

 


میر سر روضه:

 

پس از آنکه امیر تیمور مازندران را گرفت سید کمال الدین فرمانروای مازندران پسر میر قوام الدین مرعشی را با کلیه برادران و اقوام به ترکستان فرستاد میر کمال الدین باجمعی از سادات در تبعيدگاه مردند و پس از مرگ امیر تیمور درویشان مازندران روی علاقه مفرطی که به میر کمال الدین داشتند به ترکستان رفته وجنازه او را به ساری آوردند ودر محلی دفن کردند میر سر روضه ظاهراً مدفن میر کمال الدین و منتسبان اوست

 

(محل میر سر روضه:خیابان فرهنگ جنب آ موزش وپرورش ناحیه یک)

 

 


دریای خزر:

 

دریای خزر با وسعتی حدود438000کیلومتر مربع بزرگترین دریاچه کره زمین به شمار می رود که از طریق رود ولگا و ولگا - دن به دریای سیاه و دریای بالتیک راه یافته وبنادر دریای خزر را به بنادر شمالی وجنوبی اروپا متصل می نماید.

 

عمق این دریا از شمال به جنوب افزایش یافته به طوریکه عمق نواحی شمالی از 16متر تجاوز ننموده و درجنوب و جنوب غربی عمیق ترین نقطه آن به  1000 مترمیرسد. هشتاد درصد آب ورودی دریای خزر از طریق رود ولگا  تا مین می گردد طول دریای خزر حدود 1205 کیلومتر و عرض متوسط آن 554 کیلومتر است .طول سواحل ایران دراین دریا از خلیج حسینقلی تا آستارا به 995 کیلومتر میرسد و استان های گیلان مازندران و بخشی از گلستان را در بر گرفته است.

 

 

 

 


ساحل دریای خزر آباد:

 

در 35 کیلومتری شمال شهر ساری در ساحل دریای خزرآباد واقع شده که به وسیله بلوار و جاده زیبای فرح آباد که زیبایی خاص دارد به ساحل ارتباط پیدا می کند و مکان کاملاً امن برای شنا بالاخص برای استفاده خانمها از دریا می باشد

 

 

           


بقعه امامزاده میر عمادالدین:

 

نام میر عماد الدین محمود است پسر سید عزالدین حسن بن شرف الدین علی بن سید تاج الدین محمد بن سید حسام الدین علی بن تاج الدین نزار بن سید شمس الدین حسین بن سید برهان الدین حسن بن سید شمس الدین بن سید امین الدین محمد بن سیدکمال الدین بن سید محمد بن سید وجیه الدین علی بن ابی القاسم بن محمد بن ابی القاسم  قاسم الاشج نقیب الطبرستان ابوا حمد ابراهیم العسکری بن موسی ابی سبحه بن ابراهیم المرتضی بن الام موسی الکاظم(ع)این امامزاده در65 کیلومتری شهر ساری در روستای وری که در  5  کیلومتری کیاسر قرار دارد که درسالهای اخیر ساختمان بقعه تجدید بنا گردیده است قرارگیری امامزاده در پایکوه و مجاورت با جنگل چشم انداز بسیارزیبایی رادارد . که شرایط کاملا مناسب برای علاقمندان به زیارت و طبیعت گردی را فراهم آورده است.

 

 


پارک  جنگلی  شهید زارع:

 

پارک زیبا و دیدنی شهید زارع در 3 کیلومتری شرق شهر ساری و در جانب جنوبی جاده ساری به بهشهر قرار دارد و به علت مجاورت با تپه های جنگلی کم ارتفاع در دامنه البرز بسیار زیبا وچشمگیر است برای استفاده گردشگران نیز دارای امکاناتی برای اقامت کوتاه مدت میباشد مخصوصاً بهترین مکان برای کسانی است که میخواهند به صورت رایگان شب اقامت شبانه داشته باشند . البته تورگردانان می توانند در ایام روز با گذراندن دراین پارک هم اوقات خوشی را برای مشتریان خود فراهم آورند. 

 

  

 

 


تکیه پهنه کلا ساری:

 

جاده ساری به کیاسر نزدیک کارخانه کاغذ سازی به جاده فرعی می رسیم که به نام روستای پهنه کلا  که سرسبز و دارای چشم انداز زیبا است و بنای مذهبی دراین روستا واقع شده است

 

تکیه پهنه کلای ساری جزء بهترین جاذبه های زیارتی مازندران است.محوطه شامل بقعه، صحن، مسجد، حسینیه و مهمانپذیر می باشد.

 

 

برگرفته از آدرس :  geographic1sari.blogfa.com/post-29.aspx

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 2:17  توسط موسسه گردشگری شیوار کوهستان  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 0:55  توسط موسسه گردشگری شیوار کوهستان  | 

 

جاذبه های توریستی شهر رامسر : 

هتل رامسر (هتل ازادي)

هتل رامسر (هتل ازادي) داراي دوساختمان هتل جديدوهتل قديم مي باشد. اين هتل داراي معماري بسيار زيبايي است.مو قعيت جغرافيايي اين هتل که ازجنوب به کوههاي بسيارزيباو از شمال به کازينو  منتهي ميشود,اين هتل را به يکي از زيباترين جا هاي رامسر تبديل کرده است.هتل هاي قديم و جديد داراي  150 اتاق و سوئيت هاي  مجلل مي باشند و داراي  امكانات زيادي نظير سينماي  اختصاصي  و رستورانهاي زيبا و... هستند.اين هتل در مرکز شهر رامسر قراردارد.(رامسر خيابان شهيد رجايي). براي ديدن عكسهاي بزرگتري از اين محل, روي عكس مورد نظر در سمت چپ كليك كنيد.

  روبروي ساختمانهاي هتل رامسر, کازينوي رامسر واقع شده است که داراي معماري زيبا و  هنرمندانه اي است . نخل هاي بسيار بلند که به ترتيب کنار هم قرار دارند و تا سواحل دريا به پيش مي روند, اين مکان را بسيار  زيبا کرده اند (شهرک زيباي شهراسر نيز در اين ناحيه  واقع است .) اين مکان از رامسر يکي از مناطق پر طرفدار محسوب مي شود.  براي  ديدن عكسهاي  بزرگتري از اين محل,  روي عكس مورد نظر در سمت چپ كليك كنيد.


  روستاي اربه كله

روستاي اربه کله يکي از نقاط زيباي رامسر مي باشد وداراي ارتفاع حدودا 500 متر از سطح درياي خزر است.به دليل اين ارتفاع, اراي چشم انداز بسيار زيبايي است. از اين منطقه تمام نقاط کتالم وسادات شهر قابل مشاهده اند و درياي ابي رنگ که در جلو قرار دارد, منظره اي بسيار زيبا را به وجود مي اورد. براي رفتن به اين منطقه از مرکز سادات شهر به طرف خيابان ابگرم حرکت کرده و به سمت بالا به پيش رويد.  براي ديدن عكسهاي بزرگتري از اين محل, روي عكس مورد نظر در سمت چپ كليك كنيد.

مار کوه

مارکوه, کوهي است بسيار زيبا که در محدوده شهر کتالم قرار دارد. در بالاي اين کوه قلعه اي قرار دارد که در زمانهاي قديم , توسط حکام زمان ساخته شده است. در واقع اين کوه  پايگاهي براي  حکمراني حکام بوده  است قلعه مارکوه در حدود 10 قرن قدمت دارد. در بالاي اين کوه  قطعات سفال زيادي ديده ميشود.براي رفتن به اين کوه  پله هايي که تعداد انها در حدود 360 تا ميباشد,ساخته شده است. اين مکان براي تفريح و ورزش بسيار مناسب است. براي رفتن به اين نقطه از کتالم به طرف نياسته حرکت کنيد. براي ديدن عكسهاي بزرگتري از اين محل, روي عكس مورد نظر در سمت چپ كليك كنيد.

جنگل دالخاني :

جنگل دالخاني يکي از زيباترين جنگل هاي منطقه است که داراي درختان انبوه و  چشمه هاي زلال و سرد ميباشد.به علت نحوه استقرار در ختان اين نقطه,اين جنگل يکي از نقاطي است که توريستهاي زيادي را مجذوب خود مي سازد . در مسير رسيدن به اين جنگل  از نقاط زيبايي عبور  خواهيد کرد که زيبايي  انها , دست کمي از زيبايي اين جنگل ندارند. اين جنگل  داراي هوايي  بسيار خنک و  مطبوع است . براي رفتن به اين نقطه در جاده  تنکابن به رامسر وارد جاده هريس شويد و به سمت کو ههاي سر به فلک کشيده  , حدود يک  تا يک ونيم ساعت حرکت کنيد

  ييلاق جواهرده

اين ييلاق حدود 2000   متر از سطح دريا ارتفاع دارد.  ازشهر  رامسر نيز حدود 27  کيلومتر فاصله دارد. هواي  بسيار  مطبوعي دارد   و  همه ساله گردشگران  بسياري  را  مجذوب خود ميکند.  چشمه هاي بسياري در اين ييلاق وجود دارد که ابعلي,  سليمان, سلمل و توکين, ازجمله انها هستند.ابشار زيباي اين نقطه,  انرا به يکي از  پر طرفدارترين ييلاق ها تبديل کرده است. در راه رسيدن به اين ييلاق از پارک جنگلي صفارود  خواهيد گذشت که بسيار زيبا است.  براي رسيدن به  اين ييلاق در  سمت غرب  بازار رامسر وارد خياباني شويد که کارخانه چاي در کنار ان قرار دارد وبه سمت کوهها حرکت کنيد

 

برگرفته از آدرس :  http://www.ramsar.ir/_Info.asp?mid=4

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 0:47  توسط موسسه گردشگری شیوار کوهستان  | 

 

بازخواني كتيبه لاجيم

خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گروه ميراث فرهنگي_
محسن ولوي
پيشگفتار:  از سده چهارم هجري بر پائي گور- برج هائي که کاربردي فراتر از يک بناي تدفيني صرف داشتند در ايران رواج يافت. اين گونه سازه ها که غالباً در نقاط مرتفع ساخته مي شدند به موازات نقش تدفيني خود از آن ها به عنوان ميل براي راهنمائي مسافرين و هم چنين از محوطه اطراف آن ها جهت دفن کاروانيان و اهالي استفاده مي شده است.
 
 در ظاهر اين بناها داراي سطح جانبي استوانه اي شکل با سقفي نيم مخروط قائم (180> c >90 ) و يا سهمي گون دوار (رو به پايين " آب ميريزد" ) هستند که غالباً کتيبه اي حلقوي به خط کوفي و ندرتاً پهلوي بر پيشاني آن ها نقش بستهو مضمون آن در غالب موارد عبارت است از: آيات و جملات دعائي به همراه نام و القاب متوفي و هم چنين عباراتي که جايگاه اجتماعي او را مشخص مي کند، تلفيقي از آنچه که بود به همراه آن چنان که تمايل داشت ديده شود که کاملا منطبق با فضاي فئوداليزم حاکم بر زمان ساخت اين گونه بناهاست.
 
در اغلب اين بناها با سلب قدرت از صاحبان بنا و محو اطلاعات و خاطرات وابسته به آن زمينه جهت خلق گمان ها و حکايات شفاهي و پس آنگاه روايات بظاهر مستند آماده و در ادامه با سپري شدن زمان اين گونه بناها تبديل به مکان زيارتي مي‌شوند.
 
در گزارش كنوني به يکي از چونين بناهائي پرداخته شده و در واقع خلاصه متن كامل‌تري است كه درآنجا به طور مشروح به كتيبه‌هاي دو زبانه گور- برج هاي رادكان و لاجيم پرداخته‌ ام.
 
اگرچه از طرح دقيق‌ بحث‌هاي تاريخي و جغرافياي تاريخي كه خواننده به حق احساس مي‌كند مي‌بايستي با جديت بيشتري پي گيري مي شد طفره رفته‌ام با اين وجود تلاش كردم مطلبي را بدون اثبات و يا توضيح قابل قبول حل شده تلقي نكنم هر چند خواننده كنجكاوتر مي‌تواند بحث را در متن اصلي با وسواس بيشتري دنبال كند. *
 
در قرائت کتيبه کنوني كوشيده شده از كارهاي جدي پيشين تا حد امكان بهره برداري شود گرچه ناگفته پيداست و خواننده زيرك به سرعت در خواهد يافت که نوع نگاه و تجسم ايده اوليه از جانب من در ابتداء تا حدودي متاثر از نگاه ارنست هرتسفلد  ( Ernest Hertzfeld )و در ادامه، کار قرائت کتيبه بخصوص وابسته به نسخه برداري قابل اعتماد و کم نقص آندره گدار ( Andre Godard ( و گزارش همسر وي يدا  ( Mde Yedda Godard )بوده است.
 
 نام هاي مذکور در زمره زنان و مرداني هستند كه با كار و تلاش طاقت فرسا پيوندي ناگسستني داشته و نقش انكار ناپذير آنان در شناسايي دستاوردهاي مادي اقوام ايراني به مثابه بخشي از ميراث بشري و توصيف قابل عرضه آن بر کسي پوشيده نيست. اما براي اهالي خط پهلوي بي شک نام هرتسفلد باستانشناس آلماني تداعي كننده مکاني است در شمال ويرانه هاي گوراسب و در شرق تپه گروس يعني "پايكوليPaikuli ,"، و پايكولي نه يك سنگ نوشته صرف كه مصافي است رويائي که همواره توان علمي ما را به مبارزه طلبيده و هر از چند گاه هستند کس يا کساني که در تدارك اين مبارزه اند.
 
مايلم در انتها اضافه کنم خوشبختانه افتخار آن را بدست آوردم که متن به‌‌مراتب کاملتري از گزارش کنوني را براي نخستين بار در جمع تعدادي از کوهپايه نشينان منطقه قرائت کنم، در اين مدت اتفاق مي‌افتاد که آنان سخاوتمندانه پذيراي من بر حلقهء گرم آتش خود باشند و به باور من اين کم افتخاري نيست.
 
کتيبه فارسي ميانه گنبذ لاجيم
گنبذ (گنبد) و يا به تعبير ديگر برج آرامگاهي لاجيم كه در محل با نام امامزاده عبدالله شناخته مي‌شود در حدود 30 كيلومتري شرق زيرآب واقع در جاده فيروزکوه به قائم شهر و در نزديكي قريه لاجيم و بر فراز بر آمدگي زيبائي قرار دارد.
 
 سطح جانبي سازه استوانه و داراي گنبدي است در دو پوش كه پوش خارجي (خوُِد) آن سهمي‌گون دوار يا شلجمي و پوش داخلي (آهيانه) شبيه به نيم پوسته كروي است.
 
در پيشاني برج يعني در بخش زيرين پايه گنبد رديفي از طاق نماهاي سينه کفتري ديده مي شود که در تحت آن "نوار افريز" آجري است آراسته با نقوش بيضي شكل که روي آن كتيبه پهلوي در بالا و در تحت، كتيبه كوفي نگاشته شده است.
 
خوشبختانه درجهت تامين و تحقق اصلي‌ترين انگيز? کارفرما معمار بنا هوشمندانه زمينه نگارش کتيبه را کمي به عقب کشيده و با ايجاد عمق هندسي در کار باعث برجستگي بيشتر خطوط در چشم ناظر شده است.
 
متن پهلوي بر خلاف کتيبه "ميل" رادکان بسيار ساده و روشن نگاشته شده و طراح کتيبه جز در يک يا دو حرف و يا کلمه در پي طرح معماهاي نوشتاري نبوده و کتيبه به‌سادگي قابل قرائت است.
 
 
آندره گدار ( Andre Godard) معمار فرانسوي نخستين فردي است كه در ماه مه سال 1933م. از بنا عكس‌برداري و از هر دو كتيبه كوفي و پهلوي هنرمندانه نسخه برداري كرد و همسر وي يدا ( yedda ) با چشم پوشي از قرائت كتيبه فارسي ميانه متن كوفي را چنين ‌خواند.
 
بسم الله الرحمن الرحيم هذا قبر القيم الكيا الجليل ابي الفوارس شهريار بن العباس بن شهريار مولي اميرالمومنين رحمه الله امر ببنائه ... في سنه ثلاث عشره و اربعمائه عمل الحسين بن علي. [1]
 
پس از اين دو، ارنست هرتسفلدE . Hertzfeld ) ) با کمک تصاوير و رونوشت آندره گدار تعدادي از کلمات كتيبه‌ فارسي ميانه را شناسائي و قرائت مطلوب‌تري را از كتيبه‌ كوفي به دست داد. از نظر هرتسفلد نقطه آغازين كتيبه فارسي ميانه عبارت « اين گنبد ابوا...» است. (Fig. II )
 
بسمله ... هذا قبر القبه الکيا الجليل ابي الفوارس شهريار بن العباس بن شهريار مولي امير المومنين رحمه الله امر ببنائه السته الكريمه چهرازاد بنت سلياخور في سنه ثلاث عشر و اربعمائه عمل الحسين؟ بن علي؟؟[2]
 
کتيبه لاجيم: نخستين گام در قرائت كتيبه كنوني شناخت دست خط طراح كتيبه و ميزان آگاهي وي از خط پهلوي است. گام بعدي به دليل بافت حلقوي کتيبه بطور قطع يافتن نقطه آغازين كتيبه خواهد بود، هرگونه خطا در اين امر بدون شك نتايج به‌ظاهر درست و درحقيقت اشتباهي را به همراه خواهد داشت و اين مهم جز با نگاه درست به كتيبه بدست نخواهد آمد.
 
 مايلم تاکيد کنم نگاه نامناسب همواره باعث بروز دشواري‌هائي در رمزگشائي شده و در ادامه اين روند به دليل عدم انطباق با معناي حقيقي سنگ نوشته توان ما را صرف خلق و قرائت واژه‌‌هائي خواهد كرد كه اصولاً در سنگ نوشته وجود ندارند.
 
 نكته ديگر عدم اتكاء بيش از حد به فرهنگ‌هاي پهلوي است، بروز اين پديده دو سويه است به اين مفهوم كه يا به ظاهر كلمه‌اي را درفرهنگ يافته و تلاش در انتقال آن به سنگ نوشته مي‌شود و يا شبح لغتي را به كمك فرهنگ هاي موجود ظاهر و آن را از اجزاء منطقي سنگ نوشته به حساب آورد.
 
 
 
Translitration:
PWN SNT 390 BYRH plwltyn BRA plwt’ mwltn-t ‘ndl gmwbd ‘wlgyly std’l BRE ‘bs BRE std’l chzt mtl OLE STE p’x..kl BRTH slyxwlw BRE ........’y……… t PWN BYRH spnd(rmt)   wt .…’n y? plm(wt) ZNE gwmbd plknt>n
 
Transcription:         
pad sal 390 mah frawardin be frod murd-oy andar gumbad abulgily shahryar i abbas i shahryar cihrazad madar oy banu baxshandeh duxt slixwrw i …pad mah spandarmat framud en gumbad frgandan
         
ترجمه1 :
به سال 390 ماه فروردين فرو بمرده- او درون اين گنبد ابوالگيل شهريار بن عباس بن شهريار چهرزاد مادر او سته ب......ر دخت سليخور ... به ماه سپندارمذ ... فرمود اين گنبد را پي افکندند.
 
ترجمه2 :
به سال 390 ماه فروردين به خاک سپرده شد در اين گنبد ابوالگيل شهريار بن عباس بن شهريار مادر او سته بخشنده چهرآزاد دخت سليخور در ماه سپندارمذ فرمود اين گنبد را ساختند.
 
فرو بمرده- او ( BRA plwt’ mwltn-t ):  برخلاف قوانين اسلام که بطور کامل متاثر از قوانين اديان سامي است دفن اجساد "nasa nigan kardan" در ديانت زرتشتي يکي از دامنه دارترين گناهان محسوب مي شود چرا که بر پايه باورهاي زرتشتي به‌خاک سپردن مردگان باعث فساد در زمين و هم چنين ايجاد وحشت و گزند به امشاسپند سپندارمذ فرشته موکل بر زمين خواهد شد.
 
پس بر اين اساس يافتن عبارتي گويا جهت بيان چنين عمل کفر آميزي آن هم در خطي که تداوم و بقاي خود را بيش از هر عاملي مديون متون مذهبي خود بوده چندان کار ساده اي براي نويسنده کتيبه فارسي ميانه نمي‌توانسته باشد. او براي نشان دادن معادل کلمه" قبر" که در متن کوفي آمده با همان خصوصيت و معنا در متن فارسي ميانه از اسم مفعول مرکب " فرو مرده" استفاده کرده که چندان بار معنائي خوشايندي ندارد .
ارداويراف نامه فصل 17. 4 و 55. 1 : «...در آنجا که آن دروند فرو مرده بود...»
 
اشکال مختلف کتابت مردن به شکل مصدر مرکب با پيشوند فرو به مانند "فرو مردن"، "فرو رفتن" براي طراح متن عبارتي کاملا آشنا براي اشاره به مرگ محسوب مي شده :
 
ابن اسفنديار ص- 205 « اصفهبد فرو رفت » و همو ص-113 «سلطان سنجر فرو رفت».
 
در کتيبه ما شاهد نقش کاملاً دقيق و مثال زدني پيشوند هاي BRA وfrod  در متن کتيبه هستيم.
 
در اين جا براي تکميل معني و تاکيد بر وقوع فعل از پيشوند BRA استفاده شده که تقريباً با تمام صورتهاي فعل و هم چنين پيشوند ها نظير "فرو" که حرکت به سمت پائين را مي رساند ترکيب و همواره قبل از پيشوند هاي ديگر مي آيد ودر متون بر جاي مانده از آن دوران شاهديم به حد افراط مورد استفاده قرار مي گرفته است.[3]
 
ابوالگيليabwlgyly ) ): در متن فارسي ميانه اين کنيه جايگزين معادل کوفي آن ابوالفوارس شده است.[4]
 
اساوره: جمع اسوار هست که به معني فارس يا سوارکار است ولي ايرانيان تنها مرد دلاور و پهلوان را اسوار مي گويند . (خوارزمي مفاتيح العلوم ص. 111)      
 
 
چهرآزاد  chzt )): حفظ شکل فارسي چهرزاد در کتيبه کوفي نشان از بومي بودن طراح داشته و يکساني شکل حرف "م" در هر دو متن پهلوي و کوفي مشخص مي کند طراحي هر دو توسط يک تن صورت گرفته است.
 
ستي، سته  STH )): حروف(س ، ت) به وضوح در کتيبه قابل رويت بوده و حرف "ه" در تطبيق با حرف "ه" در کلمه چهرزاد بدست آمد. اين کلمه در سرياني به معناي سيده بانو، خانم، مادر بزرگ است.
 
بنت موسي الکاظم (دهخدا و هم چنين تاريخ گزيده ص. 205) . ستي فاطمه که به قم مدفون است به معناي بانوي من، خانم من، و به عنوان احترام به زن خطاب مي کنند برخي از امام زادگان موئث به اين نام ملقب شده اند(فرهنگ معين).
 
سليخورslyxwlw )): قرائت هرتسفلد "-v-r [‘-x] “ S-l-Y-به نظر منطقي مي‌رسد اما در حد حدس و گمان من سليان (sly>n) را از نظر مي گذرانم و روي آن پافشاري نمي کنم.
« سليان نام در عهد اکاسره پناه بطبرستان برد و بدين موضع که قلعه کيسليان است خانه ساخت ».
(ابن اسفنديار ص- 82)          
 
گاهشماري: تاريخ موجود در کتيبه کوفي دستور ساخت بنا را 413 ه.ق. مشخص کرده که قاعدتاً مي‌بايستي بيانگر زمان اتمام عمليات ساختماني باشد احتمالي که با مشاهده نحوء تاريخ گذاري در ميل رادکان (407 - 411 ق./ مهرگان384 - 388) و گنبد قابوس (مهرگان- 375 ش و يا 13 تير ماه؟) به فرضيه‌اي قابل دفاع تبديل مي شود.
 
بر اساس کتيبه پهلوي مرگ شهريار بن عباس بن شهريار در فروردين 390 روي داده: "از يکشنبه اول فروردين تا دو شنبه 30 فروردين390 = 4 ذيحجه 412 تا 4 محرم 413 =11 مارس تا 9 آوريل 1022."
 
و در سپندار مذ همان سال ساخت بنا به پايان رسيده است: "شنبه اول تا يکشنبه سي ام سپندارمذ 390 = 15 ذيقعده تا 14 ذيحجه 413= 9 فوريه تا 10مارس 1023."
 
احتمال قرائت شهريور به جاي سپندارمذ منتفي نيست چرا که 5 تا 6 ماه زمان کمي براي ساخت چنين سازه اي محسوب نمي‌شود مدت زمان صرف شده چهار سال "باوندي 388- 384" جهت ساخت ميل رادکان توسط ابوجعفر محمد بن وندرين که در آن جا تصريح شده عمليات ساختماني در زمان حيات وي انجام گرفته خللي در برداشت کنوني وارد نمي کند، تداوم غير عادي ساخت آن بنا بدون شک دلايل غير فني نظير تنگنا سياسي، مشکلات اقتصادي و يا حتي حساسيت بيش از حد در اعمال سليقه از جانب کارفرما داشته است.
 
در مورد رفتار گاهشماري باوندي بايد گفت: واقعه‌اي که بر اساس آن گاهشماري يزدگردي شکل گرفته در نقاط مختلف ايران دو مبداء متفاوت پيدا مي کند در غالب مناطق مبداء گاهشماري نوروز تقويمي قبل از آن واقعه يعني سه شنبه16 june 632  و در ناحيه مورد نظر ما اين مبداء بر خلاف ساير نقاط در اولين نوروز تقويمي پس از آن واقعه يعني چهار شنبه “16 june 633” قرار داده شده است.
 
در تقويم يولياني سال " 632 "کبيسه بوده و بر اساس آن تقويم شروع سال ايراني بعد از واقعه روز پنج شنبه"17 june 633 " است، اما اين کبيسه در دستگاه گاه شماري مورد نظر ما اعمال نمي شود.
 
 به عبارت ديگر مبداء گاهشماري مورد استفاده آل باوند يک سال يزدگردي يا 365 روز پس از گاهشماري يزدگردي است و به دليل رفتار منحصر بفرد تقويم يزدگردي در شمردن ايام، رفتار دو تقويم دقيقاً يکسان بوده و تنها در مبداء با يکديگر اختلاف دارند به عبارت ديگر:
 
 چهارشنبه ( اول فروردين سال يکم باوندي = اول فروردين سال دوم يزدگردي) =june 16  633wed.
 
تاريخ فوق مبدء گاه شماري آل باوند بوده و من آن را به دانشمند فقيد مري‌بويس"Mary boyce" تقديم مي کنم.
 
پس: يک شنبه (اول فروردين 390 سال باوندي = اول فروردين سال 391 يزدگردي)
 
تاکنون جز در گستره تحت نفوذ آل باوند و يا بطور دقيق تر در تاريخ گذاري ميل رادکان و گنبذ لاجيم به نمونه ديگري از اين گاه شماري بر نخورده ام.[5]
 
 
 
 
پانوشت
* بحث دقيقا در يکي از مناطق مورد اختلاف من با دانشمند آلماني مارکوارت  j . Markwart )) واقع شده و بالطبع پرداخت دقيق تر به آن نياز به زمان و مکان مناسب تري دارد با اين وصف من جهت ارتباط مطلوب تر خواننده توصيف مستقل از زماني را از جغرافياي سياسي منطقه در متن گنجاندم و گمان مي کنم به خصوص مختصات فريم ( که در اينجا محاسبه طول جغرافيائي از کنار اقيانوس اطلس در آفريقا صورت گرفته نه از جزاير خالدات) براي خواننده سودمند بوده باشد. اما در بحث جدي‌تر تاريخي با توجه به اين نکته که بخش قابل توجه مطالب اثباتي در قالب سکه شناسي طرح و عدم دسترسي خوانندگان به رسالهء؛   Analitical methods in pure numismatics باعث مي شد که خواننده به دشواري از بحث هاي تحليلي مبتني بر سکه شناسي استفاده لازم را ببرد به ناچار آن را موکول به زمان ديگري کردم.
 
براي زمان مورد نظر ما کامل ترين تقسيم بندي جغرافيائي منطقه را بيروني در قانون مسعودي ( ج2، ص61) ارائه کرده که خواننده با وجود آن به ميزان قابل توجه اي بي نياز از مطالب من خواهد بود، با اين حال مي‌کوشم تا شمائي تقريبي از جغرافياي سياسي منطقه را ترسيم کنم .شرقي‌ترين نقطه واقع در منطقه يعني گرگان توسط مرزباني ملقب به اناهبذ اداره مي شد که طبق گفته ابن اسفنديار (ص- 170) دايگان اسپهبد خورشيد از نهابده بودند.
 
در شمال اين منطقه يعني دهستان "صول" حکمفرمائي مي کرد، در مرز گرگان و طبرستان شهر "تميشه" يا به تعبير بيروني "درب جرجان" قرار داشت و همان شهري است که به گزارش ابن اسفنديار محل اقامت خسرو اول در سفرش به طبرستان بود. سپس منطقه "ميان‌دو رود" که تحت نظر "مصمغان ولاش" از بازماندگان "آذر ولاش" اداره مي‌شد و نوع گزارشات ابن اسفنديار(ص- 158 و ص- 183 ) از وي در دو در بازه زماني قريب به يک صد سال مشخص مي کند که بخش دوم آن "ولاش" قاعدتاً عنواني عام براي حکام آن منطقه است.
 
 در غرب اين منطقه کوه شروين يا شهريار کوه و امير نشين آن شهر و قلعه پريم (N   77.40 E – 36.30قانون مسعودي ج2، ص 61) در اختيار آل باوند قرار داشت. شهر هاي ساري و آمل در شمال اين منطقه واقع شده که ساري در زمان اسپهبدان شهر نخست طبرستان محسوب و آمل پس از تصرف آن توسط عمر ابن العلا محل استقرار واليان و نايبان خليفه بود. 
 
غرب جبال شروين در تصرف خاندان قارنوند بود که در ارتفاعات غربي آن زماني ونداسفان برادر ونداد هرمز حکومت ميکرد، اگرچه ابن اسفنديار از بازماندگان اين خاندان تا زمان خود خبر مي دهد اما با مرگ مازيار از اهميت اين خاندان تا حد بسيار زيادي کاسته شده و آنان موقعيت خود را کاملا از دست داده بودند.
 
منطقه رويان و شهر هاي مرزي کلار و چالوس در اختيار آل پادوسبان بود و ناحيه دماوند زير نظر مصمغان اداره مي شد.
 
1)
Godard Andre ‘ ATHAR-E’ IRAN .1936 ‘TOME I ‘LES TOURS DE LADJIM ET DE RESGET (MAZANDRAN)’ ‘ pp.112-115
 
آندره گدار , آثار ايران 3, ترجمه ابوالحسن سرو مقدم , آستان قدس رضوي , مشهد 1367.ص . 285- 274
براي انتساب قرائت کتيبه کوفي به يدا گدار ر.ک به  p.78 Hertzfeld و يا رجوع کنيد به :  
Blair .Shila .S, The monumental inscriptions from Iran and Transoxiana 1992, p.88
  
2 )براي قرائت هرتسفلد نگاه کنيد:
Hertzfeld Ernest’ Arabische Inschriften aus Iran und Syrien’Archaologische Mitteilungen aus Iran 8’ Berlin 1936’ p.78-81
 
3) املاء مرسوم تر مردن در متون پهلوي YMYTWN است ولي طراح متن با تلفيق دو عبارت "فرو بمرده" و "درون اين گنبد" کوشيده کلمه قبر را به خواننده منتقل کند.
 
عدم استفاده از کلمه گور به مانند کتيبه "خرداد" در استامبول نشان از ميزان آگاهي محدود وي از خط پهلوي دارد. در بسط اين بحث و در مورد آگاهي عمومي به خط پهلوي در اين دوران و حتي دوران پيش از آن ترديد قابل اعتنائي وجود دارد. از عدم تمايل شاهان ساساني از بسط آموزش هاي عمومي در ميان لايه پائيني جامعه اطمينان کامل داريم، شايد داستان خسرو اول و کفشگر قالبي عاميانه و غير قابل اتکا داشته باشد ( گرچه اين داستان ارزشي فراتر و يا حداقل معادل با داستان کلبه پيرزن در قصر خسرو دارد ) اما در فرمان خسرو اول در جمع دستوران مي تواند رگه هائي از حقيقت را ديد « جز به پيوند خويش زند مياموزيد »  
 
(Zand Bahman Yasn.Chap. I’2). اگرچه در زمان مورد نظر ما اخبار فراواني از وجود اين دانش در بين جمعيت محدودي از موبدان و انديشمندان آن دوران نقل شده: به مانند قرائت کتيبه هاي کاخ تچر توسط کاتب کرخي علي بن سري و موبد کازرون براي عضدالدوله و يا اشاره بسيار جالب به حضور دبيران پهلوي و ترجمه پندهاي خسرو اول براي مامون به نقل از عنصرالمعالي در قابوس نامه "مامون بفرمود دبيران پهلوي را حاضر کردند"و هم چنين برگردان کتب پهلوي به عربي در عصر ترجمه و نظاير ديگر، اما از ميزان آگاهي و اشراف آنان و هم چنين دانش عمومي به اين خط اطلاع قابل اعتمادي در دست نداريم گزارش مدائني ( فتوح البلدان – ص 60) از برگرداندن ديوان خراج به زبان عربي کاملا بيانگر کمبود شديد نيرو هاي مسلط به اين خط در سطح تخصصي است. مدتي بعد در نيمه اول قرن پنجم هجري و در عصر فخرالدين اسعد گرگاني اين خط در چنين جايگاهي قرار دارد.
 
نه هر کس آن نيکو بخواند/ و گر خواند همي معني نداند (ويس و رامين , فصل هفتم)     
در مورد ديدگاه دفن اجساد در منابع زرتشتي ر.ک: ونديداد فرگردهاي6و 7و 8 و دينکرد کتاب.8 فصل44وهمچنين شايست و ناشايست فصل دوم.
براي مذمت عمل دفن اجساد در نزد اقوام مختلف : ر.ک. بن دهش TD1-177 و ونديداد فرگرد 1-شماره 12 و در زند بهمن يسن 4-21: که در حقيقت بازگو کننده آراء زرتشتيان در زماني نزديک به زمان مورد نظر ماست. 
 
4) در اينجا طراح از واژه "گيل" معناي مجازي آن يعني شجاع و دلير را مد نظر قرار داشته است.
 
 واژه "گيل"و يا معرب آن "جيل" به وفور در منابع مکتوب موجود، و به دليل بومي بودن اين واژه به ويژه در ارتباط با حوادثي که شخصيتهاي آن به نوعي به سواحل جنوبي خزر وابستگي دارند به کرات مورد استفاده قرار گرفته است. از آن به عنوان نام قوم "گيل"، نام خاص "گيل بن گيلانشاه" و يا نسبت به مانند" ابوالحسن کوشيار بن باشهري جيلي" يا انتساب به مکان نظير آنچه که در کعبه زرتشت به بهرام اول منتسب شده’wlhl>n gyl>n MLK>’، و يا تاکيد بر کارائي و برجسته کردن ويژگي وسيله اي نظير "سپر گيلي" ابن اسفنديار (ص- 184)، بهره برده شده و به کرات در منابع تاريخي قابل ارجاء است: يعقوبي (البلدان ص- 52 ) , ابن خردادبه (المسالک والممالک ص- 96) و طبري ( از سيف بن عمر – ر.ک. به صد و پنجاه صحابي ساختگي، علامه مرتضي عسگري) حمله سويد بن مقرن به طبرستان به سال 18 "فرخان را گيل همه گيلان خواندندي" همان خبر بلعمي و ابن اثير اما به سال 22 هجري. ابن اسفنديار(ص- 154) نخستين بار اشاره به اعطاي آن از جانب يزدگرد سوم به گاوباره دارد که پس از کودتاي وي بر عليه آذر ولاش نماينده حاکميت ساساني در منطقه در حقيقت پذيرش وضع موجود آن ناحيه از جانب يزدگرد تفسير مي شود (اين تفسير صراحتا در اوليا ء ص- 27 آمده). اما در منابع مادي به ثبت قديمي تري از بشقاب موجود در آرميتاژ دست نيافتم.
 
d>tbwlcmtl Y plhw>n Y gyl gyl>n xwls>n sphpty NPSE
"دارائي دادبرزمهر پسر فرخان گيل گيلان اسپهبد خراسان"
 
5) طبق گزارش کوشيار جيلي( المقاله الاول، الفصل الاول، الباب الثاني) در محدوده مکاني مورد بحث يعني کرانه هاي جنوبي خزر بر خلاف برخي از نقاط ديگر انتقال خمسه مسترقه به آخر سپندارمذ صورت نگرفته است. اين مناطق طبق گزارش کوشيار عبارتند از طبرستانجرجان و ري که پس از مدت کوتاهي ري نيز اين انتقال را مي‌پذيرد. اما گزارش بيروني درست در مقابل کوشيار قرار دارد چرا که در گزارش وي انتقال خمسه تنها در قلمرو ديالمه صورت گرفته و در نقاط ديگر اين انتقال پذيرفته نشده است.
«...کثيرا من مجوس خراسان ابوه و لم يقبلوه » ( قانون مسعودي ,ج1 ,ص، 129, بيروت 2002). 
 
جدا از اعتبار بيروني گزارشات منابع موجود هم بيشتر در انطباق با قول بيروني است.
 
نگاه کنيد به گزارش ناصر خسرو از زلزله شهر تبريز و هم چنين عبارت موجود در تاريخ سيستان ص.349:
 
« مرا حکايت کردند که بدين شهر زلزله افتاد شب پنجشنبه هفدهم ربيع الاول سنه اربع و ثلثين و اربعمائه و در ايام مسترقه بود ».
 
« روز آذر سال بر 424 از يزدجرد », روز آذر از ماه آذر در سيستان برابر بود با جمعه 17 شعبان 437ق.
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 17:33  توسط موسسه گردشگری شیوار کوهستان  | 

 

ریشه های قومی :

در طول تاریخ همواره به لحاظ امنیت برخورداری از شرائط ویژه طبیعی، مأمن و پناهگاه بسیاری از مبارزان و ستم دیگان بوده و از این میان برخی از این گروه ها این منطقه را بطور دائم برای زندگی انتخاب نمودند. در مقاطعی از تاریخ افراد شاخص و بر جسته این طوایف در حركتهای سیاسی، اقتصادی، نظامی و اجتماعی طبرستان نقش مؤثر داشته اند و در دوران مختلف بر مصدر امارت بوده اند. مشهورترین طوایف نا حیه سوداكوه عبارتند از:

باوندیان : كه چند تن از سران این طایفه در سده های قبل از چهره های مشهور سیاسی منطقه بشمار می رفتند. طاهریان : كه برخی از جامعه شناسان این طایفه را بهمراه باوندیان از نسل سامانیان می دانند. قارن وندان : كه وندار هرمز، قارن و مازیار از مشهور ترین افراد این طایفه به شمار می روند. ـ طایفه قدمی: مردم رائو و آرانی ها كه از بومیان اصیل مازندران می باشند. طایفه سرخ : آبادیهای گرا، بایع، خانقاهی، تادی، خواجه، سرخی، لفورك، درزی، كسلیان، پهلوان، گرزین، كاس، گل، اوجی، قراتونی، فخری، روز افزونیه، دیوان، رئیس و دادو، نیز در سواد كوه زندگی می كنند.

جاذبه های اقامتی و ارتباطی :

پل ورسك این پل از شاهكارهای معماری دنیا به شمار می رود و در جانب شرقی ارتفاعات مشرف به آبادی ورسك ساخته شده و راه آهن سراسری تهران به شمال كشور را بهم متصل می كند. پل ورسك در اوایل قرن چهاردهم هجری شمسی ساخته شد و در زمان جنگ جهانی دوم در 55 سال قبل به پل پیروزی معروف گشت. این بنا علاوه بر اهمیت استراتژیك در صنعت حمل و نقل كشور، از جاذبه های سیاحتی مهم مازندران نیز بشمار می رود. در ساختمان بیشتر از فلز استفاده شده است.

پلهای دیگر راه آهن سوادكوه با سنگ و ملاط سیمان ساخته شده اند كه هریك دارای زیبائیهای حیرت انگیزی هستند، از جمله مهمترین آنها می توان به پلهای زیر اشاره كرد:

پل راه آهن شورآب پل راه آهن اوریم پل راه آهن شیرگاه

علاوه بر پل ها، باید تونل های راه آهن را بویژه در ناحیه ورسك، در اعداد جاذبه های ارتباطی مازندران برشمرد. یكی از این تونل ها در منطقه گدوك با 2700 متر طول از جاذبه های مهم ارتباطی منطقه به شمار می رود.

راه آهن : 90 كیلومتر از كل مسیر راه آهن سراسری از شهرستان سوادكوه عبور می كند. وجود جنگلهای زیبای دامنه البرز در شمال این منطقه بهمراه مناظر طبیعی فراوان، این مسیر ارتباطی را به یكی از جاذبه های گردشگران این شهرستان بدل نموده است.

جاده شوسه سوادكوه:این جاده یكی از محورهای سه گانه ارتباطی استان مازندران به نواحی مركزی یران می باشد كه علاوه بر ایفای نقش بسیار مهم درصنعت حمل و نقل كشور، بدلیل وجود مناظر طبیعی بیشمار اعم از جنگل، رودخانه، كوهستان، شالیزار، مزارع زیبا در مسیر، آبادیهای مختلف، زیارتگاه و یكی از زیباترین جاده های ایران به شمار می رود. عبور رودخانه تلار و نیز راه آهن سراسری با پلها و تونل های زیبا و تاریخی در موازات آن، بر زیبائیهای این جاده افزوده است.

جاده آلاشت : این جاده زیبا از دوراهی آزادمهر در 5 كیلومتری جنوب شهر زیرآب از جاده سراسری سوادكوه جدا شده و پس از عبور از مناطق بسیار زیبا، با چشم اندازهای جنگلی در ارتفاعات مشرف بر دره زیرآب، تونلهای معادن ذغال سنگ البرز مركزی رودخانه، پیچ و خم های فراوان و روستاهای پر جمعیت لله بند، موج خیل، كارمزد و لیند به شهر ییلاقی آلاشت منتهی می گردد. جاده آلاشت از جاذبه های شهرستان سوادكوه بشمار می رود و در فصل تابستان گردشگران بسیاری را بخود جذب می كند. این جاده از ابتدا تا انتها، 35 كیلومتر طول دارد.

جاده خطیر كوه : از خط القعر رودخانه خطیر كوه و در موازات آن می گذرد و به استان سمنان راه پیدا می كند. علاوه بر برخورداری از مناظر بكر طبیعی به لحاظ ارتباط یافتن با قلعه تاریخی لنگ لو از جاذب های گردشگری شهرستان سوادكوه به شمار می آید.

جاده لفور:این جاده از شهر شیرگاه آغاز می شود و علاوه بر ارتباط 18 روستای دهستان لفور به شرق شهرستان بابل نیز راه می یابد. وجود مناظر بكر طبیعی و جنگلی بهمراه سد البرز این منطقه را به مكان ویژه ای تبدیل نموده است .

جاده پل سفید ـ محمود آباد : این جاده پس از عبور از روستاهای ناحیه خانقاپی و مناطق جنگلی به بخش دو دانگه شهرستان ساری راه می یابد و در فصل تابستان از اطراق گاههای معروف مسافرین به حساب می آید. علاوه بر آن به لحاظ حمل فرآورده های جنگلی، صنایع تبدیلی شركت چوب فریم و معدن فلورین، دارای اهمیت تجاری و صنعتی نیز می باشد.

جاده كسلیان : این جاده به طول 30 كیلومتر از زیرآب آغاز و به روستای لاجیم منتهی می شود. و به دلیل عبور از میان اراضی و جنگلی دارای گردشگاههای و چشم اندازهای طبیعی بسیا زیبائی است. در فصول بهار و تابستان گردشگران بسیاری این منطقه زیبا را جهت گذران اوقات فراغت انتخاب می كنند

جاذبه های فرهنگی :

  • موسیقی

اصیل وسنتی در سوادكوه نیز مانند دیگر نقاط مازندران در گذشته از رونق فراوانی برخوردار بوده و اكنون نیز بندرت در گوشه و كنار این سرزمین پهناور مورد استفاده قرار گرفته و علاقمندان بیشماری را بخود جذب می كند. ساز سنتی و اصلی در موسیقی این ناحیه نوع خاصی از نی بنام لله وا می باشد و هر ملودی آن مضراب ویژه ای دارد. این ساز از دیر باز تا زمان حاضر بیشتر توسط چوپانان نواخته می شود قطعاتی مانند كیجا كرچال، مش حال، دنباله مش حال،عامی دتر جان، كمر سری و كوك داری با لله وا نواخته می شود. هر یك از این ملودی ها از احساسات پاك و شگرف بومیان بیقرار در دل طبیعت زیبای منطقه حكایت دارد. برای مثال ملودی مش حال هنگامی نواخته می شود كه چوپان گوسفندان را در هوای برفی، به چرا می برد و بر ا ثر صدا و آوای برخاسته از لله وا، گوسفندان برف را با پا كنار زده و علفها را پیدا می كنند و به چرا می پردازند. هنگام بازگشت گله نیز ملودی دنباله مش حال نواخته می شود.

امیری خوانی نیز در سوادكوه رایج بوده و طرفداران زیادی دارد. هنگامی كه آواز خوانی شعر امیر پازواری شاعر سرگشته و عاشق دوران صفویه را در مایه امیری می خواند طنین آواز و مفاهیم شعرش، همگان را به مهمانی دشت های گسترده، مراتع سرسبز و كوههای سر به فلك كشیده می برد. حتی صدای نی چوپانان در شبان گاهان نیز جان مایه ای از شعر امیر دارد كه خود از طبیعت بی نظیر مازندران الهام گرفته و هنگام غم و اندوه نیز شعر امیر و صدای خواننده امیری خوان داروی زخم دل های بومیان است. در سوادكوه هم مانند دیگر نقاط مازندران، چوپانان و هنرمندان شعرهای زیبای امیر پازواری را به گونه ای اصیل و شیدا می خوانند. امیر پازواری از اهالی ناحیه پازوار در حاشیه شمالی شهر بابل بود.

در شادیها هم بهمراه سبك های یاد شده، خواندن به سبك شواش (شادباش) كله ونگ (آواز باشعر) و كتولی محلی می باشد.

جنگلهای سواد کوه :

بخش وسیعی از شهرستان سوادكوه دارای جنگلی متراكم و متنوع با درختهائی نظیر راش، افرا، توسكا، ملج و نوع كمیاب درخت سردار یا سرخدار می باشد.

جنگلهای بكر در مناطقی كه میان بومیان و اهالی پرتاس خوانده می شوند دارای مسیبرهای دشوار بوده ولی به لحاظ قرار گرفتن در ارتفاعی خاص، همواره در پوششی از مه قرار داشته و مناظر بدیعی را پدید می آورند. در میان این نو ع از جنگلها نیز دره های زیبا، بهمراه نهرها، آبشارها و چشمه سارهای متعدد، خودنمائی می كند.

وجود درخت ها و درختچه های منحصر بفردی مانند سف، تل، تلكا، زرشك، الاش و لازه بهمراه گیاهان میوه دار وحشی مثل ازگل، ولیك، زال زالك، گالش انگور، سولس و ته دونه، بر جذابیت نواحی جنگلی سوادكوه افزوده است.

برخی از نقاط جنگلی این شهرستان كه برای برنامه ریزی در بخش گردشگری مناسب است عبارتند از:

  • ناحیه جنگلی لفور

این جنگلها در مركز دهستان لفور و شارقلت و در مسیر و محدوده اطراف سد دارای زمینه بسیار مساعد برای اجرای طرحهای توریستی هستند. اكنون نیز علیرغم عدم برخورداری از امكانات مناسب اقامتی و پذیرائی، با وجود روستاهای زیبای بورخانی، گشنیان، نفت چال، چاكسر، اسبو كلا، گالش كلا، میرار كلا، غوزك رودبار، اماكلا، كالی كلا، مرزی دره و عالم كلا و به همراه چشمه سارها، رودها، انهار و مناظر بی نظیر طبیعی دیگر، از بدیع ترین چشم اندازها برخوردار است و در تعطیلات سالانه گردشگران بیشماری را بخود جذب می نماید.

  • جنگل اسلام آباد

این منطقه نیز در 6 كیلومتری شرق شهر شیرگاه و در مجاورت سد سنبل رود قرار گرفته و سمت از جنوب غربی سد مذكور آغاز و در جنوب روستای كلیج خیل و در شرجی كلا به منطقه زیولا و جنگل كتو دره ختم می گردد. این ناحیه علاوه بر پوشش مناسب گیاهی و دارا بودن مناظر طبیعی متعدد، دارای فضای مناسبی برای ایجاد امكانات جذب گردشگر برای گذران اوقات فراغت می باشد.


  • جنگل اندر كلی

در 5 كیلومتری شرق شهر شیرگاه واقع شده و با برخورداری از اراضی مسطح و یكنواخت در مجاورت رودخانه تا حاشیه شرقی شهر شیرگاه و در امتداد جاده شیرگاه به قائم شهر، در حوالی روستاهای چای باغ، تپه سر، چالی و شورخیل برای احداث پارك جنگلی بسیار مناسب است.


  • جنگل كاشی آباد (جمشید آباد)

این محوطه در انتهای روستای جمشید آباد، 1 كیلومتری غرب جاده زیرآب به شیرگاه و 6 كیلومتری شمال غرب شهر زیرآب واقع شده و برخورداری از یك دره زیبای جنگلی، قرار گرفتن در مجاورت یك آبادی، عبور جاده و راه آهن سراسری از كنار آن، جریان رودخانه بزرگ تلار در وسط این منطقه از ویژگیهای شاخص و بارز آن به شمار می رود عوامل مذكور باعث گردیده كه جنگل كاشی آباد بدون دارا بودن حداقل امكانات تفرجگاهی مانند آب و سرویس های بهداشتی، اكنون نیز مورد استفاده دهها هزار گردشگر و دوستداران طبیعت برای گذران اوقات فراغت بویژه در فصل تابستان از این مكان زیبا، قرار می گیرد.


  • جنگل گروسر

این ناحیه در 18 كیلومتری شمال غرب شهر شیرگاه و در كنار جاده لفور به شیرگاه واقع شده و نام آن نیز به مناسبت وجود یك چشمه آب معدنی گوگردی، گروسر می باشد. این چشمه بهمراه دهها چشمه آب شیرین، آبشارهای كوچك و بزرگ، رودخانه و كوهستان شرائط محیط بسیار جذاب و زیبا را فرا هم آورده كه در حال حاضر نیز هزاران گردشگر بومی و غیر بومی برای گذران تعطیلات از این مكان بهره برداری نمائید. رودخانه معروف بابل رود نیز از كنار آن عبور می كند. بخش كوچكی از این جنگلها در محدوده شرقی دهستان بابل كنار شهرستان بابل قرار گرفته است.


  • جنگل میان كلا آبشار

در حد فاصل بین دو شهر زیرآب و شیرگاه قرار دارد و عبور جاده شوسه تهران، شمال، راه آهن سراسری و رودخانه تلار با ارتفاعات پوشیده از انبوه گیاهان متنوع از ویژگیهای این مكان است.


  • جنگلهای شرق جاده شیرگاه به قائم شهر

در منتهی الیه شمالی شهرستان سوادكوه و در میان روستاهای چای باغ، بشل، برنجستانك و پل شاهپور قرار دارد. وجود راههای دسترسی مناسب، رودخانه و سد انحرافی بر جذابیت های آن افزوده و محیط مساعدی را برای جذب گردشگر فراهم ساخته است.


  • جنگل خی پوست

در 27 كیلومتری شرق شهر زیرآب قرار داشته و در محدوده ای باطول 13 كیلومتر بخاطر وجود گونه های خاصی از درختان شمشاد، بسیار زیبا و مشهور می باشد.


  • جنگل كسلیان

در 30 كیلومتری شمال شرق شهر زیرآب و در دهستان كسلیان واقع گردیده و از كل مسیر دسترسی آن، 14 كیلومتر جاده آسفالته و 16 كیلومتر دیگر شنی می باشد. این منطقه زیبا با دارا بودن دره های زیبای جنگلی و رودهای متعدد دارای چشم اندازهای بی نظیر و دیدنی است. برج تاریخی و معروف لاجیم در منتهی الیه این جنگل قرار دارد.


  • جنگل دهستان شرق و غرب شیرگاه

در مورد وجه تسمیه شهر شیرگاه، عده ای از محققین بر این عقیده اند كه در روزگاران گذشته در این ناحیه مبارزه ای بین یك شیر و یك گاو در گرفت و بعلت كشته شده شیر در این مبارزه این منطقه را شیرگاه نامیدند. نامهای دیگر این منطقه خارخون و بعد از احداث جاده سراسری، خطه بوده است.

واژه شیر در زبان پهلوی گاهی به معنی شهریار بكار رفته و در برخی از متون نیز به عنوان پسوند مكان مورد استفاده قرار گرفته و بهمین دلیل می توان گفت كه شیرگاه در سده های باستانی محل استقرار شهر یاران بوده است. در زبان بومیان قدیم نیز واژه شر بجای واژه سفید استفاده می شد و شیردار یا شردار نام درختی از تیره افرا بوده و شاید به دلیل فراوانی این نوع درخت در جنگلهای اطراف این ناحیه، را شیردارگاه می خواندند كه به مرور زمان به شیرگاه بدل گردیده است. در بسیاری از نقاط مازندران مانند توسكا چال، انار جاری و كنس خابن، این نوع نامگذاری رایج بوده است.

جنگلهای این نواحی در 4 كیلومتری شهر شیرگاه و در مجاورت روستاهای كلیج خیل، آهنگر كلا، كتی لته، فرامرز كلا، بورخیل و ایواك و مانند دیگر نواحی جنگلها دارای زیبائیهای طبیعی بكر و زمینه مساعد برای اجرای طرحهای مختلف و متنو ع توریستی است.


  • جنگل جوارم

محوطه پهناور جوارم در مسیر اصلی تهران به شمال كشور، در مقابل روستای جوارم و 8 كیلومتری شمال شهر زیرآب واقع شده و در میان جاذبه های طبیعی شهرستان سوادكوه، از آماده ترین اماكن برای احداث پارك جنگلی و اجرای طرحهای گوناگون از جمله احداث استراحتگاه برای زائرین حرم امام هشتم شیعیان به شمار می رود.

30 الی 40 هكتار از آن توسط سازمان جنگلها و مراتع كشور جهت اجرای طرحهای مذكور واگذار گردیده و پروژه آن نیز در موافقت نامه طرح ملی آماده سازی، و بهسازی قطب های سیاحتی ایران منظور شده است. در حال حاضر جنگل جوارم از آب آشامیدنی برخوردار بوده كه این امر بهمراه فضای بسیار زیبای آن با دهها جاذبه طبیعی و جاده و راه آهن سراسری، عوامل بتیوته هزاران گردشگر را در طول سال فراهم آورده است.

نقاط زیبا و جنگلهای دیگر شهرستان سوادكوه عبارتند از:

جنگل كارمزد و كارسنگ در 30 كیلومتری جنوب شرقی پل سفید كه علاوه بر جنگلهای طبیعی، رودخانه دره های سرسبز، دارای جنگل مصنوعی بسیار زیبائی است.

جنگل سرخ كلا در 5 كیلومتری شرق زیرآب و جاده اصلی تهران به شمال با جنگل طبیعی و مصنوعی.

جنگل پرو در 15 كیلومتری غرب شهر پل سفید در مجاورت روستاهای سیمت و طالع در دهستان راستوپی و روستاهای ثیلم، پالند و اوات در دهستان ولوپی با درختان كهنسال.

جنگل چم چم در 5 كیلومتری شمال شهر پل سفید كه دارای امتیازاتی مانند عبور جاده اصلی از كنار آن بهمراه رودخانه و آبشار می باشد.

جنگل خانقاپی در 25 كیلومتری شهر پل سفید و در منتهی الیه نواحی جنگلی كه كوه سرخل به آن مشرف بوده و در جهت شرق و شمال شرق به جنگلهای كله و اساس مرتبط است.

جنگل پل پا در 20 كیلومتری شهر پل سفیدكه مراتع سرسبز در ارتفاعات و بوته زارهای دامنه شرقی آن بهمراه جنگل بلوط، ون و راش بر زیبائی آنها افزوده آن را به سه قسمت مجزا تقسیم نموده است. این محوطه از شمال و جنوب به روستاهای كمر پشت و شورك چال محدود می گردد.

جنگل كنیج كلا در 5 كیلومتری جنوب شهر زیرآب قرار گرفته و روستای كنیج در جهت غرب، شمال و جنوب بوسیله این جنگلهای زیبا با درختان بلندو كهنسال محصور گردیده است. روستاهای كلاریجان، كردآباد و كری كلا در مجاورت این منطقه واقع شده اند.

جنگل سرخ آباد در محلی بنام باغ سرخ آباد، در 20 كیلومتری جنوب شهر پل سفید و در دامنه های ارتفاعات ارفع كوه واقع شده و روستاهای وسیه سر، سنگ سرك و مالی دره در اطراف آن قرار دارند. این مكان علاوه برای چشم اندازهای بدیع جنگلی، دارای مراتع سرسبز و آب و هوای بسیار مطبوع در فصل تابستان می باشد.

جنگل ورسك به طرف عباس آباد در 25 كیلومتری جنوب شهر پل سفید با پوشش گیاهی راش، بلوط و مراتع زیبا و آب گوارای چشمه گت او كه از ویژگیهای این مكان می باشد.

جنگل ورسك به طرف روستای مار بمرد گرجی خیل در 25 كیلومتری جنوب شهر پل سفید كه علاوه بر زیبائی های جنگلی، بدلیل آب و هوا و عبور رودخانه از میان آن، همواره محل اتراق مسافران و گردشگران می باشد.

پارك جنگلی آزاد مهر در 7 كیلومتری شمال شهر زیرآب


بر گرفته از سایت ویکی پدیا

  در گروپ تعطیلات عضو شوید     

عضویت در این گروپ برای همه آزاد میباشد

اعضای محترم عضو در موسسه تنها با تماس تلفنی با شماره ۰۹۱۹۲۱۲۰۵۲۴  و ایجاد هماهنگی قبلی و ارایه آی دی خود به صورت اس ام اس میتوانند در گروپ شیوار ۸۱ عضو شوید

لطفاْ جهت برخورداری مختص اعضاء  از مزایای عضویت در موسسه شیوار با ما در این زمینه همکاری نمایید تا بتوانیم خدماتی را که ویژه اعضا است را در اینجا ارایه کنیم

 

گروپ شیوار 81

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 1:28  توسط موسسه گردشگری شیوار کوهستان  | 

 

شهرستان سوادكوه یكی از شهرستانهای پانزده گانه استان مازندران است كه در البرز مركزی و در مجاورت استان سمنان قرار گرفته و شهر پل سفید مركز آن با شهر ساری مركز استان مازندران 70 كیلومتر فاصله دارد.

سوادكوه از سمت شمال به شهرستان قائمشهر و از سمت جنوب به شهرستان فیروزكوه و استان تهران واز سمت غرب به شهرستان بابل و از سمت شرق به شهرستان ساری و ارتفاعات دودانگه ونواحي كوهستاني قديم ساري دهستان چاشم دراستان سمنان محدود است. بر اساس آخرین سرشماری عمومی كشور جمعیت آن68286 نفر بوده و مساحت آن به 2078 كیلومتر مربع می رسد. این شهرستان با ترا كم نسبی جمعیت 9/32 نفر در هر كیلومتر مربع مساحت، دارای پائین ترین میانگین در سطح شهرستانهای استان مازندران است.

طبق جدیدترین تقسیمات كشوری سوادکوه از دو بخش بنامهای مركزی وشیرگاه، چهار شهر بنامهای پل سفید،زیرآب، شیرگاه وآلاشت . شش دهستان بنامهای سرخ كلا با 20 آبادی، راستوپی با 69 آبادی، ولوپی با 52 آبادی، كسلیان با 17 آبادی، شرق و غرب شیرگاه با 31 آبادی و دهستان لفور با 29 آبادی تشکیل شده است.

وجه تسمیه و تاریخچه : 

سوادكوه در دوران مختلف تاریخ، محدوده ثابتی نداشته و همواره حدود و مرز آن در اثرعوامل طبیعی، اقتصادی و سیاسی تغییر یافته است.کشفیات باستان شناسی بهمراه اسناد و مكتوبات تاریخی حاكی از آن است كه سوادكوه از نواحی كهن طبرستان وایران بوده و انسجام بافت اجتماعی و فرهنگی آن در دوران اساطیری ایران ریشه دارد. این ناحیه همواره در تعیین مسیر تاریخ طبرستان حضور مؤثر داشته و مورد توجه حكام دولت مركزی بوده است. مورخینی مانند ابن اسفندیار تا قبل از قرن دهم هجری قمری آنرا جزئی از طبرستان در ایالت فرشوادگر ذكر كرده اند كه از شرق تا جرجان، از غرب تا دیارآذربایجان، از جنوب تا نواحی ری،قومس و دامغان وسعت داشت.

ایالت فرشوادگر كه در آثار مورخینی نظیر استرابون یونانی، ابن اسفندیار،میر ظهیرالدین مرعشی و كتاب اوستا از آن یاد شده تركیبی از واژه های تبری فرش به معنی دشت و جلگه، واد به معنی كوه و گر به معنی دریا ذكر شده است. در برخی دیگر از منابع تاریخی مانند التدوین آمده كه نام قدیم سوادكوه پتشخوارگر و پتشخرگر بوده و فرمانروایان و امرای بسیاری از این منطقه برخاسته و وقایع تاریخی مهمی نظیر ورود و سكونت فریدون پادشاه پیشدادی، پیكاررستم پهلوان مشهورشاهنامه فردوسی با دیوان مازندران و عبوراسكندر مقدونی در جنگ باداریوش سوم پادشاه ایران آخرین پادشاه هخامنشی در این ناحیه روی داده است.


در روایات شاهنامه فردوسی و اوستا، كتاب دینی پیروان آئین زرتشت آمده است كه سوادكوه در گذشته محل زندگی انسانهای متمدنی بوده كه آئین دیوسنائی داشته واژهائی نظیر دیوا، دی، دوآزرك و دا كه اكنون نیز در زبان بومیان این نواحی رایج می باشد، از آن روزگاران به یادگار مانده است. نشانه هائی نیز از آئین میترائیسم ومهر پرستی در قرون اولیه میلادی و اواسط حكومت پادشاهان ساسانی، در این ناحیه وجود داشت. در زمان یزگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی ایران، حكومت سرزمین سوادكوه به ولاش واگذار و لقب فرشواد جر شاه به او اعطا گردید.

ساكنین این ناحیه بدلیل وضعیت طبیعی منطقه در بدو ورود سپاهیان عربها به ایران، سالیان متمادی با آنها و عوامل خلفای اموی مبارزه كرده و حتی تاقرن چهارم هجری بزبان پهلوی سخن می گفته و باخط پهلوی كتابت می كرده اند. كتیبه ای نیز به خط پهلوی ساسانی در بنای باستانی برج لاجیم بر جای مانده مربوط به قرن پنجم هجری قمری است. سرانجام اهالی منطقه با اختیار و تسلط كامل دین جدید را پذیرفته و به اسلام علوی روی آوردند. عده ای از مورخین بهمین دلیل سوادكوه را كوه سیاه معنی كرده و بر این عقیده اند كه [[اعراب[[ در طی سالها مبارزه با مردم این ناحیه شكست خورده و بدلیل هراس ناشی از هیبت كوههای مرتفع وصعب العبور كه از انبوه درختان بلند و كهنسال پوشیده بوده نام سوادكوه یا كوه سیاه را بر این سزمین نهادند.

در عهد خلافت مأمون خلیفه عباسی،اسپهبد مازیار به جر شاه یا پادشاه كوهستان ملقب گردید. این كوه بخشی از كوههای آپارسن قدیم بود كه در كتاب اوستا او پامیری یسنا خوانده می شد و اكنون نیز همین نام در سوادكوه وجود دارد.

در برخی از اسناد و مكتوبات تاریخی بجای مانده از جمله كتاب التدوین، سوادكوه را همان ناحیه مشهور فرشوادگر دانسته اند كه در آثار مورخین مختلف در طی دوران تاریخی فرشوادگر، پرشخوارگر، پتشخوارگر، پرخواتروس، فرشوادجر، پذشخوارگر نیز خوانده شده است.

درهمین كتاب ذكر شده كه تا زمانحكومت فریدون، ششمین پادشاه پیشدادی ایران، سوادكوه جزء اقطار مازندران در حوزه فرشوادگر بوده و فریدون در ناحیه شیلاب یاتیلاب سوادكوه بزرگ شده است. در كتاب اوستا نیز آمده كه فرشوادگر در جنوب دریای فرا فكرت قرار دارد و تخت گاه دیوان مازنی است.

در تحولات اجتماعی و تاریخی بعد از قرن پنجم تا اواخرقرن سیزدهم هجری قمری نیز همواره نام سوادكوه بعنوان منطقه ای امن و محفوظ مطرح بوده است. بهمین دلیل باید اذعان داشت كه بافت فرهنگی، اجتماعی و تمدن غنی و باستانی این منطقه به سنت دیگر مناطق كشور در طی فراز و نشیبهای تاریخ دچارآسیب كمتری شده است.

نام این منطقه از واژههند و ایرانی سو، زئو، دئو، گرفته شده كه معادل واژه فارسی روشنائی است. واژه های شبیه آنها نیز كماكان در گویش و نام اماكن مختلف وجود دارد. واژه سات نیز در اغلب نقاط مازندران بجای واژه صاف و روشن بكار می رود. در سوادكوه نیز در نام روستای سات روآر، مرتع سوته، رودخانه ذبیر و در زیرآبو سئو رویا آب روشن، فرمانهای مختلف این واژه باستانی دیده می شود.

درحال حاضر نیز اهالی منطقه كوههای صاف و عاری از درخت را ساكو می خوانند كه مخفف كلمه سات كوه یا كوه صاف می باشد.

عده ای نیز بر این عقیده اند كه نام سوادكوه از كوه, سوات گرفته شده كه در جنوب شرقیروستای چرات در دهستان ولوچی واقع شده و در ارتفاعات آن آثاری از تمدن قدیم مشاهده می شود كه احتمالا بدلیل استقرار حاكمان قدیم سوادكوه بر جای مانده است.

با توجه به اینكه واژه سات با دگرگونی واژه سئو یا دئو پدید آمده و به معنی صاف روشن در جملات بكار می رود بهتر آن است كه نام سوادكوه را بر گرفته از واژه سات كوه یا كوه صاف و بدون درخت بدانیم. در حال حاضر نیز واژه های سات روآر به معنی آب زلال و روشن، سئو دركا به معنی زلال و صاف، ذیب لا به معنی روشن و درگویش بومیان منطقه بكار می رود.

عده ای ازمحققین نیز معقدند كه نام سوادكوه با تغییر واژه كهن فرشوادگر به فرشواد كوه سپس تبدیل آن به سوادكوه پدید امده است.

در بر خی از اسناد و كتب تاریخی اسامی دیگری مانندقارن كوه، شروین كوه، جبال شروین و كولاچی نیز برای این نا حیه بكار رفته است. میرظهیرالدین مرعشی نیز در میان وقایع تاریخی قرن هشتم هجری قمری آن راگلابی نامیده كه علت آن معلوم نیست

اقلیم :

شهرستان سوادكوه در یك دره وسیع طولانی ودر دامنه های شمالی رشته كوههای البرز مركزی واقع شده است. حوزه كلی این ناحیه از منتهی الیه جلگه های جنوبی، و 30 كیلومتری دریای خزر آغاز ده و با شیب بسیارتند به سوی جنوب كشیده می شود. پوشش ارتفاعات تا بلندی 2000 متری سرسبز و جنگلی و از آن به بعد مرتعی، خشك با آب و هوای سردسیری می باشد.

جهت شرقی و غربی این ارتفاعات به موازات سواحل دریای خزر مانع و سد بزرگ برای تبادل جریان های جوی بین این دریا و فلات مركزی یاران بوده و جریانهای غربی به همراه ابرهای باران آوركه از غرب اروپا به ایران می رسند در كنار دیواره های ستببر و غول پیكر این كوهستان محبوس شده و باعث ریزش برف و باران فراوان و سودمند می شوند. واحد مركزی این رشته كوهها در سوادكوه قرار دارد. ارتفاعات و تپه ماهورهائی كه از جنوب به شمال كشیده شده اند به سرعت بلندی خود را از دست می دهند و به جلگه مازندران و بر حاشیه جنوبی شهرستان قائم شهر منتهی می شوند. آبادیهای فراوانی نیز در دل این ارتفاعات قرار داشته و در سطح شهرستان سوادپراكنده اند.

دهستان راستوپی از مجموعه كوههائی تشكیل شده كه بلندترین نقطه آن بنام قله اتابك، 3271 متر از سط ح دریا ارتفاع دارد. حوزه ارتفاعات و دره های شلفین نیز منطقه ولوپی را تشكیل می دهند كه ارتفاع آنها از جنوب به شمال و متمایل به شرق كاسته شده و بلندترین نقطه این ناحیه نیز 3500 متر از سطح دریا ارتفاع دارد. شهر آلاشت در ارتفاع 1800 متری شیب شرقی این ناحیه واقع شده است.

دره ها و ارتفاعات وسو یا امامزاده حسن با بلندی 2865 متر و امتداد غربی، شرقی، منطقه لفور را در غرب شهرستان سوادكوه پدید آورده اند كه دارای جنگلهای انبوه و بسیار زیبائی می باشد. منطقه كسلیان در دامنه های غربی دره اصلی سوادكوه و شرق این شهرستان دارای وضعیت مشابه دهستان لفور می باشد.

اختلاف ارتفاع زیاد در فواصل اندك و بالا بودن میانگین شیب زمین سبب شده است كه آب و هوا و پوشش گیاهی سوادكوه بشكل بسیار متنوع و متفاوتی جلوه گر شود.

بارش در ارتفاعات این شهرستان بصورت برف در نواحی كم ارتفاع شمالی بصورت باران می باشد.

نواحی قشلاقی ان در ارتفاع 200 الی 750 متر و ارتفاع بالا از 1700 متری تا نواحی ییلاقی و مراتع، كاملا متمایز از یكدیگرند. مراتع این ناحیه از بهترین و غنی ترین انواع در سطح كشور بشمار می روند.

جاذبه های تاریخی :

كارگران و مستخدمین راه آهن دولت ایران. دوآب. 28 دیماه 1311. یادگار ابدی به كارگران صدیق از طرف لونچر.


كلیسای سوادكوه

این كلیسای كوچك با پلان مستطیل شكل در جانب شرقی جاده سوادكوه، در 90 كیلومتری جنوب قائم شهر، در محل سرخ آباد قرار دارد. این معبد در اوایل دوران پهلوی برای انجام مراسم مذهبی كاركنان راه آهن ساخته شد و در حال حاضر در شرف ویرانه كامل قرار دارد. تاریخ

قلعه گردن اوریم كه یكی از مرتفع ترین قله های سوادكوه می باشد.

قلعه اساس در پشت روستای ازون ده در اطراف شهر پل سفید كه این مكان نیز از لحاظ جغرافیائی دارای ارتفاع زیادی است.

قلعه پرستوك در مجاورت روستای سرخ كلا در حاشیه شمالی شهر زیرآب بنا گردیده بود. مصالح اصلی آن سنگ با ملاط ساروج بوده و در بالای قلعه در میان یك حوض چاهی عمیق مشاهده می شود.

با تحقیق در پلان آن مشخص شده كه بنا بر روی چهار نیل پایه قوی قرار داشته و دارای دو دروازه و چهار برج نگهبانی بوده است. در 50 متری آن قلعه ای دیگر معروف به قلعه وزیری قرار دارد.

قلعه خاجمه كوه كه در مقابل قلعه پرستوك قرار داشته و كوچكتر از آن است پلان دارای شكل مدور با یك دروازه می باشد. در فاصله 10 متری بیرون دیوار چاهی قرار داشته كه آب قلعه را تأمین می كرد. بدلیل وضعیت منطقه این احتمال وجود دارد كه سنگهای این بنا از فاصله 15 كیلومتری با دست به دست كردن توسط سربازان و كارگران بر پای كار رسیده است.

برج كوچك منطقه سوادكوه كه در یكی از ییلاقات شهر زیرآب است و با سنگ و ملاط ساروج ساخته شده است.


قلعه عباس آباد پل معروف ورسك در منطقه عباس آباد قرار دارد. كوهی متصل به پایه جنوبی پل واقع شده كه بر روی آن یك محوطه شیب دار دیده می شود. در این مكان آثار از ویرانه های یك قلعه قدیمی مشاهده می شود كه در مصالح عمده آن سنگ، گچ، آجر و ساروج بوده و محققین در سده های قبل وجود آثاری از بارو، حصار، اتاق های متعدد و پایه های برج را ثبت كرده اند.


مكتوبات تاریخی حاكی از آن است كه قلاع بیشماری در منطقه كوهستانی سوادكوه وجود داشته كه بیشتر آنها از بین رفته اند. در حال حاضر در برخی از نقاط این ناحیه آثاری از این قلعه بر جای مانده كه مهمترین آنها عبارتند از:

قلعه قدیمی در اراضی جنگلی قفلك در كنار رودخانه كسلیان، در شرق شهر شیرگاه و در جانب غربی جنگل كند بن یار علی بیك. برای رسیدن به این محل باید از شیرگاه به جنگل قلك و حسن بور زیرآب و شاه كوه عبور كرد. اكنون نیز این مكان مملو از آجرهای قدیمی، سفاهای رنگارنگ است. بیشتر آجرها با ابعاد بزرگ و مربوط به دوران ساسانی می باشد.

آثار قلعه و برج ویرانه با پی بنای بسیار زیبا در كنا غار اسپهبد خورشید.

قلعه گردن در عباس آبد راستوپی

آثار یك قلعه باستانی در جانب راست آخرین تونل به طرف فیروزكوه در مجاورت راه آهن دوگل كه با آجر، گچ و ساروج نباشده باشد.

ویرانه یك قلعه در راه گدوك به ورسك قبل از اولین تونل در جانب شرقی جاده اصلی.

آثار تاریخی دیگر شهرستان سوادكوه عبارتند از :

حمام قدیمی روستای اسبوكلا، در 20 كیلومتری شهر شیرگاه.

حمام قدیمی روستای فرامرز كلا، در 10 كیلومتری شهر شیرگاه.

مسجد شهر آلاشت

مسجد جامع شهر زیرآب كه سقف چوبی آن با كنده كاریهائی زیبائی از دعای صد بند (جوشن كبیر) با ظرافت و خطی خوش و بلوكه های چوبی منظم، از شاهكارهای هنری به شمار می رود.

تكیه روستای بایع كلا در 10 كیلومتری شهر پل سفید با یك علم جالب توجه كه اهالی بر این عقیده اند كه از عالم غیب به این مكان امده است.

برج تاریخی لمرز با قدمت فراوان در 8 كیلومتری شهر پل سفید.

تپه چكوت در اراضی جنگل روستای سرآب گردان شهر شیرگاه، در اطراف این محوطه باستانی گنگ ها و یا لوله های سفالین به طول 30سانتی متر كشف شده و معروف است كه در روزگاران قدیم شیر گاو و گوسفند را پس از دوشیدن با این لوله های سفالی به محل شاه زیارت هدایت می كردند.

محوطه باستانی هفت كولی در اراضی جنگلی روستای چالی شهر شیرگاه با سفالها و آجرهائی كه بیانگر آبادی و رونق این ناحیه در سده های قبل می باشد.

حمام و عمارت علی محمد خان در روستای برنت در 30 كیلومتری شهر پل سفید.

تپه باستانی كتی لته در شیرگاه

بقایای راه قدیمی در گدوك و 40 كیلومتری پل سفید به طرف جنوب كه باقیمانده جاده عباسی قدیم است كه از اصفهان تا فرج آباد و استراحتگاه شاه عباس اول در سواحل دریای خزر ادامه می یافت. این راه در سال 1051 و یا 1031 هجری قمری با طراحی یك مهندس هلندی و زمان صدارت سارو تقی ساخته شد.

اقتصاد و فرهنگ :

در گذشته ای نه چندان دورمراتع غنی این منطقه منبع درآمد ساكنین آن بود. مردم این ناحیه اكنون نیز به علت شرائط مناسب اقلیمی به كار دامپروری و پرورش انواع دام اشتغال دارند. تا قبل از ملی شدن مراتع و اصلاحات ارضی سواد كوه جزء یكی از مهمترین تأمین كننده مواد لبنی و گوشتی بازار تهران و مازندران به شمار می رفت.

در حال حاضر نیز سوادكوه به عنوان یك از قطبهای دامپروری استان مازندران مطرح بوده و یكی از بهترین نژاد گوسفند زل در این ناحیه پرورش یافته و نگهداری می شوند.

بعلت كوهستانی بودن منطقه كشاورزی در این شهرستان از رونق چندانی برخوردار نیست و در نواحی جنوبی آن كشت گندم، جو و ارزان در گذشته مرسوم بود. كشت و كار در نواحی جلگه ای شمال آن و در حومه شهر شیرگاه دارای رونق بیشتری است و برنج كاری قسمت اصلی تأمین معاش و گردش امورات اقتصادی آن بشمار می رود. در اوایل قرن چهاردهم سنتی با كشف منابع عظیم زغال سنگ، در این ناحیه، البرز مركزی، بسیاری از بومیان این منطقه در این بخش مشغول بكار شده و كار در معادن و امور جنبی آن چهره اقتصادی سوادكوه را دگرگون نمود.

علاوه بر ذخائر عظیم ذغال سنگ، منابع معدنی دیگر مانند فلورین و سیلیس نیز از در آمدهای اقتصادی این ناحیه بشمار می رود و عده كثیری نیز در خدمات مربوط به راه آهن دولتی كشور اشتغال دارند.

جنگلهای سوادكوه، نیز نقش اندكی در امورات اقتصادی ناحیه دارند. این شهرستان دارای 1050000هكتار جنگل آباد و مرغوب، 160000 هكتار جنگل نامناسب و 108000 هكتار مرتع می باشد.

صنایع دستی نیز در گذشته از منابع در آمد سوادكوه به شمار می رفت و در حال حاضر بعلت مهاجرت جمعیت آن و عدم توجه جوانان، بخش ناچیزی از درآمدها را بخود اختصاص داده است.

شهرستان سوادكوه از نظر اقتصادی یكی از محرومترین شهرهای استان مازندران می باشد. با توجه به دارا بودن به جاذبه های توریستی متنوع، با اجرای سیاست های مناسب در بخش گردشگری تغییرات مثبت فراوانی را در همه جوانب اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی شاهد خواهد بود.

از صنایع موجود در منطقه می توان به كارخانه چوب لاجیم، اشباع تراورس شیرگاه، كارخانه فرآورده های چوبی گله و سنگده دودانگه اشاره كرد.

از نظر سوابق فرهنگی نیز منطقه سوادكوه دارای پیشینه ای بسیار روشن در ایران بوده و شخصیت های بزرگی را در علوم مختلف به جامعه علمی كشور تقدیم كرده است. در حال حاضر نیز ساكنین این شهرستان از فرهنگ اصیل، سنتی و بسیار غنی برخوردارند كه در رفتار اجتماعی آنان نیز نمود یافته است. وسعت فراوان و شرائط سخت اقلیمی و طبیعی باعث گردیده كه در خصوص احداث اماكن فرهنگی و آموزش عالی كه سوادكوه به جایگاه واقعی خود دست پیدا نكند ولی با روند مثبت موجود در حال توسعه می باشد.

گویش سواد کوهی :

بومیان سوادكوه نیز مانند نقاط دیگر مازندران گویش و زبان طبری یا همان زبان مازندرانی را با لهجه خاصی تكلم می كنند. شایان ذكر است كه بیشتر واژه های زبان طبری به دلیل نفوذ زبانهای دیگر در استان مازندران فراموش شده ولی در سوادكوه از اصالت بیشتری برخوردار بوده و كمتر دچار صدمه گردیده است.

در گذشته های دور زبان پهلوی در این ناحیه رایج بود و تا قرن پنجم هجری قمری نیز مردم این دیار با زبان پهلوی گفتگو می كردند و دیرتر از نقاط دیگر ایران تحت نفوذ زبان و فرهنگ بیگانه قرار گرفتند.

آداب و رسوم :

تا چند دهه قبل آداب و رسوم سنتی كه از دوران باستان به یادگار مانده بود در سوادکوه رواج داشت اكنون بسیاری از آنها به خاطر رسوخ تفكرات خاص شهر نشینی به فراموشی سپرده شده و نسبت های بر جای مانده نیز دچار تغییرات اساسی گردیده است.

مردم منطقه سوادكوه مانند دیگر مناطق مازندران آئینهای سنتی و مذهبی ماه مبارك رمضان، عید فطر، قربان و غدیر خم و چشنهای میلاد ائمه بهمراه سوگواری خاص ماه محرم و آئین های ملی عید نوروز، شب یلدا را بر پا میدارند.

از دیگر سنتهای زیبا و نیكوی قدیمی شب نشینی است كه توأم با بیان حكایات و اساطیر قدیم می باشد. در این دور هم نشینی ها تنقلات و شیرینی های سنتی مانند پشت زیك، ماكلمه و نان كتی نیز تهیه و استفاده می شود و تا میهمان قندان را بر نگرداند، میزبان دادن چای را قطع نمی كند.

باورهای خرافی مثل زوزه شغال، بانگ مرغ، دیدن زن در شروع مسافرت بر سر راه و . . . نیز وجود داشت و اكنون نیز بندرت دیده می شود. در آئین سنتی 26 عید ماه كه هر ساله در پایان ماه تیر برگزار می شود اهالی بیاد در گذشتگان و نیاكان خود در كنار مزار آنها به مرثیه خوانی، پذیرای و برپائی ورزشهای سنتی اهتمام می ورزند. از رسوم جالب دیگر منطقه، مراسم پنو می باشد كه خاص دامداران و دامپروران بوده و بیشتر در زمان انتقال دامها به نواحی ییلاقی و ارتفاعات اجرا می شود.

مراسم نوروز خوانی در ماه پایانی زمستان و در آستانه عید نوروز شبانان و چوپانان مناطق ییلاقی شب هنگام با كوبیدن درب منازل آغاز بهار و پایان زمستان را بشارت می دهند. علاوه برآن با تكان دادن زنگوله و ایجاد سر و صدا وارد روستاها می شوند و با آهنگ و آوئی ویژه شعر می خوانند و از صاحب خانه مژدگانی طلب می كنند. زنان كدبانو مژدگانی دادن را نیك پنداشته و از شگون های خوب می دانند. در برخی از اوقات نوروزی خوان یك كیسه كوچك را به سر یك طناب كوتاه می بندند و آن را به داخل منازل انداخته و صاحب خانه پس از پركردن كیسه از پول یا شیرینی، تخم مرغ، قند، چای و آن را به نوروزی خوان برمی گرداند

جاذبه های ورزشی :

كشتی محلی این ورزش سنتی، زیبا از زمانهای دور در سوادكوه از جایگاه و اعتبار خاصی برخوردار بوده و جزء مهمترین ورزشهای این نا حیه به شمار می رفته است.

در مناسبتهای مختلف، بویژه در جشنهای 26 عید ماه، جوانان و ورزشكاران هنر خود را در میدان امامزاده حسن، امامزاده علی و چند مكان دیگر به نمایش می گذارند و به برندگان نیز جوایزی مانند گاو و گوسفند تعلق می گیرد.

این ورزش نیز از قدیم الایام در مراسم عروسی انجام می شود و در حال حاضر كم تر از گذشته به آن توجه می شود.

ورزشهای دیگر سوادكوه عبارتند از

  • لی له
  • پرش و پلنگ پرش
  • چلی كته كا
  • خرك جوز بوز
  • كلچور بازی
  • هفت سنگ
  • اسب سواری
  • كل كاه


علاوه بر موارد فوق شهرستان سوادكوه به خاطر برخورداری از ارتفاعات مختلف مورد توجه علاقمندان به ورزش كوهنوردی است. برای جذب دوستداران این ورزش نوح به ارتفاعات سوادكوه، مورد شناسائی، معرفی، تبلیغ و احداث امكانات اولیه نیز باید اقداماتی صورت گیرد. برخی از ارتفاعات و قله های معروف این منطقه عبارتند از:


  • ارتفاعات شوركچال.
  • قله امامزاده حسن در 50 كیلومتری شمال غرب شهر پل سفید در مجاورت منطقه آلاشت.
  • كوه چرات در 50 كیلومتری جنوب غرب شهر پل سفید در داخل منطقه آلاشت.
  • قله اتابك در دهستان راستوپی با 3271 متر ارتفاع.
  • ارتفاعات 3500 متری دهستان ولوپی جنوب غرب شهر پل سفید.
  • ارتفاعات شاراق.
  • ارتفاعات وسو با 2865 متر ارتفاع در منطقه لفور، شمال غرب شهر پل سفید.
  • قله خروندو در 24 كیلومتری انارم كوه استخر با 3602 متر ارتفاع.
  • كوه قدمگاه در 42 كیلومتری جنوب شرق شهر پل سفید در منطقه خطیر كوه با 3651 متر ارتفاع.
  • ارتفاعات گدوك شاه.
  • قله سنگو در 35 كیلومتری جنوب شهر پل سفید در منطقه ورسك.
  • قله ارفع كوه در 30 كیلومتری شهر پل سفید در منطقه ارفع ده.
  • ارتفاعات پیاز مرك.
  • قله امامز
  • اده عباسعلی در 35 كیلومتری شهر پل سفید در منطقه ملرد.
  • ارتفاعات شلیفن.
  • كوههای جالم.

غذاهای سنتی :

مردم سوادكوه بسیار مهمان نواز و سخاوتمند هستند و میهمان در نزد آنان از حرمت و ارزش والائی برخوردار است. بدین خاطر در پذیرائی و تزئین سفره غذا نیز دارای ذوق و سابقه درخشانی می باشند در طبخ غذا هم هنر و ظرافت بسیاری بكار می برند. برخی از غذاهای سنتی این منطقه عبارتند از:

تیرنگ بشتی: كه غذای بسیار لذیذ و مقدس بوده و به غذاهای دسته جمعی و گروهی معروف است. تهیه آن بدین صورت می باشد كه برنج مرغوب با شیر پخته می شود وسپس روغن حیوانی را تفت داده و به آن اضافه می كنند و در ادامه شیر، ماست و سر ماست نیز با آن مخلوط شده و پس از بهم زدن مورد استفاده قرار می گیرد.

ارسیولی: كه نوعی نان است و با آرد برنج و تنور سنتی تهیه می شود و كیفیت و طعم آن نیز كم نظیر است.

كماج: نوعی شیرینی مقدسی است و با آرد، زردچوبه، كره یا روغن حیوانی و شیر درست می شود و بسیار مطبوع و خوش خوراك می باشد. این غذا بیشتر توسط دامداران تهیه می شود.

حلوای مخصوص : كه در عروسیها و اعیاد و جشن های مذهبی، سنتی و ملی تهیه می گردد. از فرآوردههای دیگر غذائی این منطقه می توان به پیسه گنه و محصولات لبنی مانند خامه، سرشیر، ماست، سرماست، دوغ، كشك، پنیر، كره، آلوشه و تنقلاتی مانند پشت زیك، ماكلمه و نان كتی اشاره كرد

صنایع دستی :

سوادكوه از زمانهای قدیم به عنوان یكی از مناطق مهم در تولید صنایع دستی به شمار می رفت. اكنون به این هنرهای سنتی كمتر توجه می شود و در صورت عدم برنامه ریزیهای مناسب و كارشناسانه، بعلت عدم توجیه اقتصادی سایه های كمرنگ آنها محو خواهد شد.

وجود نداشتن تضمین برای خرید تولیدات صنایع دستی، پائین بودن سقف تسهیلات بانكی از تنگناهای مهم این بخش است. با حمایت دولت، حذف موانع گمركی جهت صادر كردن فرآورده ها، تشویق هنرمندان و تولید كنندگان، حمایتهای مالی و اعتباری، برپائی نمایشگاههای صنایع دستی در داخل و خارج كشور برای معرفی، تبلیغ و بازاریابی دست آفریده ها می تواند این ظرائف سنتی كه در فرهنگ و تمدن كهن این منطقه ریشه دارد را احیاء كند. از مهمترین صنایع دستی سوادكوه می توان صنایع چوبی مانند قاشق، لاك، لاكچه، كچه شن، ملاقه، آبگردان، ظروف و كاسه های ویژه دامداران، تلم برای تبدیل ماست به دوغ و كره را برشمرد. در اطراف شهر شیرگاه و در دهستان شرق و غرب شیرگاه و در بخش لفور تولید نخ ابریشم بصورت سنتی و دست بافته های ابریشمی متدوال است. در مناطقی مانند دهستان لفور و منطقه خوش آب و هوای آلاشت دست بافته های زیبائی مانند شمد، كرچال، پتوهای نخی، جوراب و دستكش پشمی، باشلق، چوخا، پارچه های دلیجی رایج بوده و طرح های ركمی و كوتری زیر روی جوراب ها دیدنی و خیره كننده است. در اكثر نقاط مواد كده نیز گلیم بافی و جاجیم بافی نیز صورت می گیرد. یكی از صنایع دستی بسیار مهم ناحیه سوادكوه قالی بافی است كه در كار اصلی منطقه یعنی دامپروری ریشه دارد. مسیر تكاملی فرش بافی از نمدمالی و گلیم بافی و جاجیم بافی تا فرش های دست بافت چندین قرن سابقه دارد. دقت و تسلط مردم سوادكوه به در زمینه تولید، نوع، كیفیت و نقش قالی، نشانگر آشنائی آنان به زیرو بم این صنعت زیبا و سود آور می باشد.

رودخانه های سواد کوه :

رود تالار : بومیان آن را تلار رود نیز می نامند. این رودخانه از ارتفاعات گدوك، عباس آباد و شفلین سرچشمه گرفته و پس از طی مسافت تقریبی 80 كیلومتر به دریای خزر می ریزد. در مسیر نیز رودهای بزرگ و كوچك به آن می پیوندند. در تمامی طول مسیر راه آهن سراسری شمال به جنوب كشور و جاده تهران به شمال در موازات آن دیده می شود. مناظر طبیعی اطراف آن نیز بسیار زیباست. وجه تسمیه آن نیز برگرفته از نام اقامتگاه گالش ها و دامداران می باشد كه با چوب در جنگلها ساخته می شود. عده ای نیز معتقدند كه كه از تركیب دو واژه تل یا تیل به معنی گل و آر به معنی آب تشكیل شده و در جمع به معنی آب گل آلود می باشد.

در حال حاضر علیرغم توان بالقوه این رودخانه و امكانات طبیعی اطراف آن بهمراه مسیرهای دسترسی مناسب، بهره برداری اصولی از آن صورت نمی گیرد. با این حال همواره مسافرین زیادی در اطراف آن بصورت موقت برای گردش و استراحت، استفاده می كنند.

رودهای دیگر این شهرستان عبارتند از:

رودخانه ولوپی :كه از كوههای چرات ودراسله سرچشمه گرفته و در دوراهی آزادمهر به رود تالار می پیوندد.

رودخانه كسلیان :كه از ارتفاعات شرق شهر شیرگاه سرچشمه می گیرد و در این شهر به رود تالار ملحق می شود و بدلیل برخورداری از مناظر زیبا در اطراف، سالانه پذیرای مسافران زیادی است.

رودخانه راستوپی، ساهرود و لفور.

نام شهر زیرآب :نیز از یك نهر بنام ذبرو گرفته شده كه به معنی آب روشن می باشد. این رود از شیب تند ارتفاعات ذنگالو در غرب شهر زیرآب سرچشمه می گیرد. ذبرو یك واژه تركیبی است. واژه زی یا زیو به معنی صاف و روشن و واژه رو در اصطلاح بومیان به رودخانه اطلاق می گردد.

رود آلاشت یا لله بند : نیز با حجم آبدهی سالانه 426/59 میلیون متر مكعب، پس از طی مسافت 51 كیلومتر به رود تالار متصل می شود.

کوهستانهای سواد کوه :

قله ها و كوهستانهای شاخص شهرستان سوادكوه در بخش معرفی جاذبه های ورزشی ذكر گردیده كه عبارتند از

قله امامزاده حسن، كوه چرات، قله اتابك، ارتفاعات ولوپی، ارتفاعات وسو، قله خر و نرو، كوه قدمگاه، قله سنگو، قله ارفع كوه، قله امامزاده عباسعلی، كوههای دراسله، كوه گرجی خیل، كوه عباس آباد، ارتفاعات جالم و شفلین برخی از این نقاط دارای 4000 متر ارتفاع بوده و علاوه بر كوهنوردیبرای شكارچیان نیز نقاط ویژه شكار به شمار میرود.

آبشارها :

آبشار شورآب در 35 كیلومتری جنوب شهر پل سفید قرار دارد و آب آن در اراضی پائین دست روستای شوراب و از داخل تونل راه آهن از دل زمین فوران نموده و بوسیله یك كانال به خارج از تونل هدایت نشده و در مدخل تونل مذكور به پائین می ریزد. آب این چشمه و آبشار بخاطر گذر از لایه های گوگردی زیر زمین قابل استفاده نبوده و بهمین دلیل شوراب نام دارد. بدین وجود املاح فراوان مجرا و محل ریزش این آبشار بشكل بسیار زیبائی به رنگ قرمز در آمده است. بنابر گفته سالخوردان در زمان جنگ جهانی دوم، روس ها از این آب و گل ولای آن برای مصارف پزشكی بهره برداری می كردند.

آبشار دراسله تنگه : در 40 كیلومتری جنوب غربی شهر زیرآب، در دهستان ولوپی و 2 كیلومتری جنوب روستای ییلاقی دراسله واقع شده است. منطقه ییلاقی دراسله دارای آب و هوای بسیار مطبوعی است. این آبشار زیبا با آب فراوان، گوارا و سرد در طول مسیر نیز بدلیل شیب تند زمین آبشارهای كوچك و بزرگ فراوانی را پدید آورده است. آبشار دیگری نیز در 1 كیلومتری غرب آن، در انتهای یك دره قرار دارد.

آبشار چلاك : با ارتفاع زیاد به شكلی به پائین می ریزد كه همواره بدلیل برخورد آب با سنگهای محل ریزش، در اطراف ابر بسیار زیبائی از قطرات ریز آب ایجاد می شود. این آبشار در 50 كیلومتری غرب شهر شیرگاه، در منتهی الیه غربی دهستان لفور، در اراضی جنگلی بالادست روستاهای ریكو و غوزك واقع شده است.

آبشار کنعره (گلناب دره): در 4 كیلومتری شرق آبشار دراسله در روستائی به همین نام وجود دارد.

آبشار شش رودبار : در مجاورت روستای شش رودبار در شمال روستای دراسله واقع شده است.

آبشار گزو : در 25 كیلومتری شهر زیرآب در میان اراضی زیبای جنگلی و مجاورت امامزاده سه بزرگوار واقع شده است.

آبشار میان كلا : در 6 كیلومتری جنوب شهر شیرگاه و 14 كیلومتری شمال شهر زیرآب در كنار جاده اصلی تهران به شمال قرار دارد و بهمین دلیل همواره مورد استفاده مسافران و گردشگران می باشد. در صورت احداث امكانات پذیرائی و اقامتی ارزان قییمت بهمراه سرویس های بهداشتی به یكی از تفرجگاههای مهم شهرستان سوادكوه بدل خواهد گردید.

آبشار چرات : در 20 كیلومتری روستای چرات در دهستان ولوپی و غرب شهر پل سفید واقع گردیده و علیرغم ارتفاع كم محل ریزش آب، بدلیل كوهستانی بودن منطقه و مناظر چشمه های اطراف آن از دیدنیهای طبیعی شهرستان سوادكوه به شمار می رود.

آبشار سله بن یا تونل سی : در 30كیلومتری جنوب شهر پل سفید و در جانب غرب جاده اصلی تهران به شمال قرار دارد. منظره این آبشار بهمراه چشم انداز تلفیقی كوهستانی و جنگلی، همواره طبیعت گردان بیشماری را بخود جذب می نماید.

مزارع گیاهان دارویی :

بیشتر این مزارع در نقاط مراتع و كوهستانی و در اغلب روستاهای این مناطق وجود دارند و گیاهان داروئی مانند شكرلله،گل گاوزبان، لاری، ترم، هوكیجو، تشی گزه و سبزیهای خوش طعم و خوراك در آنها میروید

غارهای سواد کوه :

غاراسپهبد خورشید یا عایشه گرگیلی دژ:

غار كیجاكچال این غار زیبا در داخل ارتفاعات جنگلی مشرف به روستای پیت سرا در دوآب سوادكوه قرار دارد. محل اصلی غار در بدنه یك دیوار60 متری از جنس آهك واقع شده كه ارتفاع آن از سطح زمین به 23 متر بالغ می گردد. سقف گنبدی آن با كف غار نیز 7 متر فاصله دارد.

دیواره 60 متری بشكل یك كلاهك می باشد بصورتیكه دهانه غار در زیر یك نقاب به طول 5/4 متر قرار گرفته است. محوطه زیر دهانه غار نیز بشكل یك كلاهك می باشد.

این غار یك شاهكار و یك اعجاز طبیعی است. وضعیت آن نیز شرائطی را پدید آورده كه دسترسی به غار را غیر ممكن ساخته و تنها با تجهیزات كامل می توان به داخل آن را پیدا كرد. چشم انداز طبیعی مقابل آن نیز بسیار بدیع و چشمگیر است. عمق غار كیجا كچال زیاد نیست ولی با وجود كوچك بودن و سادگی، شكل و نمائی دلپسند دارد. تمام مساحت داخل آن شامل یك تالار ساده بیضی شكل با طول 12 متر و عرض 10 متر و دو اتاق بزرگ كنار هم با اندازه های متفاوت می باشند. اتاق بزرگتر در جانب شمال غار با 6 متر طول و 75/4 متر عرض در جهت شمالی، جنوبی و اتاقی كوچكتر با 5/5 متر طول و 10/4 متر عرض در جانب جنوب فضای داخلی ساخته شده اند. این دو اتاق با یك دیوار از هم جدا شده و مدخل هر دو اتاق در ایوان جلو دهانه غار قرار دارد.

دیوارها 65 سانتی متر قطر دارندكه بیشتر قسمتهای آن از بین رفته است. مصالح ابنیه داخلی سنگ و یك نوع گل بسیار سخت و محكم از جنس خاك رسی است كه در پای ارتفاعات این به وفور یافت می شود. سقف ابنیه داخل غار نیز با تنه درختان جنگلی منطقه تیركشی شده بود .

غار كیجا كچال از هر جهت شبیه غار اسپهبد خورشیدی می باشد و مانند آن احتمالا مربوط به اواخر دوران ساسانی و از دژهای دفاعی اسپهبدان طبرستان در برابر حمله اعراب به منطقه و پناهگاه سلاطین و حكمرانان وقت بود.

غار دیو لیلم این غار در روستای آزاد مهرجنوب غرب شهر زیرآب واقع شده و عده ای از محققین و مور خین آن در زندان كی كاووس پادشاه پیشدادی و كیانی ایران می دانند كه توسط دیو سفید و سپاهیانش در این غار به بند كشیده شد و شرح كامل آن در كتاب شاهنامه فردوسی آمده است.

غارهای مهم دیگر شهرستان سوادكوه عبارتند از غار لی پشت: در روستای چرات در دهستان ولوپی در غرب شهرستان سوادكوه كه به سرخ غار نیز معروف است. فاصله زمانی این غار با دامنه كوه لی پشت تقریبا یك ساعت می باشد و قسمت پایانی راه مذكور بسیار سخت و صعب العبور است. ورودی غار رو به شمال و سقف طاق مانند غار با آثار زیبائی طبیعی حاصل از چكیدن آب و مواد معدنی شبیه سنگ مرمر بسیار دینی است.

غار زنگیان در روستای زنگیان در دهستان ولوپی كه 1 كیلومتر عمق دارد و به عفب ریزش آب آهك دارای مناظر زیبائی از استالاگمیت می باشد. برخی عقیده دارند كه این غار در زمان حمله مغولان به عنوان زندان بكار می رفته است. غار سوت شاه این غار در جانب شرقی جاده سوادكوه و روبروی پادگان دوآب واقع گردیده است، در روایات غیر مكتوب برجای مانده از دوران قدیم در میان بومیان آمده است كه در زمان حمله مغولان دو برادر از حكام منطقه بنام سوت شاه و فیروز شاه به این غار پناه برده اند. در طی مدت پنا هندگی مغولان نهر آب منطقه كه از روستای بائیكلا سرچشمه گرفته و به طرف غار بود را مسدود كرده و همراهان حكام مذكور بر اثر شكستگی و گرسنگی از بین رفتند. در این میان فیروز شاه به غار دیو خانه كه در مقابل روستای سر چشك واقع شده پناه برده و از راه داخل غار به منطقه كمر پشت و فیروزكوه فرار كرد. در مدخل ورودی غار سوت شاه آثار پلكانی كه با آهك و ساروج درست شده باقی مانده است.

 برگرفته از سایت ویکی پدیا

  

  در گروپ تعطیلات عضو شوید     

عضویت در این گروپ برای همه آزاد میباشد

اعضای محترم عضو در موسسه تنها با تماس تلفنی با شماره ۰۹۱۹۲۱۲۰۵۲۴  و ایجاد هماهنگی قبلی و ارایه آی دی خود به صورت اس ام اس میتوانند در گروپ شیوار ۸۱ عضو شوید

لطفاْ جهت برخورداری مختص اعضاء  از مزایای عضویت در موسسه شیوار با ما در این زمینه همکاری نمایید تا بتوانیم خدماتی را که ویژه اعضا است را در اینجا ارایه کنیم

 

گروپ شیوار 81

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 1:13  توسط موسسه گردشگری شیوار کوهستان  | 

 

منطقه لفور و آلاشت

 

 

مسير جاده ي بابل:

     از مسير جاده هراز بعد از رسيدن به شهر بابل، جاده گنج افروز به لفور و از آنجا در مسير جاده كارسنگ در پشت سد البرز، تا قلب كوهاي البرزمي توان تاخت. در جاده اي كه از زمان احداث آن در حدود سي سال پيش تا كنون خاكي است. در مسير آن رستوران و اقامت گاهي براي پذيرايي وجود ندارد. اما مسافر با حركت در اين جاده آنچنان محو زيبايي هاي طبيعت مي شود كه نه تنها به فكر رستوران و اقامت گاه نيست بلكه فكر مبداء و مقصد نيز از يادش مي رود و فراموش ميكند از كجا آمده است و به كجا خواهد رفت. مسافر در هركجاي جاده تمايل به توقف دارد، ولي نه براي ديزي‌هاي رستوران «چهل چشمه» و نه قزل‌آلاهاي «نمرود»،  و  يا هيچ‌يك از اينها، بلكه براي تماشاي زيبايي  سحر اميز طبيعت سرسبز و درختان سربفلك كشيده، رودهاي هميشه روان و  جنگل ها و بوته زار هاي زيباي حاشيه جاده لفور و كارسنگ.

  لفور در 40 كيلومتري بابل در سرچشمه هاي بابلرود يا همان رودخانه لفور واقع شده است. اگر در روستا هاي لفور توقفي داشتيد، به ياد داشته باشيد كه مردم لفور فوق العاده نجيب و در مواجهه با افراد غريبه در روستاهايشان محتات و در عين حال مهمان نوازند. به غريبه ها توصيه مي شود به هر زن و مردي كه رسند آرام سرشان را پايين بياندازند و سلام كنند و احترام متقابل و در خور تحسين آنها را  شاهد باشند، آنها زيركانه رفتار هر مسافر غريب را زيردارند. هر گردشگري بايد بداند، گردشگري بدون رفتن ميان مردم بومي، حرف زدن با آنها، شنيدن لهجه ها و درد دلشان و حس فرهنگشان كامل نمي شود.

    براي رسيدن به ييلاقات لفور از مسير جاده كارسنگ بايد از جاده‌اي كوهستاني و جنگلي كه گاهي هم پيچ‌ و‌خمهايي دارد، گذشت. با ادامه مسير به جلوتر، كوه‌ها و تپه هاي اطراف جاده نمايان تر و سبزتر از قبل خود نمايي مي‌كنند. علت اين همه سرسبزي نعمت خداداد بارش زياد باران و برف در طول سال است.

    بعد از گذشتن از روستاي لفورك و اسبوكلا، افق به يكباره تغيير مي‌كند. كوه است وجنگل است و رود است و آسمان. و اگر روز ابري باشد كوه است وجنگل است و مه است و ورود است و آسمان.

    با ادامه سفر در مسير جاده كارسنگ به لرزنه دو طرف جاده سبز و بوته زار است. بوي نم و باران با عطر گل و بوته هاي اطراف جاده در هم آميخته و تنفس هواي تازه فقط در اينجا مفهوم و واقعيت پيدا مي كند. در طول مسير همواره رود است و درخت و پونه‌ي وحشي و چشمه‌هايي كه در كنار جاده از دل كوه و جنگل و از ميان سنگ ها سر برآورده‌اند.

   با ادامه مسير به سمت بالادست و نقاط مرتفع، كم كم درختان انبوه و جنگل‌هاي سرسبز و درختان مرتفع بتدريج محو و درختان كم ارتفاع و بوته هاي زرشك و ... پديدار مي‌شوند. تا جايي كه بوته ها هم پراكنده و بكلي محو مي شوند.

  اينجا  ‌كرك تاجننون در حومه روستاي ييلاقي «لرزنه» است. «لرزنه»  نيمي از روزهاي سال مه‌آلود است. لرزنه  در گرم‌ترين روزهاي سال، حتي درانجيرپزان مازني‌ها اگرمه‌آلودباشد  سرد است  و آدم در آن لرزان. اينجا هرلحظه دسته هاي جديدي  از  مه  به استقبالت مي‌آيند. گويي ابرها براي تماشاي نزديك زمينيان امدند. آرام و سنگين، درهم ميپيچند و مي‌روند تا در انتهاي ذهن و جانت خانه کنند

 با ادامه مسير و در ارتفاعات بالاتر و  نقاط مرتفع مه غليظ تر مي شود. در ميان مه، به سركو مي رسي كه سمت راست جاده، دوشاخسنگ معروف لاكومي ها قرار دارد. در دوشاخسنگ در دو مكان جداگانه  و با فاصله اي اندك از يكديگر روي تپه هاي ازجنس خاك، تخته سنگ هاي بسيار بزرگي بر روي خاك و در كنار هم قرار گرفتند كه گويي از جاي ديگر به آنجا حمل شدند. بروي يكي از اين تخته سنگ ها نقش پاي بزرگي قرار دارد كه به اعتقاد لاكومي ها نقش پاي رستم است.

  با عبور از جاده تقريبا كفي در مسير سربالايي به كنگلو مي‌رسي. اگر هوا آفتابي باشد. در بالادست كل منطقه مازندران در آن نقطه از ارتفاعات  هم‌چون عروسي كه رو گرفته باشد، به يكباره  رو به رهگذران مي نماياند.

 روستا هاي  ييلاقي لفوري ها  به تازگي با ساخت و سازهاي بي‌رويه تغيير چهره داده‌است. خانه‌هايي ويلايي و يك طبقه  با چوب و گل و  بعضي هم  با گچ و سيمان  از دل تپه ماهورها بيرون زده‌ و نماي كوه را  جلوه اي خاص داده است. در روزهاي تابستان كه فصل اقامت در ييلاق است.  در حاشيه اين روستا ها   دختران و پسران جوان و نوجوان زيادي براي  كوهنوردي استفاده از طبيعت در اينسو و انسو پرسه مي زنند. و بالاخره با ادامه مسير به روستاي امام زاده حسن ميرسي كه  مراسم كشتي آن معروف است. 

ميسير جاده ي فيروزكوه

از مسير جاده فيروزكوه بعد از ورسك، كم كم درختان انبوه و جنگل‌هاي شمالي پديدار مي‌شوند. سمت چپ تابلوي خوش‌آمد به پل سفيد كنار ايست و بازرسي پليس راه، جاده الاشت است. با عبور ازروي پل رودخانه  راه خروجي به معادن زغال‌سنگ در سمت راست قرار دارد و تابلوي رهنما از فاصله  35 كيلومتر با آلاشت خبر مي دهد.

   در طول مسير،  بويژه در سمت راست جاده، خاك  و كوه  خاكستري و پوشيده شده از سياهي زغال سنگ نمايان است. 10 كيلومتر آن طرف‌تر روستايي است كه در زبان محلي به آن «لَله بند» مي‌گويند. لَل در زبان مازندراني به معني پشه است. به اعتقاد سوادكوهي ها د از اين ده، چون ارتفاع زياد مي‌شود و همينطور به خاطر كم شدن رطوبت ديگر پشه پيدا نمي شود، بعبارتي پشه‌ها نمي‌توانند از اين روستا بالاتر بروند. 10 كيلومتر ديگر كه رفتي به آپون مي‌رسي كه در مقابل  كوهي است كه تا نوك قله‌اش جاده‌ي مارپيچ ادامه دارد. هر مسافري بايد بخاطر داشته باشد كه قشنگ ترين جاي سفر او همين جاده آلاشت است. جاده اي كه مقصد و مبدا را از ياد مي برد. بي دليل نيست كه نام جاده آلاشت به عنوان يكي از جاذبه هاي گردشگري ايران ثبت شده است.

با افزايش ارتفاع، تعداد پيچ ها بيشتر و فاصله‌ي پيچ‌هاي جاده از يكديگركم‌تر مي‌شود. در مسير پيچ ها يك سمت جاده پرتگاه است و سمت ديگر آن كوه پوشيده از بوته هاي سبز و رود  و همينطور پونه‌ي وحشي و چشمه‌هايي كه در كنار جاده از دل كوه سر برآورده‌اند.. حركت در اين مسير  با اندکی ترس و  دلهره  همراه است. ترس از اینکه در جايي از جاده و در سر پيچ ها، جاده بپيچد و راننده نپيچد. كه با كمال تاسف خيلي از راننده ها همراه با پيچ جاده نپيچيدند.

اما زيبايي‌هاي جاده هم  گاهي اوقات ترس را از ياد انسان مي برد  و اورا در مسير خود مي‌كشاند.  بعد از گذر از  آخرين پيچ  انگار دنيا را فتح كردي و بر بلنداي كوه‌هاي اطراف، تمام راهي را كه آمده‌اي يكجا در مقابل چشمانت نمايان مي شود. جاده‌اي كه تقريبا شبيه به زندگي است.با ادامه مسير روستاي «ليند» پديدار مي شود. بعد از گذشتن از روستاي «ليند» به دو راهي مي‌رسي كه يكي به سمت  روستاي «سرين» و  لرزنه  و با ادامه مسير تا آن‌سوي رشته‌كوه البرز ادامه دارد. جاده سمت راست دوراهي روستاي  لرزنه سر از جلگه‌ي شمالي در مي‌آورد و ديگر از كوه خيري نيست. اما جاده سمت چپ مسير  روستاي آلاشت است.

    آلاشت: آلاشت در بن بست كوه‌ها قرار گرفته‌ و آخرين شهر سوادكوه است. كوچه‌هاي سنگ فرشي‌اش تنگ است و در ميان اغلب آنها جوي‌هاي باريك آب روان، و خانه هايي با سقف  شيرواني كه نزديك به همز ساخته شده اند. بوومي‌ها به اين شهر «اِلاشت»مي‌گويند «با کسره الف» به اعتقاد برخی از صاحب نظران «اِلاشت» به معني پرستش‌گاه عقاب. ولی از اظهار نظرهاهای مختلف كارشناسان چنین بر می اید که هنوز درمورد معني آن به توافق نرسيده‌اند.

     در پايين دست، دره‌اي‌ است كه روستايي در آن خود نمايي مي‌كند و در فاصله‌اي دور از آن، خانه‌اي تك افتاده است كه با جاده‌اي مارپيچ به ده وصل مي‌شود. روستايي‌ها به آن «دختر پاك» مي‌گويند و معتقدند كه دختر پاك مدفن بانويي والا قدر است و مردان حق نزديك شدن به آن را ندارند. ماري سمي نگهبان عبادتگاه است و هرگاه كه مردي بخواهد قدم در اين جاده بگذارد با مرگ روبرو مي‌شود.

    هر جمعه دختران و زنان حاجتمند به اين زيارتگاه مي‌روند تا از دختر پاك مراد بگيرند. دكتر «پرويز ورجاوند»، كارشناس ميراث فرهنگي، اين عبادتگاه را يكي از المان‌هاي آيين ناهيد مي‌داند و مي‌گويد: «تا كنون تحقيق مستندي در مورد اين محل انجام نشده است و هنوز نمي‌توان اين ديدگاه را كه آلاشت، يكي از محل‌هاي پرستش ميترا يا ناهيد بوده را رد يا تاييد كرد.  آلاشت در شيب دره قرار گرفته است و در قسمت بالايي شهر، مناره‌ي مسجدش با معماري منحصر بفرد خودنمايي مي‌كند.

    صبحگاهان ابرها از آسمان به زمين مي‌آيند؛ آرام و سنگين، به نوبت به دست‌بوسي مادر خاك در آلاشت مي‌روند. آنگاه با آرامي به جايگاه آسماني خود باز مي‌گردند تا خورشيد ذوب‌شان كند. به گفته قدیمی ها و در گذشته نه چندان دور سرماي وحشي زمستاني، آلاشت را از سكنه خالي مي‌كند و تقریبا همه اهالي براي قشلاق به روستاهاي لفور  کوچ می کردند. اما هميشه يك خانواده يا يك نفر به عنوان نگهبان باقي مي‌ماند. البته به اعتقاد یکی از دوستان (که در ذیل این نوشته اظهار نظر نمودند.)همیشه این شهر مملو از سکنه بود و حداقل در 500سال اخیر زمستان‌ها خالي از سكنه نمي‌شد. با آنكه در سال های اخیر دبيرستان و مدرسه فني حرفه‌اي آن منحل شده است. ولي هنوز  خانواده های زیادی در فصل زمستان در آلاشت ساكن هستند، ضمن آنكه مدارس دوره های راهنمايي و ابتدايي در اين شهر تقريبا پا برجاست. (با تشکر از آقای عادل جهان آرای)

 

 

  بازگشت به صفحه نخست پایگاه مرکزی موسسه

 

 

 

 

  

  در گروپ تعطیلات عضو شوید     

عضویت در این گروپ برای همه آزاد میباشد

اعضای محترم عضو در موسسه تنها با تماس تلفنی با شماره ۰۹۱۹۲۱۲۰۵۲۴  و ایجاد هماهنگی قبلی و ارایه آی دی خود به صورت اس ام اس میتوانند در گروپ شیوار ۸۱ عضو شوید

لطفاْ جهت برخورداری مختص اعضاء  از مزایای عضویت در موسسه شیوار با ما در این زمینه همکاری نمایید تا بتوانیم خدماتی را که ویژه اعضا است را در اینجا ارایه کنیم

 

گروپ شیوار 81

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 3:4  توسط موسسه گردشگری شیوار کوهستان  | 

 

سابقه تاريخي شهرستان سوادكوه

اين منطقه، در گذشته‌ي دور مركز حكومت اسپهبدان باوندي بود. و پادشاهان آنرا ملوك‌الجبال مي‌ناميدند. در حدود سالهاي 570 الي 607 ميلادي در زمان حكومت انوشيروان و خسروپرويز ساساني اسپهبد قارن بر سوادكوه و شهريار كوه حكومت مي‌كرد. قارن نام كوچكترين فرزند اسپهبدي به حكومت آمل ـ لپور ـ پريم (فريم) رسيده بود. مجموع اين نواحي به اميدواره كوه و سوادكوه معروف بوده و در دوره‌ي اسلامي به قارن كوه معروف شد.

سوادكوه از بخشهاي حساس طبرستان بوده است كه از نظر سوق الجيشي بسيار مهم بوده و در اين زمينه شواهد تاريخي و روايات زيادي در تاريخ آمده است. كه مي‌توان به عنوان نمونه يورش اسكندر و گرفتاري سربازانش در جنگلها و دفاع قهرمانانه اسپهبدان باوندي از طبرستان در قبال تهاجمات قبايل ديگر اشاره كرد.

همين موقعيت جغرافيايي اعم از كوههاي استوار و جنگلهاي انبوه و دژهاي استوار (دژكولا) در سوادكوه باعث شده بود ورود اعراب تا سالها پس از هجرت نبوي به اين منطقه به تاخير افتد و اين منطقه سنگر بازماندگان ساسانيان به شمار مي‌آيد. اگر يزدگردسوم به توصيه و سفارش (باو) تن در مي‌داد و به اين منطقه از طبرستان مي‌رفت شايد آرزوي ديرپاي شاهنشاهي خاندان ساساني را براي خود و دودمان خود برآورده مي‌كرد.

لشكريان اين نواحي از خاندان و بازماندگان ساساني مقيم همين نواحي انتخاب مي‌شدند. اسپهبدان يا شاهان محلي، كوهستانها را در اختيار داشتند. اين كوهستانها در هر ناحيه‌اي بنامي مرسوم بود.

سوادكوه قسمتي از اين كوهستانها به شمار مي‌رود كه در ناحيه كوهستان بزرگ ديگري بنام قارن كوه قرار دارد.

در اين باب چند روايت وجود دارد:

1ـ اعتماد السلطنه در مرات البلدان چنين آورده است (در نقطه‌ي جنوب شرقي چرات كوهي است موسوم به (سوات) و از قرار تقرير اهالي بلد وجه تسميه اين محل به سوادكوه همين است يعني (سواته كوه) بوده است.

2ـ چنين به نظر مي‌رسد كه (سوات كوه) يا (سواد كوه) تعريف شده‌ي (سات كوه) باشد. چه جز (سات + ساد) در لحجه طبري به معني صاف / ساده همواره و گسترده مي‌باشد و به معناي ساده، پاك، يكدست و تهي از پوشش و زوايد بكار گرفته مي‌شود و هنوز هم اصطلاح (ساته كوه) در كوهپايه‌ها بين معمرين معروف است نام سوادكوه ريشه در معني همين لغت دارد.

3ـ حالت ظاهري بيشتر نقاط سوادكوه با همين مفهوم (تهي از پوشش) مطابقت دارد. زيرا فقط دامنه‌هاي شمال كوه‌ها، پوشيده از جنگلهاي انبوه است. پس مي‌توان نتيجه گرفت نخستين بار (ساته كوه) يا كوهي عاري از آرايش و تهي از پوشش يوده است. حرف ت تبديل به حرف (ال) شده و اين تبديل در فارسي متداول بوده است. كلمه‌ي ساد را هم به معني ساده يعني صحرا جائي كه صاف و همواره باشد همراه خود آورده است.

امامزاده عبدالحق زيراب

آستانه مبارك حضرت امامزاده عبدالله ملقب به عبدالحق فرزند حضرت امام موسي كاظم (ع) ولادت در سال 173 هجري قمري، متوفي بسال 205 هجري قمري بنا به روايتي كه سينه به سينه نقل گرديده، قضاوت و احقاق حقي كه بر اثر معجزات اين بزرگوار بين تعدادي از مومنين صورت گرفته و مشهورترين اين كرامات در سال 738 هجري قمري كه بين دو برادر صورت گرفت و اختلاف ريشه‌داري را حل و فصل كرد به عبدالحق ملقب و مشهور گرديده است. متوليان اوليه بقعه مطهر حضرت امامزاده عبدالحق مردان مومن و متدين به نامهاي درويش ابوطالب، درويش اسماعيل و درويش حسين اهل كنيج كلاه زيرآب سوادكوه بوده‌اند كه بناي بقعه مطهر را احداث و توليت آستانه اين بزرگوار را نسل به نسل عهده‌دار بوده‌اند.

 

وجه تسميه حضرت عبدالحق

روايت كرده‌اند دو برادر بخاطر اختلافي كه بر روي زمين شاليزاري خود پيدا كردند با هم مشاجره و اختلاف ريشه‌اي پيدا كردند به طوري كه مسئله بصورت بصورت لاينحل در آمد دليل اين اختلاف گم شدن مرزي بود كه زمين دو برادر را مشخص و تقسيم مي‌كرد. يكي از برادران با مراجعه به آستانه مباركه امامزاده عبدالحق در آنجا جهت رفع مشكل دخيل بسته، فرداي آنروز بر اثر كرامات آقا رودخانه مجاور زمين تغيير مسير داده و از وسط زمين عبور كرده بطوريكه مرز اصلي و حقيقي زمين را مشخص نمود و به يك اختلاف ريشه‌اي و قبيله‌اي پايان داد از اين ماجرا به بعد امامزاده عبدالله به عبدالحق ملقب و مشهور شد.

 

برج لاجيم

در جنوب شرقي زيراب در شرق جاده سوادكوه به قائمشهر در منطقه‌اي جنگلي و در كنار روستاي لاجيم قرار دارد. اين اثر معماري ارزشمند متعلق به قرن پنجم هجري است.

آندره گدار باستان‌شناس فرانسوي كه در سال 1933 ميلادي به بازديد برج لاجيم آمده مي‌نويسد: در داخل اين حصار چند تل است كه نشان مي‌دهد اين قلعه در واقع شهر مستحكمي است اين محل كه در قلب جنگل انبوه و دور هنگامه شهرها واقع شده است. مسلماً قرارگاه مهم يكي از سركشان يا پناهگاه استوار يكي از پادشاهان مخلوع بوده است كه به اميد بازگشت وقت مساعد در آنجا بدور از آسيب خصم در امان مي‌داشته است. شخصيت مدفون در برج (كيا ابوالخوارس شهريار) از خاندان باونديان بوده كه در فاصله سقوط سلسله باونديان اول و به قدرت رسيدن مجدد خاندان آل باوند پس از اشغال ناحيه آمل به دست قابوس وشمگير به منطقه كوهستاني لاجيم پناه برده است.

 

 

 

 

 

پل ورسك

از شاهكارهاي معماري جهان به شمار مي‌رود. راه آهن سراسري تهران ـ شمال را به هم وصل مي‌كند. اين پل در دهه اول قرن چهاردهم هجري شمسي بر روي دره ورسك در ارتفاع 110 متري از كف بنا شده است. و داراي دهانه قوسي به 16 متر است. طول كلي پل 20/73 متر است. و در زمان جنگ جهاني دوم به پل پيروزي معروف شد.

سه خط طلا

راه‌آهن معروف به سه خط طلا در سه كيلومتري بعد از آبادي ورسك به سمت گدوك در ارتفاعات شرق جاده خطوط راه‌آهن و با پلها و تونلهاي زيبا در سه خط به موازات هم مشاهده مي‌شود. اين خطوط براي كم كردن شيب و افزايش ضريب قدرت لوكوموتيوها به اين شكل بنا شده است.

درياچه شورمست

تنها درياچه طبيعي شهرستان سوادكوه كه وسعت آن 15 هزار متر مربع و عمق آن 5 متر است. اين درياچه در 5/5 كيلومتري شهر پل سفيد واقع شده است. درختان كهن‌سال و بلند قامت توسكا در اطراف آن منظره رويايي را به وجود آورده است.

 

 

 

امامزاده عباسعلي

بر قلعه كوهي كه مسلط به دهكده‌هاي ملرد و كرمان است. بنايي است با گنبدي مخروطي و مسجد كوچكي متصل به در ورودي، درختي ناشناخته در محوطه بقعه است كه مي‌گفتند درخت فلفل است.

غار اسپهبد خورشيد

اين غار در حد فاصل راه‌آهن پل سفيد و سرخ‌آباد در ناحيه دوآب وجود دارد. وجه تسميه دوآب اين است كه در اين منطقه دو رودخانه سولا و عباس‌آباد به هم پيوند مي‌خورد. غار بصورت تالار ساده و تقريباً 15 متر است. جالب‌ترين بخش غار بناهاي قسمت چپ راهرو است. كه نسبتاً سالم مانده است. و با دقت در آنها ميتوان به وضع معماري اين دژ ديمي پي برد. در كنار دهانه راهرو پلكاني است كه پس از خاكبرداري آن به يكي از شاهكارهاي ساختماني غار بر مي‌خوريم.

اين راهرو به عرض 15/1 و داراي هفت پلكان به ارتفاع 17 سانتيمتر است و پله ششم پاگرد است و از آنجا به گردش به چپ داخل بناهاي فوقاني مي‌شدند.

 

    برگرفته از سایت http://shirgahi.blogfa.com

 

 

                 بازگشت به صفحه نخست پایگاه مرکزی موسسه

 

 

 

  

  در گروپ تعطیلات عضو شوید     

عضویت در این گروپ برای همه آزاد میباشد  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 2:25  توسط موسسه گردشگری شیوار کوهستان  | 

 

لفور

 لفور یکی از دهستان‌های ششگانه شهرستان سوادکوه در استان مازندران در شمال ایران است.

این دهستان از سمت جنوب به ارتفاعات رشته‌کوه البرز، از سمت غرب به منطقه قرآن‌تالار(شهرستان بابل) و از سمت شرق به جنگل‌های منتهی به بخش زیراب و جوارم و از سمت شمال به جنگل‌های منتهی به بخش شیرگاه محدود است. دهستان لفور از29 آبادی و روستا تشکیل شده است که مهمترین روستا‌های آن عبارتند از [نفتچال]( شامل روستای نفت چال وآبادی‌های پلیکا،سیاهکلا،قاضی‌کلا، پاپک،تاشیه، سوته، تپه سر)، بورخانی، دهکلان، لفورک، گشنیان،شاهکلا،مرزیدره، پاشاکلا، میرارکلا، اسبوکلا،چاشتخوران وامام کلا، چاکسرا، حجیکلا، درزیکلا، رئیس‌کلا، رنگو، سنگ‌سی، شارقلت، عالم‌کلا،،غوزک رودبار، کالیکلا، کفاک، گالش‌کلا، لودشت، مرزی‌دره ...می باشد.براساس آخرین سرشماری عمومی کشور در سال 1375 جمعیت این منطقه قریب به بیست‌هزار نفر و مساحت آن با احتساب مناطق جنگلی ان حدود هشت‌هزار هکتار می باشد.منطقه لفور علیرغم اینکه از دیرباز منطقه محرومی بوده است ولی عموم مردم آان بسیار ساده صمیمی باسواد و بافرهنگ سنتی مخصوص بخود می باشند. دیرینگی فرهنگ این منطقه تا دو هزار و هشتصد سال پیش کشف شده است.

دهستان لفور از مجموعه دره ها و ارتفاعات تشکیل شده است که بلندترین نقطه آن بنام روستای بورخانی، 1651 متر از سط ح دریا ارتفاع دارد. حوزه ارتفاعات و دره های لفور شامل ارتفاعات منطقه امام کلا ودره مرزیدره، دره میرارکلا، دره آذز(خربمرد) ارتفاعات اسبوکلا و دره موزین را تشکیل می دهند که ارتفاع آنها از غرب به شرق و متمایل به سمت رشته کوه البرز افزایش می یابد که این دره ها و ارتفاعات به به دره ها و ارتفاعات وسو منطقه لفور را در غرب شهرستان سوادکوه پدید آورده اند که دارای جنگلهای انبوه و بسیار زیبائی می باشد. دره‌های مذکور رودخانه‌های کوچک آذررود، گتو، و بولک را ایجاد میکنند که پس از هم پیوستن به یکدیگر در پایین دست روستای مرزیدره رودخانه بابل (در زبان محلی لفور حرف ب دوم با کسره خوانده می شود- از قبل از تغییر اسم شهر بابل از بارفروش در سال 1310) را تشکیل می دهند. بابل‌رود‏ طول تقریبی 78 کیلومتر دارد که به این ترتیب از لفور سر چشمه می‌گیرد. و پس از طی این مسیر در بابلسر به دریای خزر می ریزد. به این ترتیب لفور سرچشمه بابل رود است. کمترین عرض این رودخانه 10 متر و بیشترین عرض آن 80 متر است. دبی سالانه این رودخانه در استگاه بابل 3/561 میلیون متر مکعب میب اشد که کمترین میزان آبدهی آن در ماههای تیر و مرداد است.

آثار باستانی و تاریخی

 طبق کشفیات جدید آثار و شواهدی از معماری دوران عصر آهن در کاوش های باستان شناختی محوطه سد البرز واقع در [لفور سواد کوه] مازندران کشف شد.در پی کاوش های اخیر در محوطه سد البرز که روی تپه تاریخی چاشتخوران صورت گرفت، آثار معماری از دوران عصرآهن بدست آمده است.آثار مکشوفه از این تپه تاریخی را می توان شامل پی های سنگی خانه ها، تنور و خمره ذخیره سازی مواد غذایی و همچنین قالب های سنگی و سفالی ذوب فلز عنوان کرد. بنا به گفته باستان شناسان مطالعات اولیه روی این آثار نشان می دهد که مردم این منطقه موفق به دستیابی به روش پیشرفته ای از پخت سفال در فرم های گوناگون و ذوب فلزات شده بودند.در این منطقه همچنین دو گورستان مربوط به اوایل اسلام کشف شده است که در آن اجساد به همراه تابوت های چوبی با بست های فلزی و گورهایی شناخته شده با آجر دفن شده اند.در طی سالهای 1383 و پس از آن گمانه زنی روی تپه چاشتخوران و منطقه اطراف آن برای کشف بقایای بیشتری از معماری و گورستان عصر آهن ادامه خواهد داشت.براساس گزارش سازمان میراث فرهنگی و گردشگری مازندران، سد البرز در منطقه لفور شهرستان سواد کوه در حال ساخت است که با آبگیری این سد در سال 1385 بخش های وسیعی از دهستان لفور حدود 12 روستا و تعدادی از محوطه های باستانی به زیر آب خواهد رفت.گورستان تاریخی لفورک به همراه روستای لفورک و ۱۱روستای دیگر و چندین محوطه تاریخی دوره اسلامی در منطقه سوادکوه متاسفانه با آغاز آبگیری سد البرز به زیر آب خواهد رفت. درحال حاضر نخستین فصل از بررسی های باستان شناسی در پشت سد البرز به پایان رسیده و باستان شناسان در انتظار آغاز دومین فصل این کاوشها در این منطقه هستند.گورستان لفورک در مجاورت روستای لفورک قرار گرفته است.

اسپهبد لفور:اسپهبد لفور «250 ق / 864 م» از بازماندگان خاندان قارن در این روزگار «حدود 250 ق / 864 م» با زیدیه و سپاه او هم پیمان شده بود. اسپهبد لفور ظاهراً کمک به زیدیه را بهانه‏ای کرده بود تا بدان وسیله از توسعه و بسط قدرت و نفوذ خاندان باوند که تدریجاً مایه زحمت و وحشت آنها شده بود به موقع جلوگیری نماید. به هر حال هر چند اسپهبد قارن بن شهریار باوندی در مقابل اسپهبد لفور به مقاومت برخاست، اما لشکری که سید حسن به یاری اسپهبدلفور فرستاد و ظاهراً به غیر از داوطلبان کلار، دیلمان و آمل، شامل باذوسپانان فریدون از خاندان پادوسپانان رویان هم می‏شد، موجب شکست و هزیمت اسپهبد قارن شد و خطری که از سوی این خاندان، قارنیان را تهدید می‏کرد، موقتاً برطرف شد. از عاقبت کار اسپهبد لفور پس از این واقعه اطلاع چندانی در دست نیست.

اوضاع سیاسی و اجتماعی

منطقه لفور محل سکونت مردان بزرگی بوده است که سوابق شخصیت‌های مشهور آن در دست تدوین می باشد و در‌آینده معرفی خواهند شد. ازجمله این شخصیت‌ها دانشمند بزرگ معاصر حضرت آیت الله العظمی اسماعیل صالحی مازندرانی از روستای نفت‌چال است. شرح‌حال و وزندگی‌نامه این دانشمند بزرگ و بی بدیل توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی بازنویسی ، تدوین و در ۳۶۵ صفحه و چهار فصل عرضه شده است.

جاذبه‌های مذهبی و گردشگری: در این مبحث جاذبه‌های مذهبی وگرشگری منطقه لفور معرفی می شود.

1-امام زاده گزو 2- امام زاداده سید محمد ال کیا- نفتچال 3- امام زاده ؟؟؟ امام‌کلا 4- دریاچه سد البرز 5- جنگل خربمرد جاذبه‌های مذهبی و گردشگری: در این مبحث جاذبه‌های مذهبی وگرشگری منطقه لفور معرفی می شود.

1-امام زاده گزو 2- امام زاداده سید محمد ال کیا- نفتچال 3- امام زاده امام‌کلا 4- دریاچه سد البرز 5- جنگل خربمرد ناحیه جنگلی لفور:این جنگلها در مرکز دهستان لفور و شار قلت و در مسیر محدوده اطراف سد دارای زمینه بسیار مساعد برای اجرای طرحهای گردشگری هستند. اکنون نیز علیرغم عدم برخورداری از امکانات مناسب اقامتی و پذیرائی، با وجود روستاهای زیبای بورخانی، گشنیان، نفت چال، چاکسر، اسبوکلا، گالش کلا، میرار کلا، غورک رودبار، امامکلا، کالی کلا، مرزیدره و عالم کلا به همراه چشمه سارها، رودها، انهار و مناظر بی نظیر طبیع دیگر، از بدیع ترین چشم اندازها برخوردار است و در تعطیلات سالانه گردشگران بی شماری را به خود جلب می نماید. منطقه جگلی خربمرد با مناظرطبیعی و بکر فوقالعاده آن چشم هر بیننده خیره میکند. سد البرز:سد البرز با ارتفاع 72 متر در دهستان لفور بر روی رودخانه بابل احداث شده است. این سد خاکی که تا یکسال دیگر به بهره‌برداری می‌رسد، در منطقه‌ای واقع شده است که به لحاظ تاریخی اهمیت زیادی دارد.

آداب و رسوم 

نوروز خوانی

نوروز خوانانی معمولا" پانزده روز قبل از فرا رسیدن عید نوروز شروع می شود. در مراسم نوروز‌خوانی نوروز خوانان معمولا" به داخل روستاها می آیند و با خواندن اشعار در مدح امامان ترانه های محلی، طلیعه سال نو را به آنان مژده می دهند. نوروز خوانان چند نفر هستند که یک نفر اشعار را می خواند، یک نفر ساز می زند،نفر دیگر که به آن کوله کش( بارکش ) می گویند به در خانه های مردم می رود و می خواند: بادبهارون اومده / نوروز سلطون اومده/ مژده دهید به دوستان / گل به گلستون اومده. یا اینکه همین مضامین را با عبارات بهار آمد بهار آمد خوش آمد/ علی باذولفقار آمد، خوش آمد/ نوروزتان نوروز دیگر / شما را سال نو باشد مبارک. صاحب خانه نیز با دادن پول، شیرینی ، گردو، تخم مرغ و نخود، و کشمش از آنان پذیرایی می کند.

چهارشنبه سوری

از مراسم به جامانده در ایران زمین، چهارشنبه سوری است که در پایان چهارشنبه هر سال برگزار می شود. صبح روز چهارشنبه آش ترش، درست می کنند. آشی که محتوی ترشی گوجه سبز، و اب از گیل برخی سبزی در آن می ریزند و بعد از آماده شدن بین همسایه ها پخش می کنند و در بعضی از روستاها غروب همان روز می خوانند با ارزوی شادی و خوشی برای خود و خانواده خود از روی آتش می پرند.

نوروز 

هنگام تحویل سال افراد خانواده دور سفره و یا مشابه آن هفت سین که با ظرافت و سلیقه خانم خانه چیده شده می نشینند و در حالیکه پدر خانواده دعای تحویل می خواند منتظر سال نو می شوند. در گذشته که امکانات ارتباطی مانند رادیو و تلویزیون نبود با تیراندازی یا گفتن اذان سال جدید را به همه اعلام می داشتند. بعد از این که سال نو شد کسی ( معمولا بچه‌ها) که به عنوان مادرمه (مارمه) انتخاب شده با مجمعی که در ان قرآن، آیینه، اب ، سبزه و شاخه های سبز جوان قرار دارد وارد خانه می شود چهارگوشه اتاق ها را آب می پاشد قرآن را کنار سفره هفت سین می گذارد و شاخه های تازه سبز شده و دارای شکوفه ( معمولا از درخت گوجه سبز) را به این نیت که سال سرسبز و خوش و خرمی برای خانواده باشد، جلوی در اتاق آویزان یا روی طاقچه اتاق می گذارد. دراین روز مادر خانه، غذای عید، سبزی پلو با مرغ یا گوشت درست می کند. علاوه بر آن بعضی هم غذایی به عنوان خیرات برای اموات می پزند و بین مردم پخش می کنند .

تیرماسیزده شو

جشن تیرگان که در زبان محلی به آن «تیر ماه سیزده شو» گفته می‌شود، همان جشن معروف ایرانیان باستان است که در تاریخ باستانی تبری مصادف با دوازدهم آبان ماهمی‌شود. در رابطه با تاریخچه این جشن نیز روایات مختلفی وجود دارد. برخی پیروزی کاوه بر ضحاک را مبنای جشن «تیر ماه سیزده شو» می‌دانند و برخی از مردم روستاها معتقدند که تیرگان شب تولد حضرت علی ( ع) است. ولي برخي نيز معتقدند كه جشن تیر ماه سیزه شو یکی از کهن ترین جشن ایرانیان و مردم استان مازندران می باشد وارتباطی به تولد حضرت علی ( ع) یا اسلام ندارد. این جشن در تاریخ پیش از اسلام در ایران بزرگ وجود داشته است! (با سپاس از دبير محترمي كه اين تذكر را داده است. - اصغري) تیرماسیزده شو به «لال انه شو» هم معروف است با برپایی آیین‌های ویژه و آماده کردن خوراکی‌های سیزده‌گانه جشن گرفته می‌شود. در گذشته و هنوز در بعضی از روستاها مردم لفور در این شب همه خانواده کنار هم جمع می‌شوند و تا پاسی از شب به خوردن تنقلات و گوش دادن به قصه و افسانه‌های بزرگ‌ترها سپری می شود، در گذشته در غروب روز سیزده جوانان هم با در دست داشتن] چند ترکه‌ای بلند با کیسه‌ای به انتهای آن بسته شده است، همراه کودکان به در خانه‌ها رفته و با سر و صدا و کوبیدن چوب به درخانه‌ها و لال‌بازی و گاهی همراه با خواندن این شعر /لال انه ، لال انه ، آبی قدکدار انه ، پار بورده امسال انه ،از صاحب خانه تقاضای هدیه می‌کنند. ، و صاحبخانه هم اغلب به آنها پول، میوه و شیرینی می‌دهد.در این شب افزون بر خوراک‌هایی که مناسب مهمانی است بنابر رسم هر محل خوراکی‌هایی ویژه‌ای نیز تدارک دیده می‌شود. بعضی هم برای این جشن خوراکی‌هایی تهیه می‌کرنند که به لهجه محلی به آن «خاچی» گوفتند. و عبارت بود از از انواع شیرینی‌ها که در خانه تهیه می‌شود وشیریـنی دستی به نام «پتو بزه نون» و شیریـنی دیگری به نام کماج « گردو و سنجد و شیرینی و میوه و چای را روی کرسی می‌گذارند و افراد خانواده دور آن جمع می‌شوند. . شگون چوب خوردن از لال نیز از دیگر مراسم مخصوص این جشن است. به گونه‌ای که در برخی از شهرها این مراسم به «لال شو» معروف است. در این شب شخصی با لباس مبدل، دستمالی به سر بسته و صورتش را سیاه می کند و مانند لال‌ها با کسی حرف نمی‌زند. این شخص که او را لال، لال مار و لال شیش می‌گویندبا همراهی چند نفر وارد خانه‌های محل می‌شود و با چوب و ترکه‌ای که در دست دارد، ضربه‌ای به ساکنان خانه می‌زند. مازندرانی‌ها آمدن لال را به خانه و کاشانه خود به فال نیک می‌گیرند و باور دارند که «لال»هر کس را بزند تا سال دیگر مریض نمی‌شود. به گفته دکتر روح ‌الامینی در ادبـیات قرن‌های چهارم و پنجم، نمونه‌های زیادی را می‌توان یافت که نشان از بودن تیرماه در فصل خزان دارند. استاد دکتر صادق کیا نیز درباره محاسبه ماه های سال بر پایه گاه‌شماری فرس قدیم در مازندران     ) تبرستان ) می‌نویسد :«اکنون نوروز آنان (مازندرانی‌ها) در نیمه دوم " اونه ماه " (آبان ماه)، و تیرماه آنان در پایـیز است تیرگان را در پایـیز جشن می‌گیرند.

جشن تیرماه سیزه شو، که در کتاب شرح بـیست باب ملا مظفر، از آن به نام نوروز تبری یاد شده، در گذشته در شهرهای سواد کوه، سنگسر، شهمیرزاد، فیروزکوه، دماوند، بهشر، دامغان، ماها، ساری، بابل، آمل، نوشهر، شهسوار و طالقان برگزار می‌شده است و هم‌اکنون نیز در کندلوس و دیگر شهرهای مازندران جشن گرفته می‌شود.

 

این مطالب از سایت های معتبر استانی وکشوری جمع آوری شده است که در تاریخ يکشنبه نوزدهم شهريور 1385 لیست یک سری از آنها آورده شده

** قابل توجه رهگزر **

 

  بازگشت به صفحه نخست پایگاه مرکزی موسسه

 

 

 

 

  

  در گروپ تعطیلات عضو شوید     

عضویت در این گروپ برای همه آزاد میباشد

اعضای محترم عضو در موسسه تنها با تماس تلفنی با شماره ۰۹۱۹۲۱۲۰۵۲۴  و ایجاد هماهنگی قبلی و ارایه آی دی خود به صورت اس ام اس میتوانند در گروپ شیوار ۸۱ عضو شوید

لطفاْ جهت برخورداری مختص اعضاء  از مزایای عضویت در موسسه شیوار با ما در این زمینه همکاری نمایید تا بتوانیم خدماتی را که ویژه اعضا است را در اینجا ارایه کنیم

 

گروپ شیوار 81

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 2:20  توسط موسسه گردشگری شیوار کوهستان  | 

 

قلعه کنگلو

 

مقدمه

در کیلو متر 10 جاده دو آب – ورسک سوادکوه در سمت چپ جاده ای است فرعی که به طول 14 کیلو متر که از خطیر کوه آغاز و به دو راهی روستای چاشم – کنگلو منتهی می شود. قسمت های اولیه جاده آسفالته و بقیه خاکی است. در سمت چپ با عبور از پل سیمانی جدید الاحداث را پر پیچ و خم و صعب العبور روستای کنگلو ( کنگله لی = زنبور ) منشعب    می شود که طول آن 16 کیلو متر است . در فاصله یک کیلومتری جنوب این روستا در ارتفاعی پایین تر ، قلعه کنگلو قرار دارد  که به تعبیر استاد دکتر منوچهر ستوده به دو بازوی گشوده ای می ماند که واردین را به خود می خواند.از دید من چون عقابی است سرخ گون با بال های گسترده که از آشیان خود محافظت می کند.

 

موقعیت قلعه

قلعه با مساحتی حدود 3000 متر بر فراز تپه ای مخروطی و منفرد به صورت شمالی – جنوبی بنا شده است .ارتفاع این تپه در سمت شمال نسبت به دامنه خود با شیب 40 درجه حدود 100 متر و از جنوب با شیب 90 درجه و گاهی با شیب منفی منتهی به دره ای می شود که عمق آن حدود 350 متر است . از ضلع جنوبی قلعه به سبب اشرافی که بر کیلومتر ها چشم انداز خود دارد می توان منطقه را کنترل کرد. این دره راه صغب العبوری به شهمیرزاد سمنان دارد. از این رو می توان پذیرفت که قلعه از موقعیت استراتژیک حساسی برخوردار بوده است. روبروی همین ضلع ، آن سوی دره ، کوه قدمگاه باارتفاعی حدود 1000 متر قد برافراشته که به صورت دیواره ای طبیعی ، منطقه را دربر گرفته است و حراست می کرد. دو سوی دیگر قلعه هم با شیب تند به دامنه های خود منتهی می شود.

 

معماری قلعه

از آنجا که در ملات پوشش بنا و سنگ چین ها از خرده سنگ های املاح دار به رنگ قرمز و سنگ هایی که اکسید آهن دارند همواره با گچ استفاده شده است ، رنگ قلعه به قرمز آجری نزدیک است. کل بنا ازملات گچ و لاشه سنگ های ابعاد نیافته و الوار و تیر های چوبی بنا شده است . نمای ارگ به سمت شمال و راه ورود به آن هم در همین سمت واقع شده است . از قلعه دو بازو برجای مانده است.

 

حصارها

از دیوار شمالی – جنوبی قلعه چیزی باقی نمانده است. اما در سمت شرق دیواری به طول 30/2 متر و به ارتفاع 60 سانتی متر و قطر یک متر از تطاول زمان مسون مانده است. ضلع جنوبی هم به سبب ختم شدن به دره نیازی به دیوار نداشت. بنای ارگ از سمت شمال ک ورودی در پایین و دو پنجره بر روی هم در سطوح بالاتر دارد که کلا ساختمانی دو طبقه را تجسم می کند.

 

برج ها

قطر برج ها در پایین 5 متر و در بالا 4 متر و ارتفاع آنها در حال حاضر 6 متر است. طول دیواره های دو طرف ورودی ارگ منتهی به برج ها هر یک 19 متر و ارتفاع آن هم سطح برج ها یعنی 6 متر و قطر 40/1 متر است. چون     دیواره های طرف ارگ و برج ها در شیب ملایم تپه احداث گردیده اند حالت افتاده آنها در دو سوی ، منظزه بدیعی را پدید آورده است.

 

ملات پوشش بنا

ضخامت ملات کشیده شده بر روی دیواره و برج ها در بعضی از قسمت ها تا حدود 7 سانتی متر هم می رسد ، به نحوی که سطح بیرونی با قی مانده صاف و یک دست است . معمار هر بار توانسته است سطحی به ابعاد حدود 70*50 سانتی متر را بپو شاند . مرز این ملات ها خطوط قابل رویتی را به وجود آورده که از مقاومت اندود کاسته و در نتیجه یکی از موجبات فرو ریختگی پوشش را فراهم ساخته است . سنگینی دو برج تو پر طرفین ارگ به استایی و دفع رانش بنای دیوار ها و ارگ کمک کرده است . از ارتفاع دیوار نیم دایره پیش آمده ورودی ارگ که

 

اتاق های داخل قلعه را بر گرفته ، فعلا حدود 10 متر بر جای مانده است. طول نیم دایره ورودی ،15 متر است.راه ورود به این قلعه دو مدخل به شرح زیر است:

الف) مدخل واقع درنیم دایره پیش آمده بنای ارگ متمایل به سمت چپ:این ورودی دارای قوس چیله تند ( بیضوی ساسانی ) به ارتفاع 2 متر و ارض 1 متر و ضخامت 190 متر است که در انتهای آن براثر فروریختگی بنای فوقانی مسدود شده و راهی به ارگ نمی برد.

 

ب ) مدخل واقع در دیواره سمت راست چسبیده به ارگ:

این ورودی نیز قوس بیضوی ساسانی دارد.پایه سمت چپ آن دیوار ارگ و پایه دیگر ابتدای دیوار سمت راست قلعه است. زیر قوس با استفاده از قالب بندی و به کمک پنجه و دست و با پوشش گچ اندود و صاف شده است . در دو طرف دیوار پایه قوس دو حفره که احتمالا محل قرار گرفتن بازوی چهار چوب در بوده است مشاهده می شود. ارتفاع این ورودی به حیاط قلعه راه یابد.   

 

بنای ارگ

در سمت شرق ورودی (ب) دیوار اصلی ارگ به صورت بیضی ناقص به انضمام پیش آمدگی جلوی ارگ روی هم رفته بیضی کاملی را تشکیل می داد. از این دیوار مدور 25 متری ارگ 12 متر باقی مانده که رو به غرب دارد . از ارتفاع آن در حال حاضر بین 4 تا 7 متر باقی مانده است . بر روی این دیوار به فاصله 30 سانتی متر از ورودی و به ارتفاع 25/2 متر از سطح زمین پنجره ای با طاق تخت و به ارتفاع یک متر و عرض 65 سانتی متر و عمق فعلی 15/2 متر احداث گردیده است. در حال حاضر دو تیر چوبی دیگر به خوبی نمایان است . پوشش دیوار دو طرف پنجره و کف ملات گچ است. در حال حاضر انتهای پنجره به علت ریزش مسدود است .

به فاصله دو متر از این پنجره ، در قسمت پایین دیوار ارگ ، حفره ای تعبیه شده است که مقطع بیرونی آن 25*27 سانتی متر و امتداد آن دیوار ارگ به طرف شرق تا حدود 3 متر مشخص است . این حفره در سنگ پای دیوار ارگ کنده شده و کاربرد آن به طور قطع معلوم نشد. احتمالا نوعی نور گیر یا هوا کش یا مسیر انتقال آب بوده است.

ارگ را به سمت شرق دور می زنیم. بنایی مشاهده می شود که در پلانی بیضی شکل قرار گرفته و از دید جنوب بخشی از بنای دو طبقه آن در حال حاضر بر جای مانده است . ابعاد این بنا از شمال به جنوب 20/11 متر  و از شرق به غرب 10/10 متر است . ضخامت دیوار جنوبی بازمانده ارگ از داخل بنا 50/3 متر و از بیرون ارگ 50/7 متر است .

دو دیوار شمالی – جنوبی به قطر یک متر اتاقی مستطیل شکل را در وسط ارگ و در فضای نیم دایره را در شرق و غرب به عرض 70/2 متر به صورت قرینه تشکیل می دهد . عرض اتاق وسط 15/4 متر است اما طول آن به علت تخریب دیوار جنوبی مشخص نیست  ولی تا دیوار ارگ در جنوب 10/11 متر فاصله دارد.در هر يك از دیواره های عمارت دو طبقه ارگ ، دو قوس چیله به شکل طاق نما از خانواده قوس های ساسانی که یاد آور بنای طاق بستان و طاق کسری است ، ساخته شده است . قوس طاق طبقه اول در حال حاضر به ارتفاع 40/2 متر و دهانه آن 3 متر و عمق آن 45/1 متر است . این طاق نما به دیوار پشت خود متصل نیست و 15 سانتی متر با آن فاصله دارد .آثار دود زدگی در این شکاف به چشم می خورد . در آن از کلاف چوبی استفاده شده بود که در اثر آتش سوزی از میان رفته است .

« زمر شیدی » در کتاب «طاق و قوس در معماری ایران » قوس های بیضوی ساسانی را چنین توصیف نموده است:«قوس های بیضوی ساسانی یا نظایر آن همچون قوس چیله،هلوچین و تخم مرغی،تحول یافته قوس های سهمی می باشند که قدمت طولانی دارند . در قوس سهمی ستونی وجود ندارد و پوشش قوس به حالت رج چینی از اولین رج هم سطح با زمین آغاز می شود و با پیش آمدگی هر رج طول دهنه کاهش می یابد . به علت فرم این قوس مقاومت آن بسیار زیاد است و به ندرت دچار شکستگی و ریزش می شود. قوس های سهمی را می توان قدیمی ترین قوس هایی دانست که در ایران عهد باستان ساخته شده است. در کاوش های «هفت تپه» خوزستان و ارامگاه های ایلامی چغازنبیل و بناهای عهد ساسانی قوس سهمی مشاهده شده است. در معماری شیوه پارتی قوس های سهمی به قوس های بضوی ساسانی تحول یافته است که دارای ستون می باشند ».

تنها قسمت هایی که از ارگ به شکل مسقف باقی مانده طاق های دیوار شمالی است که به شیوه قوس چیله بنا شده اند. ستون قوس قلعه در طبقه دوم در حال حاضر یک متر ارتفاع دارد و شیب قوس از بالای آن به تدریج شروع می شود . فاصله ستون ها با دیوار شمالی – جنوبی 60 سانتی متر است . البته این ستون به پشت

         

 

 دیوار شمالی – جنوبی و فضای نیم دایره ادامه می یابد و در نتیجه پایۀ بسیا محکمی را تشکیل می دهد .

آثار قالب بندی در زیر پوشش گچی قوس به خوبی مشاهده می شود . معمار با اندود گچ نا همواری سطح بيرونى را هموار كرده است . در نماو جلوی قوس يك نوار به پهناى  18 سانتیمتر و عمق 5 سانتى متر به فرم مقعر لبه طاق نما را مزين كرده است .در وسط ديوار پشت طاق نما، پنجره اى تعبيه شده كه كف آن از كف فعلى اتاق يك متر فاصله دارد. عرض و ارتفاع پنجره به ترتيب 55سانتى متر و 2متر است .

اين پنجره نيز در بالا دارای قوس بيضوی است . سقف طاق طبقه اول كه كف اتاق طبقه دوم نيز هست ، حداقل يك متر ضخامت دارد و روى آن به عنوان كف طبقه دوم تسطيح شده بود. نظير همين قوس در طبقه دوم هم ديده مى شود.                 دهانه آن  29ا3متر و ارتفاع أن 3متر است . در دو طرف ستون هاى قوس قسمتى از دو كنده چوبى ابعاد يافته  در اندازه 2*20سانتى متر نمايان است . اين كنده هنوز در مقابل تفييرات جوى و حشرات سالم مانده  است . غلامحسين معماريان در مورد خواص چوب و كاربرد آن در معمارى و سازه هاى طاقى مى نويسد: «چوب به عنوان يک عنصر كمكى در مورد مسايل ايستاى كه احيانأ سازه های طاقى در پيش خواهند  داشت در معماری مورد استفاده قرار گرفته است . از مقاومت كششی چوب در سازه هاى طاقى مثل  قوس طاق و گنبد براى رفع مشكل رانش استفاده شده است و كاربرد آن از زمان ساسانيان معمول بوده است . در كاخ تيسفون اين راه حل به كار رفته و در معمارى اسلامی ايران نيز اين شيوه متداول بوده است . »*

لبه قوس طبقه فوقانی هم مانند طبقه پایین قالب بندی و تزیین شده است . با این تفاوت که امتداد قوس ها از دو طرف کاملا در  راستای دیوارهای پایه خود نیست و  سانتی متر پیش آمدگی دارد . دیوار مقابل بر عکس طبقه پایین به قوس متصل است و اثر قالب بندی برای اندود گچ در زیر قوس به خوبی دیده می شود .

 

 

* نیارش سازه های طا قی  در معماری اسلامی ایران "غلام حسین معماریان " ص 19

 

در سمت راست پایه داخلی طاق ، طاقچه ای با قوس بیضی شکل به تقلید از قوس و طاق بزرگ طبقه دوم تعبیه شده است که سقف آن نسبت به ديواره های پایه خود از هر طرف 5 سانتی متر پیش آمدگی دارد . این تقلید و تشابه برای رعایت هماهنگی اعمال سده است . ارتتفاع و عرض طاقچه 50 سانتی متر و عمق آن 60 سانتی متر است . در کف طاقچه به فاصله 20 سانتیمتری از لبه آن کف چینی پله مانندی به ارتفاع 20سانتی متر ساخته اند . که قسمتهایی از آن تخریب شده است . قرینه این طاقچه در داخل پایه دیگر قوس نیز ایجاد شده بود که متاسفانه از بین رفته ولی قسمتی از اثر و داغ آن بر پایه قابل رویت است .

 

 دیوار مقابل قوس هم پنجره ای دارد که به تقلید از قوس های طبقه دوم نسبت به دیواره های طرفین خود 3 سانتی متر پیش آمدگی دارد . ارتفاع و عمق پنجره هر کدام یک متر و عرض آن 40 سانتی متر  است .این پنجره از کف اتاق 60/1 متر ارتفاع دارد .

و...

حجم عضیم لاشه سنگ هایی که در داخل اتاق ریخته و تقریبا اتاق های طبقه اول را پر کرده است ، و نیز پلان بیضی شکل بنا ، این احتمال را قوت می بخشد که سقف اصلی ارگ گنبدی شکل بوده باشد . نزدیک ترین پلانی که تا حدی قابل مقایسه با قلعه کنگلو است قسمتی از ارگ قلعه دختر فارس است که در زمان ساسانیان احداث شده است .

مطلب دیگر اینکه دیوار شرقی در قسمت اتصال به ارگ با گذشت زمان آسیب دیده و شکاف برداشته است و در این شکاف ها اندودنمای بیرون ارگ به خوبی دیده می شود که ارگ را دور می زند و این احتمال را پیش می آورد که این دیوار برای بار دوم ساخته شده باشد زیرا پفت و بستی با دیوار بنای ارگ ندارد. دیوار طبقه دوم ارگ نیز شکاف برداشته و به سمت بیرون قلعه متمایل شده است و امکان سقوط آن می رود.  

 

سیستم آب رسانی

در سطح قلعه هیچ اثری از احداث حوض یا آب انبار و نیز بازمانده ای از تنبوشه گذاری دیده نمی شود . فقط قسمتی از بدنه ای از ظرف خمره ای در این منکان یافته شد که احیانا نمونه ای از ظروف نگهداری آب می باشد.

 

سفال های قلعه

به علت شیب محوطه قلعه و تخریب سطح سخره ای آن به مرور زمان ، در سطح قلعه سفال زیادی باقی نمانده است و شاید بتوان گفت که از شیب تند به عمق دره ریخته شده باشد.

تنها تعدادی از سفال قرمز رنگ مربوط به بدنه ظرف با تزیینات شانه ای و موجی بدست آمد . روی بدنه این سفال ها نوار های پهنی دیده می شود که با ابزار صیقل و داغ دار و نوعی تزیین نواری قرمز رنگ به وجود آمده است .

دو لبه ظرف سفالين نيز به دست آمد كه يكى از آنها لبه ای ساده و متمایل به داخل دارد و ضخامت لبه پشت ماهى شده ظرف بيشتر از بدنه است . همچنين لبه او از ظرفى ديگر پیدا پیداشد که زاویه 90 درجه به بيرون دارد و انتهاى آن كمى به طرف بالا متمايل است . قدمت تمام پاره سفال ها به دوره اسلامی باز می گردد و ضخامت بيشتر آن ها تا یک سانتیمتر می رسد. ظروف بزرگ تروضخیم تر احتمالا  جهت نگه دارى آذوقه و آب مورد استفاده قرار مى گرفت . بدنه يک خمره نيز به دست آمد که از بيرون تزیینات نامنظم شانه ای دارد و سطح داخلى آن با رسوبات و جرم ناشی از نگه دارى مایعات به رنگ سفيد درآمده است .

در مسير شمالى ورود به قلعه و به فاصله 300متری آن ، تعداد فراوانى تكه هاى سفال ديده مى شود. تعداد زياد پاره سفال های اين محل گواه و نشان از مردمانى است كه زمانى در جوار قلعه ساكن بودند و در مواقع خطر به داخل آن پناه مى بردند.

در ميان پاره سفال هاى قرمز، تكه هاى ظروف لعاب دار نيز به حشم مى خورد. یک تكه لبه متصل به دسته يافت شد كه به رنگ قرمز و فاقد لعاب است و دسته آن به شكل عمودی به ابتدای لبه متصل و لبه ظرف به شكل افقى به بيرون متمايل است .

لبه اى به شكل لبۀ ظروف اشكانى _ ساسانى به رنگ قهوه ای قرمز نيز يافت شد،كه شيارهايى در بالاى لبۀ پهن آن ايجاد شده است . داخل لبه و بيرون ظروف صيقلی شده است .

سفال های لعاب دار با رمينه سفيد و نقوش قهوه ای و سبز به شكل زنجيرى و گياهى نيز به دست آمد. اين ظروف فقط از داخل لعاب داده شده اند. مى توان گفت به اقتضاى كاربرد آن ، هنرمند سفال گر فقط داخل ظروف را لعاب داده است .

پاره سفالى مربوط به پايه ظرف نيز ديده شد كه هم از داخل و هم ار بيرون لعاب سبز رنگ دارد.

قدمت اين پاره سفال ها به قرون دوم تا هفتم هـ ق بر مى گردد. در ميان پاره سفال هاى پراكنده  قطعه اى از لبه ظرفى بسيار اررشمند يافت شد كه ار داخل لعاب كرم رنگ دارد و بر روى آن با خط كوفى كلمه الله  نگاشته شده است . خط بين چهار نوار شيارى باريک محصور و خط و نوارها به رنگ قهوه اى سوخته است. پشت و لبه سفال به پهناى سه سانتىمتر لعاب دارد. لعاب قهوه ای سوخته آن به شكل دايره اى در سر يک خط پهن ترسيم شده است . زير اين نقوش ، نوارى به بهنای يک سانتى متر به رنگ سفيد ديده مى شود. قدمت اين پاره سفال به قرن دوم ( هـ . ق ) باز مى گردد.

 

قدمت قلعه

با توجه به وضعيت معمارى و نئناسایی سفال ها، مى شود احتمال دادكه اين قلعه در دوره ساسانى يا اوايل عهد اسلامى، به تقليد از شيوه معماری دوره ساسانى بنا شده امت . هرحند اثبات اين مطلب نيار به بررسى وكاوش بيشتر دارد.

 

 

  بازگشت به صفحه نخست پایگاه مرکزی موسسه

 

 

 

 

  

  در گروپ تعطیلات عضو شوید     

عضویت در این گروپ برای همه آزاد میباشد

اعضای محترم عضو در موسسه تنها با تماس تلفنی با شماره ۰۹۱۹۲۱۲۰۵۲۴  و ایجاد هماهنگی قبلی و ارایه آی دی خود به صورت اس ام اس میتوانند در گروپ شیوار ۸۱ عضو شوید

لطفاْ جهت برخورداری مختص اعضاء  از مزایای عضویت در موسسه شیوار با ما در این زمینه همکاری نمایید تا بتوانیم خدماتی را که ویژه اعضا است را در اینجا ارایه کنیم

 

گروپ شیوار 81

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 2:18  توسط موسسه گردشگری شیوار کوهستان  | 

 

 

  بازگشت به صفحه نخست پایگاه مرکزی موسسه

 

 

 

 

  

  در گروپ تعطیلات عضو شوید     

عضویت در این گروپ برای همه آزاد میباشد

اعضای محترم عضو در موسسه تنها با تماس تلفنی با شماره ۰۹۱۹۲۱۲۰۵۲۴  و ایجاد هماهنگی قبلی و ارایه آی دی خود به صورت اس ام اس میتوانند در گروپ شیوار ۸۱ عضو شوید

لطفاْ جهت برخورداری مختص اعضاء  از مزایای عضویت در موسسه شیوار با ما در این زمینه همکاری نمایید تا بتوانیم خدماتی را که ویژه اعضا است را در اینجا ارایه کنیم

 

گروپ شیوار 81

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 2:12  توسط موسسه گردشگری شیوار کوهستان  | 

 

دوستان گرانقدر این متن از یک منبع اینترنتی دیگر برداشت شده است از آنجایی که ایشان مدتی مدیر عامل شرکت توسعه گردشگری ایران بودند و همینطور استاد دانشگاه اشخاص زیادی این صفحه را میخوانند لازم شد بگویم بسیاری از خوانندگان با خشم و غضب و بدگویی از ایشان نظر خود را نوشته اند به همین جهت خواهشمند است قبل از این که این متن را بخوانید این را بدانید که این متن یک نقل و قول است و مدیریت این بلاگ هیچ آشنایی با ایشان ندارد . امید است که با آگاهی به این امر این مطلب را خوانده و استفاده لازم را ببرید

دكتر علي اصغرجهانگيري متولد اسفندماه سال 1325 در روستاي كندلوس از توابع كجور است.وي پس از اتمام دوران تحصيلات ابتدايي و متوسطه در ايران راهي آمريكا مي‌شود و در ايالت تگزاس در رشته حفاري چاه نفت ادامه تحصيل مي‌دهد و در كمپاني بايرون جكسون به فعاليت مي‌پردازد.

 پس از تحصيل به ايران بازمي‌گردد و به دليل پذيرفته‌شدن در بورس سازمان‌ملل متحد در دانشکده وين در رشته پلمير و الياف مصنوعي تحصيل خود را آغاز مي‌كند.

دكتر جهانگيري زماني كه به ايران بازمي‌گردد در كارخانجات سيمان تهران مشغول به كار مي‌شود و همزمان با كار در كنكور دانشگاه پلي‌تكنيك پذيرفته مي‌شود و كارشناسي ارشد مهندسي نساجي مدرك تحصيلي بعدي اوست.

وي به مدت ده سال مديريت شرکت توليددارو را به عهده مي‌گيرد و همزمان با وقوع انقلاب، كارخانه هگزان كه توليدكننده محصولات شوينده و بهداشتي بود را تاسيس مي‌كند.

 همزمان مجتمع كشاورزي كندلوس را هم احداث مي‌ کند با اين هدف كه بتواند براي منطقه محروم و دورافتاده كندلوس كاري انجام دهد.

 ثبت موسسه فرهنگي و خيريه نيز از پروژه‌هايي بود كه همزمان با هگزان و مجتمع كشاورزي كندلوس انجام ‌داد. دكتر جهانگيري در زمان جنگ به دانشكده لندن مي‌رود و موفق به اخذ مدرك PhD از دانشگاه North field در رشته جامعه‌شناسي مي‌شود.

-------------------------------------

 زندگي و تحصيل در تگزاس چطور بود؟

 زندگي در آمريكا انسان را بيشتر رنج مي‌دهد زماني كه مشاهده مي‌كند ملتي با تاريخ درخشان چندهزار ساله با اين همه نعمات و ويژگيهايي كه خداوند به اين سرزمين عطا فرموده در مقابل سرزميني با 200 سال قدمت و يك عمر گاوچراني به درجه‌اي از پيشرفت و تعالي تكنولوژي و علم دست يافته‌اند، عقب مانده و رشد چنداني نداشته است، متاثر مي‌شود.

 به همين دليل تحمل آن فضا برايم دشوار بود و عليرغم برخورداري از شغل و موقعيت مناسب در آمريكا، راهي كشورم شدم. آمريكا با تمام زيبايي‌هاي ظاهري بدليل اينكه از احساس و عواطف تهي است برايم دلپذير نبود.

بنظرم افرادي هم كه تبليغات زندگي در خارج را مي‌كنند اگر درونشان را به دقت بررسي كنيد متوجه خواهيد شد كه آنان نيز تفكر مشابه من را دارند و جبر زمان و مسائلي باعث شده كه اين سرزمين را براي اقامت انتخاب كنند.

در حال حاضر هنوز شركت‌ هگزان را در اختيار داريد؟

به دليل اينكه مي‌خواستم فعاليتهاي فرهنگي خود را توسعه دهم و زمان چنداني در اختيار نداشتم شركت هگزان را با شركت سرمايه‌گذاري پتروشيمي شريك شدم. متاسفانه وجود مديريتهاي دولتي و جناح بنديهايي كه در اين تشكيلات وجود داشت كمتر از يك سال باعث تعطيلي هگزان شد و هنوز هم كشمكش‌هاي آن برايم باقي مانده است.

در ايران و خارج از كشور سمت‌هاي مختلفي داشتيد و اين نشان مي‌دهد نياز مالي برايتان مطرح نبوده است كه از تمام آنها دست كشيديد و در ايران كسب و كار را براي خود شروع كرديد؟

بله بنده در 25 سالگي مديرعامل توليد دارو شدم حتي بعضي اوقات خجالت مي‌كشيدم به 300 نفر پرسنل كه اكثرا با 20 سال سابقه كار بودند، مديريت كنم! به دليل عشق به ايران به دنبال راهي بودم كه دينم را نسبت به آن ادا كنم لذا يك منطقه محروم از كشور را انتخاب كردم و به وزارت كشور نامه‌اي ارسال و جريان را توضيح دادم در پاسخ نامه برايم نوشتند كه در جغرافياي ايران چنين منطقه‌اي وجود ندارد. به من برخورد كه حتي وزارت كشورهم از وجود اين منطقه آگاه نيست.

ابتدا فكر كردم كه چگونه مي‌توانم فقر را در اين منطقه ريشه‌كن سازم لذا به توزيع قند، چاي و ساير مايحتاج زندگي پرداختم اما متوجه شدم بايد ماهيگيري را به مردم ياد دهم نه ماهي خوردن را! در اين سرزمين چيزي وجود نداشت جز يك طبيعت منحصربه فرد و چشم‌نواز.

 لذا به مطالعه گياهان آن منطقه پرداختم و ياد گرفتم چگونه طبيعت را به خدمت بگيرم سپس اقدام به راه‌اندازي لابراتوار و مدرسه كردم. به دانش‌آموزان آموختم گياهان دشت‌ها را بچينند و به لابراتوار بفروشند تا هزينه تحصيل خود را هم از اين طريق تامين نمايند. به اين ترتيب 184 نفر از 30 روستا مشغول تحصيل و كار شدند و هزينه‌هاي تحصيل خود را هم از طريق چيدن گياهان تامين مي‌كردند.

اين كارخانه يكصد فرآورده توليد مي‌كند و به اكثر كشورهاي دنيا صادر مي‌کند. من 250 گونه گياه را از سراسر دنيا جمع‌آوري كرده‌ام و به ايران آورده‌ام و همان برايم پشتوانه‌اي شد كه اهداف عمراني‌ام را ادامه دهم.

به 66 روستا برق‌رساني كردم، مخابرات،‌درمانگاه، مدرسه، موزه،‌ رستوران، پارك، فروشگاه و به طور كلي آنچه كه در زندگي امروز بشر ضرورت دارد در اين منطقه ايجاد كردم. من هيچ پشتوانه‌ مالي يا ميراث هنگفتي براي انجام اين امور در اختيارنداشتم هيچ ارتباطات نفوذي هم در سيستم‌هاي دولتي نداشتم بلكه فردي آزاد و مستقل و مفتخر به روستايي بودن هستم.

 با تلاش شبانه روزي تمام فعاليت‌هايي كه اشاره كردم تحقق يافت و هنوزهم مسير را ادامه مي‌دهم. در حال حاضر كارشناس برنامه‌ علم و زندگي و نيز برنامه روزنه‌ها را در راديو، انتشار آثاري در زمينه‌هاي گوناگون علمي و فرهنگي، بازسازي و اجراي بيش از 20 ملودي موسيقي سنتي، احداث و اهداي موزه كندلوس، تحقيق و توليد بيش از يكصد محصول توليدي از منشا طبيعت، تهيه مقالات گوناگون در زمينه‌هاي شوينده‌ها، محيط‌زيست، توليد انسانهاي طبيعي، تكنولوژي ساخت دارو از طبيعت، برگزاري سمينارهاي مرتبط و همكاري با دانشگاه‌ها و صنايع پتروشيمي به منظور ارائه طرحهاي كوچك و بزرگ اشتغالزايي تحت عنوان بانك اشتغال،‌ تهيه و پيشنهاد پروژه‌هاي ايجاد باغ بوتانيك و نيز برپايي دهكده تاريخ جهت معرفي آئين‌ها و سنتهاي اجتماعي كشور پيش از حمله مغول به ايران نيز از ساير فعاليتهايم است.

چگونه كار در گياهان دارويي را انتخاب كرديد؟آيا هنگام شروع از اين فعاليت نيازسنجي صورت داديد كه سودآور است يا خير؟ متاسفانه زماني كه از گياهان دارويي صحبت به ميان مي‌آيد فورا جوشانده و دم كرده گياهان و بيماري به ذهن مي‌رسد در صورتيكه اين امر بخش بسيار كوچكي از گياهان است.

 امروزه گياهان در 75 هزار فرآورده آرايشي، بهداشتي، غذايي، صنعتي و... حضور دارند و به زودي دنيا به سمت آنها باز خواهد گشت زيرا مواد شيمايي عوارض نامطلوب و سود خود را بروز داده‌اند پس به سمت استفاده از گياهان بازخواهيم گشت اما علمي‌تر و اصولي‌تر از گذشته.

 گياهان دارويي يا گياهاني كه مصارف صنعتي دارند از كشت بسيار ارزاني برخوردار مي‌باشند نيازي نيست كه هرساله كاشت شوند و به شخم، كود و سم ساليانه نياز ندارند. قيمتش هم حداقل 10 برابر كشت هاي سنتي است در واقع توليد آن دوبرابر ارزانتر و فروشش 10 برابر گرانتر مي‌باشد.

 اين يك ويژگي اقتصادي فوق‌العاده ارزشمند محسوب مي‌شود. نكته جالب اين است كه هركدام از اين گياهان مي‌توانند زيرمجموعه‌اي براي فرآوري مهيا كنند و صدها كارگاه كوچك و اشتغال چندين نفر را موجب گردد براي بازارهاي جهاني هم به دليل اينكه نصف كره زمين فاقد گياه است و با كارگر روزي 60 دلار، انرژي گالني 3 دلار، هزينه‌هاي بالاي گمرك و ماليات و... اصلا توجيه اقتصادي ندارد كه اقدام به كشت اين محصول را نمايند لذا نياز خود را از كشورهائي مانند هند، مراكش، چين و... تامين مي‌‌كنند كه متاسفانه ايران در جدول جايگاهي ندارد.

از كشورهاي جهان سوم اين محصولات را خريداري مي‌كنند زيرا توليد آنها براي خودشان بسيار گران تمام مي‌شود. گياهان دارويي تنها محصولي است كه دست دنيا جهت خريد آن به سمت ما دراز است آنها ناچارند خريدار و مشتري محصولات ما باشند در منطقه محرومي كه هيچ اميدي نبود توجه و توسعه گياهان بسيار حائز اهميت تلقي شد. از اين طريق تعداد زيادي از بيكاران نااميد داراي شغل شدند.

تفاوت گياهان وحشي و گياهان ژنتيك در ماده موثرآنان است كه در گياهان، ژنتيك چندبرابر مورد تقويت قرار گرفته‌اند. مثلا اگر گياه مريم گلي را در لابراتوار استخراج كنيد حدود 7/5 درصد متيل سالي سيلات از آن گرفته مي‌شود در صورتيكه گياه ژنتيك آن 6/3 درصدمتيل سالي سيالات دارد اين موضع به اندازه‌اي ارزش افزوده بالايي دارد كه قابل مقايسه با گونه‌هاي وحشي نيست.

ضمن اينكه باور داشتيم بازارهاي جهاني هميشه خريدار هستند و هرگز نمي‌توانيم پاسخگوي يك درصد بازار آن هم باشيم. در چه سالي مجتمع كشاورزي كندلوس را تاسيس كرديد؟ دوماه پس از وقوع انقلاب مقدمات كار را شروع كردم و در سال 1363 به طور رسمي فعاليت مجتمع آغاز شد.

به گردش مالي كار در آن روستاي كوچك و دورافتاده هم اشاره مي‌كنيد؟

زماني كه مجتمع كشاورزي كندلوس راه‌‌اندازي شد چند پروژه ديگر راهم انجام مي‌دادم. حاصل تمام آن تلاشها تربيت مديركل، وكيل، شاعر، موسيقي‌دان، نويسنده و... از ميان 180 كودك بود كه مي‌خواستند همان چوپان، كشاورز و... باقي بمانند.

به دليل تلاش هايي كه در توسعه و آباداني كندلوس صورت گرفت اين منطقه جهاني شده است و دولت آن را به عنوان يك منطقه توريستي بين‌المللي انتخاب كرده است. مانند دهكده‌هايي كه در جنوب فرانسه از اقصي نقاط دنيا توريست و جهانگرد دارد. دولت دكتر احمدي‌نژاد 500 ميليون تومان بودجه صرف آن كرد و كندلوس امروز قطب بين‌المللي توريستي است. سالي 60 هزار گردشگر داريم كه اتفاق پيش پاافتاده‌اي براي يك ايراني نيست.

 اما در اين مدت حتي يك خسته نباشيد ساده هم از سيستمهاي دولتي دريافت نكردم. هرچند فرهنگ تاريخي كشورمان به نحوي است كه افراد پس از مرگشان موردتوجه و عنايت قرار مي‌گيرند! طي سال هاي فعاليتم هيچ بودجه‌اي از دولت نگرفتم و هميشه بصورت شبانه روزي كار كرده‌ام.

 در اين سالها حتما با مشكلاتي هم مواجه بوديد چگونه با آنها برخود مي‌كرديد؟

زماني كه شركت‌ هگزان را با پتروشيمي شريك شدم پس از مدتي متوجه شدم حاصل 20 سال تلاش بي‌وقفه‌ام به صفر رسيده است و من مانده‌ام و كوهي از بدهي كه پتروشيمي آنرا پرداخت نكرده بود و بانك مرا مقصر مي دانست زيرا امضاي مدارك و اسناد با بنده بود.

هرروز با دادگاه و مامور روبه رو بودم. لذا مجبور شدم از طريق نزول بدهي ها را پرداخت كنم و مجددا با اجاره يك دفتر كوچك كارم را از صفر آغاز نمايم. شرايط بسيار سختي پيش‌رو داشتم، فشارهاي مالي زيادي هم به دوشم بود از سويي دو ميليارد تومان بدهي به بانك داشتم و مرا ممنوع‌الخروج اعلام كرده بودند دوراني را سپري كرده‌ام كه حتي هزينه روزمره هم به سختي تامين مي‌شد و مجبور بودم آلبوم‌هاي تمبر را بفروشم اما تلاش كردم و با يك دفتر كوچك به توليد لوازم آرايشي بهداشتي پرداختم و براي اولين بار در ايران ژل كتيرا را روانه بازار مصرف كردم.

سپس با پوست ميوه‌هاي معطر چاي كيسه‌اي با 10 طعم مختلف را به توليد انبوه رساندم كه آن‌هم با موفقيت روبرو شد. شبانه‌روز كار كردم تا توانستم سراپا بايستم. بارها گفته‌ام اگر مرا در كويرلوت رهاسازي پس از يك سال كه به كوير بياييد مشاهده خواهيد كرد كه در آنجا هم باغي درست كرده‌ام!

در طي سالهاي فعاليتم با شكست‌هاي وحشتناك و سنگيني مواجه بودم حتي به دليل حضور درعرصه‌هاي فرهنگي كانديداي قتل‌هاي زنجيره‌اي هم شدم. وزارت اطلاعات بعدها متوجه شد كه من فردي سياسي نيستم بلكه عاشق ايران و سرزمينم مي‌باشم. ايران سرزميني بسيار گسترده و بزرگ است كه در آن انرژي ارازنتر از آب است، 8 هزار و 300 گونه گياه در اين سرزمين وجود دارد، 300 روز آفتابي داريم و 20 ميليون نيروي جوان در اختيار است با يك ميليون و 648 هزار كيلومتر مساحت.

اينها ثروت اندكي نيست همه‌‌چيز براي پيشرفت مهياست اما اگر ملتي در چنين سرزمين پربركتي، فقير باشد دليل آن فقر فرهنگي است. با يك ايده نو در شرايطي كه ميليونها تومان بدهكار بوديد كسب و كار جديدي راه انداختيد و پس از يكسال هم به موفقيت دست يافتيد، در حال حاضر چند مجموعه تحت مديريت شما اداره مي‌شود؟

 سه مجموعه فرهنگي كه شامل يك موزه مردم‌شناسي با اشيائي از دوران قبل از ميلاد تا اواخر عهد قاجار.

اين مجموعه شامل رستوران، مهمان‌سرا، پارك، فروشگاه و كليه اماكن موردنياز توريست‌ها است. مجتمع كشاورزي كندلوس هم به عرضه گياهان دارويي مي‌پردازد. موسسه خيريه هم به فعاليت‌هاي عمراني فرهنگي و بهداشتي مي‌پردازد. در حال حاضر پروژه بسته‌بندي آب را دنبال مي‌كنم تا يكصد شغل جديد ايجاد شود.

بدين منظور در يك منطقه محروم چشمه‌اي شناسايي كرده‌ام كه آب آن از كيفيت فوق‌العاده‌اي برخوردار است، فعلايت ديگري كه شروع كرده‌ام ساخت و ساز مجموعه‌هايي در مناطق كوهستاني كشور جهت فروش يا اجاره به گردشگران مي‌باشند.

به عقيده شما هر انساني مي‌تواند كارآفرين باشد؟

خير. كارآفرين دو بخش دارد كه ريشه در ژنتيك و اكتساب از محيط دارد. فردي كه از همان كودكي جاه‌طلب است و بزرگ فكر مي‌كند و ايده‌هاي متعددي در ذهن مي‌پروراند بايد دانست كه كارآفرين است و همين انسان كوچك، افق‌هاي بزرگي را مشاهده مي‌كند.

 شرايط زندگي و اجتماع در كارآفرين شدن افراد موثر است ما در اين جامعه و با اين دولت زندگي مي‌كنيم و مي‌دانيم كسي به دادمان نخواهد رسيد و حتي مورد تمسخر هم قرار مي‌گيريم. اگر ايده‌هايي در ذهن داريد آن را باور كنيد اما اگر به آن تحت عنوان سكو نگاه مي‌كنيد، كار نكردن را بهانه نكنيد.

اگر آن اين ايده را باور داريد آن را باور سازيد. من اعتقاد ندارم كه اين امر مشكل بزرگي براي توقف باشد. طرح را مي‌توان با دوستان،‌ اطرافيان و بانك در ميان گذاشت و انجام داده من براي تحقق ايده‌ام منزلم را به فروش رسانده‌ام اما از همان ابتدا به آن ديده اطمينان كافي داشتم.

حتي زماني كه با مشكلات متعددي هم مواجه شدم و پول نزول كردم هم اين اعتقاد را داشتم و لحظه‌اي متزلزل نشدم. ممكن است به جالب‌ترين ايده‌اي كه تاكنون داشتيد اشاره كنيد؟ احداث موزه مردم‌شناسي توسط يك فرد حقيقي، ايده‌اي بود كه بازتابهاي گسترده‌اي در جامعه داشت.

اينكه براي نخستين بار به جاي پودر لباسشويي، مايع لباسشويي به توليد رسيده و روانه بازار شده ايده جالبي بود كه در سال 73 به مرحله اجرايي رسيد. هرچند ده سال مبارزه كردم تا ايده‌ام را به مرحله عمل تبديل كردم. معقتدم كارآفرين نبايد عمرش از به انجام يك فعاليت اختصاص دهد. بايد سراغ فعاليت‌هاي ديگر هم برود و مثلا صد ايده را به نتيجه برساند. اگر كارآفرين در يك شغل باقي بماند ديگر كارآفرين نيست.

 

  بازگشت به صفحه نخست پایگاه مرکزی موسسه

 

 

 

 

  

  در گروپ تعطیلات عضو شوید     

عضویت در این گروپ برای همه آزاد میباشد

اعضای محترم عضو در موسسه تنها با تماس تلفنی با شماره ۰۹۱۹۲۱۲۰۵۲۴  و ایجاد هماهنگی قبلی و ارایه آی دی خود به صورت اس ام اس میتوانند در گروپ شیوار ۸۱ عضو شوید

لطفاْ جهت برخورداری مختص اعضاء  از مزایای عضویت در موسسه شیوار با ما در این زمینه همکاری نمایید تا بتوانیم خدماتی را که ویژه اعضا است را در اینجا ارایه کنیم

 

گروپ شیوار 81

 


برچسب‌ها: دکتر جهانگیری, علی اصغر جهانگیری, دکتر علی اصغر جهانگیری
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 2:6  توسط موسسه گردشگری شیوار کوهستان  |